1 ما لخت ، خيس و گرسنه متولد ميشويم . بعد اوضاع وخيمتر ميشود. ضربالمثل چيني
2 ياد گرفتن زبان جنس مخالف ، مثل ياد گرفتن زبان دوم است.
3 زنان چون توانائي زباني بيشتري از مردها دارند ، بيشتر نق ميزنند.
4 مغز زنان طوري است كه ميتوانند چند كار را همزمان انجام دهند ؛ ولي مردان در آن واحد فقط يك موضوع را ميتوانند دنبال كنند (بعضي از مردان ، جويدن آدامس و راه رفتن را نيز نميتوانند با هم انجام دهند !)
5 نق زدن يا انتقاد مداوم ، نوعي وسيلهي دفاعي براي زنهاست و نشانهي ناخشنودي او از چيزي است (احساس غبن).
6 كساني كه حس ميكنند ؛ كارهائي كه انجام ميدهند جزئي است و هرچه هم كه خوب انجام بدهند ؛ كسي بهائي به آن نميدهد ؛ سرخورده ميشوند و نق ميزنند.
7 بررسيها نشان ميدهد كه مردان ازدواج كرده بيشتر از مردان مجرد عمر ميكنند . بعضي از مردان ميگويند زندگي طولانيتر به نظرميرسد ! !
8 بدترين احساس بعد از ازدواج ، اين است كه مرد حس كند كه با مادرش زندگي ميكند (يعني دائما ميخواهد مواظب او باشد و او را تربيت كند ) و زن بهنظرش برسد با يك پسر نابالغ و شيطان سر و كله ميزند (يعني هر چيزي را كه به او تذكر ميدهد انجام نميدهد ).
9 راههاي جلوگيري از نق زدن
الف اگر احساس بدي داريد صريحا بيان كنيد.
ب بيشتر از فاعل من بهجاي تو استفاده كنيد چون كلمهي تو حالت تدافعي ايجاد ميكند.
ج پس از كارهاي روزانه 30 دقيقه به مرد فرصت دهيد تا تنها يا آرام باشد.
د اگر كسي كاري را انجام نميدهد مجازاتي براي آن تعيين كنيد نه اينكه آن را خودتان انجام دهيد و در عوض نق بزنيد.
هـ ارتباط دوسويه را بهبود ببخشيد تا حالت «برنده – برنده» ايجاد شود نه «برنده – بازنده»
و براي انجام هر كار زمان خاصي را تعيين كنيد نه اينكه مرتب يادآوري كنيد.
10 چرا مردان مرتب راهحل نشان ميدهند و توصيه ميكنند؟ براي هزاران سال مغز مردان طوري عادت كرده است كه روي مسائل و مشكلات تمركز كند و به نحوي آنها را حل كند ( مثل تمركز براي شكار يك حيوان وحشي ) ولي زنان وقتي مشكلي را با مردان مطرح ميكنند ميخواهند با صحبت كردن دربارهي آن ، استرس خود را كاهش دهند و اگر مرد بلافاصله راهحلي را ارائه بدهد فرصت صحبت كردن و آرامش بيشتر را از زن ميگيرد.
11 بيان همدردي با يك مرد هنگامي كه مشكل لاينحلي دارد ؛ تحقيركننده است. ولي همدردي و همدلي ، به زن آرامش ميدهد.
12 زنها معمولا ميخواهند حرفشان شنيده شود ؛ آنها كمتر به دنبال راهحل هستند.
13 اگر زني براي همسرش درد دل كرد ؛ شوهرش ميتواند صريحا بپرسد : «ميخواهي مردانه به حرفت گوش بدهم يا زنانه ؟» اگر گفت : « زنانه » ، فقط گوش دهيد و از دادن توصيه و راهنمائي خودداري كنيد.
14 چرا مردها با دستگاه كنترل از راه دور ، دائما كانالها را مرور ميكنند ؟ مردها در هزاران سال گذشته پس از شكار با سكوت و خيره شدن به آتش ، استرس خود را كاهش ميدادند و به آرامش ميرسيدند . اكنون اين كار را با خيره شدن به تلويزيون (يا روزنامه) و مرور آن انجام ميدهند . اما زنها ترجيح ميدهند با تمركز روي يك برنامه ، به تمام جنبههاي آن (چهره بازيگران ، لباس ، آرايش ، داستان و . . . .) دقت كنند . به عبارت ديگر مردان با مرور چند دقيقهاي يا حتي چند ثانيهاي روي هر كانال ، تحليل و برآورد خود را از آن برنامه انجام ميدهند و به جزئيات دقتي ندارند.
15 مردان نميخواهند بدانند تلويزيون چه برنامهاي دارد بلكه ميخواهند بدانند چه برنامهي ديگري دارد !
16 چرا مردها توقف نميکنند تا مسير را بپرسند؟ مردها حس جهتيابي و درک فضاي بهتري از زنها دارند و سالها اين مهارت ، يک امتياز برايشان محسوب ميشده است بنابراين پرسيدن نشاني ، اقرار به ضعف است (مردها آهن بيشتري در سمت راست مغزشان دارند بنابراين شمال را بهتر تشخيص ميدهند) .
17 فكر ميكنيد چرا بايد 4 ميليون اسپرم به جانب يك تخمك حركتكنند تا يكي از آنها به تخمك برسد؟ دليلش اين است كه هيچكدام مسير را نميپرسند.
18 چرا مردها از خريد كردن خوششان نميآيد؟ مردها دوست دارند (مثل موقعي كه به شكار ميرفتند) يك مسير مستقيم كه هدف مشخصي دارد طي كنند ؛ ولي در موقع خريد با يك زن ، بايد بهصورت زيكزاك حركت كنند و از جائي به جائي بروند كه اينمطلب آنها را بسيار ناراحت ميكند (چون يك پرسهزني است كه هدف دقيقي ندارد).
19 براي اغلب مردها خريد كردن ، به اندازهي معاينه پروستات توسط دكتر ناخوشايند و استرسزا است !
20 چرا اغلب مردها لباس زشت ميخرند ؟ چون در زمان گذشته مردها عمدا لباسهاي هراسانگيز ميپوشيدند كه دشمنان را فراري دهند.
21 من هميشه در خيابان دست زنم را ميگيرم زيرا اگر دستش را رها كنم او فورا خريد ميكند ! آلن پيز
22 وقتي يك مرد خوشلباس را ميبينيد به چه فكر ميافتيد ؟ به اين فكر كه حتما لباسش را زنش برايش لباس ميخرد ! !
23 هيچ مردي بيش از 30 دقيقه حوصله خريد كردن را ندارد (در بهترين حالت)
24 چرا مردها عادتهاي زشت مثل آروغ زدن ، ور رفتن با بدنشان و . . . دارند ؟ چون مردان توجهي به جزئيات ندارند ؛ عادات زشت خودشان و حتي زنان را نميبينند يا اهميتي به آن نميدهند .
25 چرا مردان از تعريف كردن لطيفههاي زشت لذت ميبرند ؟ چون خنديدن باعث آرامش و كاهش استرس در آنان ميشود (كاري كه زنان با گريه انجام ميدهند) ضمنا بسياري از مسائل خصوصي كه مردان بر خلاف زنان با يكديگر مطرح نميكنند ؛ در لطيفههاي بيادبانه بيان ميشود .
26 باجخواهي عاطفي (وادار كردن كسي به انجام كاري بهوسيلهي فشار عاطفي و احساسي مثل گريه يا قهر) اگرچه در كوتاه مدت باعث رسيدن به مقصود ميشود ولي در بلند مدت يك رابطهي سالم را نابود ميكند.
27 باجخواهان عاطفي با ايجاد حس گناه و از بين بردن اعتماد بهنفس طرف مقابل ، به اهداف خود ميرسند و براي مدتها اين كار ادامه ميدهند.
28 با باجخواهان عاطفي بايد قاطع و محكم برخورد كرد اما نبايد آنها را تهديد كرد يا ضعفهايشان را مورد هدف قرار داد . بهجاي بحث بايد آنها را آموزش داد تا حد و حدود خود را بشناسند.
29 سيستم امتياز دهي زنان و مردان با هم فرق ميكند ؛ يعني مردي كاري را براي زنش انجام ميدهد كه به نظرش خيلي مهم است و امتياز مهمي از او گرفته است ولي در نظر زن امتياز كمي داشته است . ولي در عوض كاري كه در نظر مرد مهم نيست ( مثل تعريف از دستپخت او ) براي زن يك امتياز محسوب ميشود.
30 وقتي كه امتيازاتي كه هركدام از زن و مرد از يكديگر گرفتهاند اختلاف فاحشي پيدا ميكند در خانواده تنش ايجاد ميشود آنجاست كه زن ميگويد :« تو هيچ كاري براي من نكردي » .
31 براي امتياز دادن براي زن حجم و اندازهي كاري كه مرد براي او انجام ميدهد مهم نيست تناوب و تكرار مهم است .
32 مرد نصيحت شنيدن و توصيه شدن از سوي زن را به حساب آن ميگذارد كه كارش اشتباه است و زنش با او اعتماد ندارد.
33 زنها ميتوانند چند كار را با هم انجام دهند چون ارتباط دو قسمت مغزشان قويتر است به همين دليل تصادفات مردان هنگام صحبت با موبايل دو برابر زنهاست . ولي مردها بهتر ميتوانند روي يك كار تمركز كنند به همين خاطر بهترين متخصصان هر رشتهاي معمولا مردها هستند .
34 چرا مردان تا اين اندازه به ورزش معتادند ؟ چون مردها براي هزاران سال شكارچي بودهاند اكنون نيز با تماشاي ورزش ، خود را در ميان گروهي حس ميكنند كه مثل شكار روي هدف خاصي متمركزند و هيجان منتظر بودن و حمله كردن را تجربه ميكنند.
35 اگر به مادرشوهرتان ياد بدهيد روزي هشت كيلومتر راه برود در مدت يك هفته 56 كيلومتر از شما فاصله ميگيرد ! !
36 زنها با توجه به خصوصيات مغزي خود ميتوانند روزانه 6000 تا 8000 كلمه صحبت كنند . اين در حالي است كه مردها در حدود 2000 تا 4000 كلمه صحبت ميكنند.
37 مغز مردها راهحلگرا و مغز زنها فرايندگراست .
38 وقتي زن اسرار محرمانه خود را با شما در ميان ميگذارد قصد شكايت ندارد معنايش اين است كه او به شما اعتماد كرده است .
39 زنها از سكوت براي مجازات كردن مردها استفاده ميكنند اما مردها عاشق سكوت هستند.
40 من و شوهرم تصميم گرفتيم تا اختلاف نظرمان را حل نكردهايم نخوابيم ؛ يك شب تا شش ماه بيدار مانديم ! فيليس ديلر
41 زنها ميخواهند به دنبال هر منازعه و مشاجره به آرامش برسند . آنها معتقدند كه صحبت كردن حال همه را بهتر ميكند . اما مردها معتقدند كه حرف زدن وضع را خرابتر ميكند .
42 هم مردها و زنها مبالغه ميكنند اما تفاوت آنها در اين است كه مردها درباره حقايق و اطلاعات مبالغه ميكنند و زنها درباره احساسات و عواطفشان به مبالغه حرف ميزنند .
43 زبان تن (حالتهاي چهره و بدن) شرايط احساسي و عاطفي زن را مشخص ميكند و 60 تا 80 درصد اثرگذاري و اثربخشي مكالمات زنان را رقم ميزند .
44 زنها با پنج لحن متفاوت حرف ميزنند كه مردها تنها سه مورد آن را درك ميكنند . براي زنها كلمات در نهايت 7 تا 10 درصد مخابره پيام آنها را تشكيل ميدهد .
45 مردها بايد به نياز زن براي مبالغه توجه داشته باشند و هرگز در مقابل ديگران او را اصلاح نكنند. زنها هم بايد بدانند كه مردها به قدر مطلق كلمات توجه دارند و بنابراين در حضور آنها تا حد امكان كمتر مبالغه كنند .
46 زنان دوست دارند غير مستقيم دربارهي مسائل صحبت كنند ( و بهصورت پراكنده و دربارهي مسائل مختلف ) ولي اينطور حرف زدن ذهن مردها را آشفته ميكند . در اين مواقع بايد بدون ارائه راه حل به حرف زنان گوش داد .
47 زنها به جزئيات بسيار اهميت ميدهند ولي براي مردها نتيجهگيري كلي مهم است .
48 مردها قيافه را به مغز و درايت زن ترجيح ميدهند زيرا مردها بيشتر از فكر كردن ، ميبينند .
49 زنها نميتوانند با مردها بجنگند ،بايد قلقشان را بهدست بياورند .
50 تنها دشمنان حقيقت را ميگويند ؛ دوستان و عشاق تا بخواهيد دروغ تحويل يكديگر ميدهند . استيون كينگ
51 زنان چون دقت بيشتري در تشخيص لحن صدا و زبان تن دارند ؛ دروغ را بيشتر از مردان تشخيص ميدهند وگرنه كمتر از مردها دروغ نميگويند .
52 زنها چون حافظهي بهتري از مردان دارند ؛ در موقع دروغ گفتن ، دروغها قبلي را بهياد ميآورند و با دقت در گفتن دروغ ، كمتر لو ميروند .
53 در هنگام دروغ گفتن خون بيشتري در بدن جريان مييابد و افزايش گردش خون در ناحيه بيني باعث خارش بيني ميشود .حتي بيني به مقدار خيلي كمي كه به طور طبيعي قابل تشخيص نيست درازتر ميشود ( تأثير پينوكيو ! ) .
54 تبسم هنگام دروغگوئي نامتقارن است ؛ يعني دو سوي لب به يك اندازه بالا نميرود .
55 علامتهاي دروغگوئي :
- گره يا جمع شدن عضلات صورت
- برقرار نكردن تماس چشمي
- بهحالت ضربدري قرار دادن دستها و پاها
- تبسم زوركي
- باريك شدن مردمك چشمها
- صحبت با سرعت زياد
- پنهان كردن دستها
- تلفظ اشتباه كلمات
- تظاهر به دوستي و خندهي بيش از اندازه
56 چه كنيم كه كمتر دروغ بشنويم :
- روي صندلي بلندتري بنشينيد .
- ساقهايتان را روي هم نياندازيد . بازوانتان را از هم باز كنيد و به پشتي صندلي تكيه دهيد .
- آنچه را كه ميدانيد با آنها درميان نگذاريد ، نگوئيد كه ميدانيد آنها دروغ ميگويند .
- خودتان را به آنها نزديك كنيد .
- به آنها فرصت استراحت بدهيد . كاري كنيد كه بتوانند به راحتي حقيقت را بگويند .
- آرامش خود را حفظ كنيد هرگز در برابرشان شگفتزده نشويد .
- آنها را متهم نكنيد . عباراتي مانند « چرا به من زنگ نزدي ؟ » و مثل آن ، ميتواند آنها را به دروغ گفتن تشويق كند .
- به آنها آخرين فرصت را هم بدهيد. دروغشان را ناديده بگيريد و بگوئيد: «چه ميتوانيم بكنيم كه چنين چيزي تكرار نشود»
57 در درون هر پيري ، جواني وجود دارد كه نميداند چه شد كه اينگونه زود گذشت .
58 اغلب مرداني كه جوائز بزرگ ميبرند و پول زياد به دست ميآورند ؛ يا زود ورشكسته ميشوند يا زود ميميرند .
59 براي حداقل يكصدهزار سال مغز مردها به صورتي تربيت شده كه بهعنوان شكارچي هدفي را پيدا كنند و به آن ضربه بزنند به همينخاطر به جزئياتي مثل رابطه با ديگران توجه دقيقي ندارند .
60 ورزش مدرن به نوعي جايگزين شكار شده است .
61 70 تا 80 درصد مردها در همهجا ميگويند كه مهمترين جنبه زندگيشان كارشان بوده است . اما 70 تا 80 درصد زنها ميگويند كه مؤفقيت را در خانواده خود جستجو ميكنند .
62 زندگي كردن با يك مرد بازنشسته ، معمولا يكي از بزرگترين معضلاتي است كه زنها با آن روبرو ميشوند .
63 استرسي كه بازنشستگي براي مردها ايجاد ميكند ؛ بهخاطر از دست دادن شغل نيست ؛ مسئله از دست دادن هويت است ؛ ترس از بيمصرف و بياهميت بودن است