تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
مطالب خواندنی و جالب

بیشتر سختی های زندگی در این است كه میكوشیم از حقایق آن بگریزیم.

--------------------------------------

آینده ها به نظر بزرگ جلوه میكنند اما وقتی كه گذشتند می فهمیم كه ناچیز بوده اند.

--------------------------------------

انسان صد سال هم زندگی نمیكند اما غصهء هزار سال را میخورد.

--------------------------------------

برایه اینكه انسان به كمال برسد صد سال كافی نیست ولی برایه بد نامی او یك روز كافیست.

--------------------------------------

گل سرخ فقط برایه افرادی خار دارد كه در صدد بر می آیند آن را بچینند.

--------------------------------------

رنجی كه واقعا شجاعانه تحمل شود دل سنگ را هم نرم میكند.(گاندی(

--------------------------------------

مصائب و بد بختیهایه امروز میوه های اعمال دیروزند.

--------------------------------------

بی پول حتی صلح به دشواری بدست خواهد آمد.( چرچیل(

--------------------------------------

آدم بخیل و خسیس برای ثروت خود نگهبان و برای وارثان خود انبار دارست ، هرگز امانتدارِ مال دنیا نشو.

--------------------------------------

اندیشه هایه خوب تراویدهء روحِ پاك است و بوی خوش تراویدهء گلی خوشبوست.

--------------------------------------

اظهار نظر آزاد است ولی حقیقت مقدس است.

---------------------------------------

هرچه بیشتر فكر كنیم بیشتر در می یابیم كه هیچ نمیدانیم،پس آنكه میگوید همه چیز را میداند بدان اصلا فكر نمیكند و هیچ نمیداند.

نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:43 توسط مهدی | |
زیبایی

صدفی به صدف دیگر گفت: درد زیادی در درونم احساس می کنم . دردی سنگین که مرا عذاب می دهد . صدف دیگر با غرور گفت : ستایش خدای آسمان ها و زمین را ، که من هیچ دردی را در خود ندارم ، خوب  هستم وسلامت . در همان لحظه خرچنگی از آنجا عبور می کرد و صحبت آنها را شنید رو کرد به صدف از خود راضی و گفت : بله ،تو کاملا خوب و سلامتی ، اما دردی که همسایه ات را می آزارد ، مرواریدی بی نهایت زیباست که تو از آن بی بهره ای !

 

سرکرد نوایی که همه گوش شدم

وزخود شدم و خودی فراموش شدم

القصه در آن سحر که من بودم و او

حرفی به من آموخت که خاموش شدم

گفتم ز چه در فکر فرویند همه

بریاد کدام گفتگویند همه

جامیم نهاد به پیش و گفتند

در میکده مست روی اویند همه

آمد سحر و نوای مؤذن برخاست

افزود به هرفروده و کاسته کاست

یک سوی چراغ ومصحف وسویی دوست

بنگر چه قیامت به چه توفیق آراست

نیما یوشیج

مجموعه آثار نیما دفتر اول

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 8:31 توسط مهدی | |
دست خدا

روزی در یک دهکده کوچک ، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند ، نقاشی کنند .

او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر از غذا را نقاشی    خواهند کرد ، ولی وقتی « داگلاس » نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد معلم شوکه شد،

او تصویر یک « دست » را کشیده بود ، ولی این دست چه کسی بود ؟

بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم متعجب شده بودند ، یکی از بچه ها گفت : من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند . یکی دیگر گفت : شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد .    

هر کس نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگلاس رفت و از او پرسید : این دست چه کسی است ، داگلاس ؟

داگلاس در حالی که خجالت می کشید ، آهسته جواب داد : خانم معلم ، این دست شماست . معلم به یاد آورد از وقتی  که «داگلاس» پدر و مادرش را از دست داده بود به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازش بر سر او بکشد .

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 7:54 توسط مهدی | |
!!!!

استاد ميگويد : ديدگانت را ببند و يا حتي با ديدگان گشوده گروهي از پرندگان را در پرواز تصور كن ، اكنون بگو چند پرنده ديدي ؟ پنج ؟ يازده؟ شانزده پرنده ؟

پاسخ هرچه باشد - و گفتن اينكه چند پرنده ديده شده بسيار دشوار است - در اين تجربه كوچك يك چيز كاملا آشكار ميشود.

ميتوان گروهي از پرندگان را تصور كرد ، اما تعيين تعداد پرندگان آن گروه از اختيار آدمي خارج است ، هرچه هم كه آن صحنه واضح ،روشن و دقيق باشد . بايد پاسخي به اين پرسش وجود داشته باشد  

چه كسي تعداد پرندگاني كه درآن صحنه ظاهر شده اند را تعيين ميكرد ؟

 

!! آن شخص تو نبوده اي

پائولو كوئليو

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 9:5 توسط مهدی | |
مطالب جالب

كار نیك خود را با منت گذاشتن ضایع نكن. امام جواد(ع)

اگر امروز برای به دست آوردن آنچه دوست داری,تلاش نکنی؛ فردا مجبور هستی آنچه را داری دوست داشته باشی.

عشق گوهر گرانبهائیست البته اگر با متانت و پاكی همراه باشد.

هركه را از دست میدهیم بی آنكه بخواهیم پاره ای از وجود ما را میبرد پس سعی كن كمتر از دست بدهی تا وجودت صد تكه نشود.

راستی با ارزشترین چیز در وجود انسان است،اجازه بدهید كمی از آن استفاده كنیم.

برای پیدا كردن دوست باید یك چشم را بست و برای نگه داشتن او هر دوچشم را ببند.

تو میگویی زمان میگذرد،ولی افسوس زمان ثابت است ما میگذریم و پیر میشویم و از گردونهء زمان كمكم خارج میشویم،پس بگذار با نامی خوب از این گردونه خارج شویم.

رهرو آن نیست كه گه تند و گه آهسته رود،رهرو آنست كه آهسته و پیوسته رود.

آنان كه قلبشان آشیانه عشق ومحبت است چنان توانایندكه هیچ نیرویی توان مقابله باآنان راندارد.این كسان به آسانی برمصائب ومشكلات چیره می شوندوآنان راازمیان برمی دارند

انسانهای منطقی خود را با محیط وفق می دهند اما انسانهای غیر منطقی محیط را با خود مطابقت می دهند.

تمام پیشرفت بشر ماحصل تلاش انسانهای غیرمنطقی است

هیچكس با آموزش راه رستگاری را نیافت.

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید .

عشق جا زدن و كنار كشیدن نیست ، بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است.

آنكه تواناتر است زودتر میبخشد.((حضرت علی))

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 7:42 توسط مهدی | |
دروغگو دشمن خداست

چه کسی مایل است هفتاد هزار ملک او را نفرین کنند؟

یکی از گناهانی که در قرآن، روایات و اخبار به دست آمده از معصومین (علیه السلام) به کبیره بودنش تصریح شده «دروغ» است.

 

دروغگو دشمن خداست. این جمله یکی از آن جملاتی است که اغلب ما از کوچکی آن را می شنویم و به زشتی کار آن پی می بریم. داستان چوپانی که برای خوشگذرانی دروغ می گوید و سرانجام به عاقبتی بد گرفتار می آید، یکی از آن داستان هایی است که تمام مردم ایران آن را شنیده اند؛ اما آیا واقعا آن را درک کرده اند؟

از امام حسن عسگری (علیه السلام) روایت است که «تمام بدی ها در حجره ای قفل شده است و کلید گشودن آن دروغ است»

 

یا در جایی دیگر از حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت است که

«مومن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار ملک او را لعنت می کنند و بوی گندی از قلبش بیرون می آید که تا به عرش می رسد و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای با مادر است برای او می نویسد»

 

و شکی نیست که گناهی که عقوبتش به این حد باشد از کبائر (گناهان کبیره) است.

 

قرآن مجید و دروغ :

خداوند در سوره نحل آیه 117 می فرماید:

«جز این نیست که می بافند دروغ را، کسانی که ایمان نیاورده اند و تصدیق نکرده اند نشانه های خداوند را» یعنی دروغگو  به آیات خدا ایمان ندارد. »

 

یا در سوره زمر می فرماید:

«به درستی که خداوند راهنمایی و لطف نمی فرماید درباره کسی که دروغگو و بسیار ناسپاس نسبت به منعم حقیقی است»

 

آیات وارده در بزرگی گناه دروغ، شدت عقوبت، مفاسد و زیان های پیامدش فراوان است که به اختصار به ذکر آنها می پردازیم.

 

1- دروغ، فسق است (دروغ و دروغگو فاسق است)

2- دروغ، قول زور است چنانچه در قرآن سوره حج/ آیه 31 آمده که ازبت پرستی و قول زور (دروغ) بپرهیزید

3- دروغگو ایمان ندارد

4- از حضرت امام باقر (علیه السلام) است که دروغ تمامش اثم و گناه است

5- دروغگو مورد خشم و لعنت خداست

6- دروغگو روسیاه است. (پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموند: از دروغ بپرهیزید زیرا که روی دروغگو سیاه است)

7- بوی گند دروغ. دروغگو به واسطه دروغ، بوی دهانش در قیامت گندیده است.

 

حدیثی از حضرت صادق (علیه السلام) است که «از مجازات دروغگو آن است که خداوند، فراموشی را بر او مسلط می گرداند»(وسائل الشیعه)

 

پس دروغی می گوید و آن را فراموش می نماید و بعد خبری می دهد که  منافی با دروغ اولی است و خود را نزد مردم رسوا می سازد.

روایتی از عاقبت دروغگو در ضمن حدیث طولانی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که آن حضرت مشاهدات خود را از معراج بیان نموده. از آن جمله فرمودند:

ديدم مردي را كه بر پشت خوابانيده شده و ديگري بر سرش ايستاده و در دستش مانند عصايي از آهن كه سرش كج باشد، بود بر يك طرفش مي آمد و با آنچه در دستش بود، به رويش مي زد، از طرف دهان تا قفايش را قطعه قطعه مي كرد و همچنين به بيني و چشمش مي زد تا قفاي آن، آنگاه به طرف دیگر مي آمد و  همين كار را تكرار مي كرد. هنوز از اين طرف فارغ نشده، طرف ديگر صحيح و به حال اول بر مي گشت و با او همان كار اول را مي كرد. پرسيدم علت عذاب اين شخص چيست؟ به من گفتند: اين مردي است كه صبح كه از خانه اش بيرون مي رود، دروغي مي گويد كه زیانش به آفاق مي رسد و تا روز قيامت با او چنين عذابي مي كنند.

آري دروغ سبب خذلان الهي است و خداوند دروغگو را هدايت نمي كند. بهار و طراوت انساني از او سلب شده و از فيض خواندن نماز شب و بهره گيري از بركات آن محروم مي گردد.

حضرت عيسي بن مريم (علیه السلام) فرمود:

«كسي كه دروغ گويي اش زياد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بين مي رود به طوري كه مردم از او متنفر و منزجر مي شوند.»

 

 

مراتب دروغ :

1-  دروغ بر خدا، پيغمبر و امام؛

بدترين مراتب دروغ همین مرتبه است. خداوند در سوره نحل مي فرمايد:

 «نگوييد چيزي را كه بر زبان هاي خود وصف مي كنيد دروغ را و مي گوييد اين حلال است و اين حرام، تا افترا كنيد بر خدا دروغ را. جز اين نيست آنان كه به خدا دروغ مي بندند از عذاب خدا در دنیا و آخرت رستگاری نیابند، در دنیا بهره قلیلی دارند و برای ایشان در آخرت عذاب دردناكي است».

 

حضرت باقر (علیه السلام) خطاب به ابونعمان فرمود: يك دروغ هم از قول ما مگو؛ زيرا كه آن دروغ تو را از دين حنيف اسلام خارج مي كند‌.» البته فرقي در حرمت دروغ نيست بين اينكه دروغ را به زبان بگويد، به قلم بنويسيد يا به اشاره بفهماند.

 

ترجمه به خلاف هم، دروغ است؛ مثلا بگويد خداوند به فلان پيغمبر چنين وحي فرستاده و جمله اي كه از قرآن نباشد به قرآن نسبت دهد يا اينكه آيه قرآن را ترجمه به خلاف نمايد. خاطره اي از ترجمه و تفسير سوره حمد توسط امام خميني (ره) ياد دارم كه ايشان در ابتداي ترجمه و تفسير اين سوره عظيمه قرآن بر محدوديت و نقصان فهم خويش از درك آيات اشاره كرده و مرتب مي فرمودند: «من اين جوري فهميدم». خدايش بيامرزد و او را رحمت كند.

 

2-  سوگند، گواهي و شهادت؛

از مراتب دروغ كه شبهه اي در كبيره بودنش نيست، قسم دروغ، شهادت دروغ و كتمان شهادت است.

 

3-   دروغ مفسده دار؛

 هر دروغي كه در آن مفسده و زيان است سبب تلف شدن اموال، ريخته شدن آبروها و خونها گردد.

 

4-   دروغ  از روي مزاح و شوخي

 دروغ هايي كه از روي مزاح و شوخي برا ي تفريح و خنده گفته مي شود.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 8:32 توسط مهدی | |
داستان خواندنی

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟


استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.


آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟


شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"


استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"


شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"


استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"


شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.


شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"


استاد پاسخ داد: "البته"


شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "


شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.


مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."


شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"


شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"


زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.



نام آن مرد جوان:
آلبرت انیشتن

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 9:51 توسط مهدی | |
سخنان بزرگان

وقتي ارتباط عاشقانه ات به انتها ميرسد ، فقط به سادگي بگو«همه اش تقصير من بود .

جكسون براون

 

اگر به مهماني گرگ مي رويد ، سگ خود را به همراه ببريد .

گوته

 

آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .

چيني

 

وقتي نانوا نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري ميدهد ، خدا با او در كنار تنور ايستاده است .

كريستيان بوبن

 

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم .

شكسپير

 

استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي .

گوته

 

بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي .

فوخ

 

بردن ، همه چيز نيست ، اما تلاش براي بردن چرا .

لومباردي

 

اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند.

سقراط

 

عادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند .

شكسپير

 

از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند . اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او ..............

گوته

 

ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند .

( البته از ديد اسپانيولي ها )

 

در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس : « از طرف كسيكه فكر ميكند تو بينظيري » .

براون

 

عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد .

بوبن

 

مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .

رومن رولان

 

نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 10:58 توسط مهدی | |
آيا ميدانستي ....

آيا ميدانستي که شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند؟


 

آيا ميدانستي که داريوش برای جلوگيری از قحطي آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ايران بوده سدی عظيم بروی رود سند بنا نهاد؟


 

آيا ميدانستي که هواپيماهای جديد بويينگ ميتوانند باری معادل 140 تن را جابجا کنند؟


 

آيا ميدانستي که مساحت سوراخ اوزون برابر با 24 ميليون کيلومتر مربع ميباشد، يعني تقريبا" به اندازه آمريکای شمالي!!؟


 

آيا ميدانستي سالانه 1.3 ميليون متر مکعب چوب صرف درست کردن چوبهای غذای خوری در چين ميشود؟


 

آيا ميدانستي در طوفان شن در کوير های بزرگي چون کوير صحرا در آفريقا بين شصت تا دويست ميليون تن شن جابجا ميشود؟


 

آيا ميدانستي ماموتها که ده هزار سال پيش نسلشان منقرض شد تا شش سالگي شير مادرشان را ميخوردند؟


 

آيا ميدانستي که وقت تابستاني برای اولين بار در سال 1916 به اجرا گذاشته شد، بهتر است اين را هم بدانيد که اين مسئله در سال 1700 توسط بنيامين فرانکلين آمريکايي مطرح شده بود؟


 

آيا ميدانستي که لاشخورها قادر به ديدن يك موش كوچك از ارتفاع 4 كيلومتري ميباشند؟


 

آيا ميدانستي که قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد؟


 

راستي به اين فکر کرديد که دندان مصنوعي از چه زماني متداول شده است؟ بايستي بگويم که حدود چهارصد و پنجاه سال پيش مردم به فکر تهيه دندان مصنوعي افتادند، البته اين افراد اشراف زادگان بودند که توانايي پرداخت هزينه دندان مصنوعي را داشتند

ولي جالب اينجا بود که اين دندانهای مصنوعي را از دندانهای مردگان تهيه ميکردند. بدين شکل که دندانپزشکان قديم دندان مردگان را در يک نوع پلاستيک تعبيه ميکردند و تقريبا ميشود گفت که شبيه دندانها مصنوعي کنوني ميشد. وحشتناک اينجا بود که سودجويان در مواقع جنگ هميشه در ميادين جنگي حضور داشتند و پس از کشت و کشتار سراغ مردگان ميرفتند و دندانهای آنها را در مياوردند و به قيمت گزافي به دندانپزشکان وقت ميفروختند

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 7:36 توسط مهدی | |
داستان سرباز....

سربازي كه پس از جنگ ويتنام ميخواست به خانه برگردد ؛ در تماس تلفني خود از سانفرانسيسكو به والدينش گفت:

« پدر و مادر عزيزم ؛ جنگ تمام شده و من ميخواهم به خانه باز گردم؛ ولي خواهشي از شما دارم.دوستي دارم كه مايلم او را به خانه بياورم»

والدين او در پاسخ گفتند:ما با كمال ميل مشتاقيم كه اورا ملاقات كنيم.

پسر ادامه داد: «ولي لازم است موضوعي را در مورد او بدانيد. او در جنگ به شدت آسيب ديده و در اثر برخورد با مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد. بنابر اين ميخواهم اجازه دهيد كه او با ما زندگي كند.»

والدين گفتند: پسر عزيزم شنيدن اين موضوع براي ما بسيار تاسف بار است ؛ شايد بتوانيم به او كمك كنيم كه جايي براي زندگي پيدا كند.

پسر گفت:« نه ؛ من ميخواهم او با ما زندگي كند.»

والدين گفتند: تو متوجه نيستي. فردي با اين شرايط موجب دردسر ما خواهد شد.ما فقط مسئول زندگي خودمان هستيم و نميتوانيم اجازه دهيم مشكل فرد ديگري زندگي ما را دچار اختلال كند. بهتر است به خانه باز گردي و او را فراموش كني.دوستت راهي براي ادامه زندگي خواهد يافت.

در اين هنگام پسر با ناراحتي تلفن را قطع كرد و والدين او ديگر چيزي نشنيدند.چند روز بعد پليس سانفرانسيسكو به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از يك ساختمان بلند جان باخته است که مشكوك به خودكشي مي باشد.پدر و مادر سراسيمه به سمت سانفرانسيسكو مراجعه كردند و براي شناسايي جسد به پزشكي قانوني رفتند.آنها فرزند را شناختند و به موضوعي پي بردند كه تصورش را هم نميكردند. فرزند آنها فقط يك دست و يك پا داشت.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 7:36 توسط مهدی | |
داستان دو کوزه

در هند سقایی بود که دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از يک سر ميله اي آويزان مي کرد و روي شانه هايش مي گذاشت . در يکي از کوزه ها شکافي وجود داشت . بنابراين در حالي که کوزه سالم ، هميشه حداکثر مقدار آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب مي رساند، کوزه شکسته تنها نصف اين مقدار را حمل مي کرد. براي مدت دو سال ، سقا فقط يک کوزه و نيم آب را به خانه مي رساند. کوزه سالم به موفقيت خودش افتخار ميکرد. اما کوزه شکسته بيچاره از نقص خود شرمنده بود و از اينکه تنها مي توانست نيمي از کار خود را انجام دهد، ناراحت بود. بعد از دوسال روزي در کنار رودخانه ، کوزه شکسته به سقا گفت :

« من از خودم شرمنده ام و از تو پوزش میخواهم چون در اين دو سال گذشته من تنها توانسته ام نيمي از کاري را که بايد ، انجام دهم . به خاطر شکاف های من ، تو مجبور شدي اين همه تلاش کني ولي باز هم به نتيجه مطلوب نرسيدي.» سقا لبخندی زد و گفت : « کوزهء نازنینم!از تو مي خواهم در مسير بازگشت به خانه، به گل هاي زيباي کنار راه توجه کني.» در حين بالا رفتن از تپه ، کوزهء شکسته گل هاي باطراوت و زیبای کنار جاده را دید که با گرمای آفتاب ميدرخشیدند وعطر شان همهء فضا را فراگرفته بود. سقا گفت :

من از شکاف هاي تو خبر داشتم و ببین چگونه از آنها استفاده کردم؟! من در کناره راه ، گل هايي کاشتم که هر روز وقتي از رودخانه بر مي گشتيم ، تو به آنها آب داده اي . براي مدت دو سال ، من با اين گل ها ، خانه اربابم را تزئين و عطرآگین ساختم . بي وجود تو ، خانه نمي توانست اين قدر زيباو مطبوع باشد.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 15:19 توسط مهدی | |
داستان جالب

محمد بن سيرين، مشهور به ابن سيرين؛ فقيه، محدث و خوابگزار بزرگ قرن اول و دوم هجرى است. در بصره به دنيا آمد و در همان شهر به سال 110 ه.ق درگذشت و در تعبير خواب، شهرت جهانى دارد.
 
ابن سيرين، كسى را گفت:چگونه اي؟

گفت: چگونه است حال كسى كه 500 درهم بدهكار است، عيالوار است و هيچ چيز ندارد؟ 
ابن سيرين به خانه خود رفت و 1000 درهم با خود آورد و به وى داد و گفت:  پانصد درهم به طلبكار ده و باقى را خرج خانه كن، و لعنت بر من اگر پس از اين حال كسى را بپرسم!

 گفتند: مجبور نبودى كه قرض و خرج او را دهى.

گفت: وقتى حال كسى را بپرسى و او حال خود بگويد و تو چاره ‏اى براى او نينديشى، در احوالپرسى منافق باشى.

نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:49 توسط مهدی | |
كوتاه اما شنيدني

· زندگي يعني عشق فرورفتي در آبي كه نمي داني عمق آن چقدر است.
·
زندگي يعني باور غير ممكن ها وقتي كه مرگ را از آن غربال كني.
·
بهترين و بزرگ ترين بال بال روياست به شرطي كه بداني تنها تا مسافتي معين و تا زماني معين مي تواني با آن پرواز كني.
·
نگاه زبان مخصوصي است كه اختياج به مترجم ندارد.
·
هيچ گاه فكر نكن آن فدر بزرگ شده اي كه مي تواني گناهانت را خودت ببخشي.
·
اشتباه براي بار اول اشكالي ندارد اما تكرار دوباره آن نابخشودني است .
·
بدان از چيزي كه هميشه مي ترسي روزي قدرتي شگرف به تو خواهد بخشيد.
·
دنيا آن قدر بزرگ نيست كه تو زشتي هايش را بزرگ ببيني.
·
قدر لحظه هاي عمر را هيچ كس مانند گور كن پير نمي داند.
·
افسوس كه بايگاني ذهن ما ثبت لحظه هاي ناگوار را خيلي بهتر از لحظات خوش انجام مي دهد.
·
افكار بزرگ از آن انسان هاي بزرگ است به شرطي كه با عمل توام باشد.
·
هرگز نخواهي توانست از شر افكار مزاحم راحت شوي مگر آن كه همان باشي كه هستي.

نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:0 توسط مهدی | |
نکات جالب

1- عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
3- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشين‌تحرير» (
TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
7- محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
8- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
9- خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
10- وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
11- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
12- تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.
13- كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
14- حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
15- تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
16- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند.
17- پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
18- فيل‌ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
19- در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي‌ترسند كه نمي‌توانند آن‌ها را بكشند.
21- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند.
22- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
23- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
24- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.
26- فندك قبل از كبريت اختراع شد.
27- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است .

نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 7:34 توسط مهدی | |
هفت نصیحت مولانا

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه (

نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 8:36 توسط مهدی | |
قرآن

 ناپلئون بناپارت ، امپراطور فرانسه و چهره معروف عالم سياست در عرصه بين الملل ، روزى در مورد اسلام و مسلمانان فكر مى كرد و اينكه چطور مى شود، بر كشورهاى اسلام تسلط يافت و مسلمانان را تحت سيطره فرانسه درآورد.

 

از مشاورين خود سؤ ال كرد، مركز مسلمين كجاست ؟ مصر را معرفى كردند. او بسوى مصر حركت كرد؛ پس از ورود به كتابخانه مهم آن شهر رفته و به مترجم گفت : يكى از مهمترين كتابهاى اينها را برايم بخوان و او قرآن را باز كرده و در اول صفحه ، اين آيه را مشاهده كرد: (اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْلَمُونَ الصّالِحاتِ اَنَّ لَهُمْ اَجْراً كَبيرا(اسرائ  /9) به راهى كه استوارترين راههاست ، هدايت مى كند، و به مؤ منانى كه اعمال صالح انجام مى دهند، بشارت مى دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است .


مترجم ، آيه را براى ناپلئون خواند و ترجمه كرد. از كتابخانه بيرون آمدند، شب را تا صبح ، ناپلئون به اين آيه و پيام آن فكر مى كرد. صبح بيدار شده ، دو مرتبه به كتابخانه آمدند؛ از مترجم خواست ، همان كتاب ديروزى را دوباره براى او بخواند و معنى كند و او هم آياتى را خوانده و ترجمه نمود.


شب را باز در فكر و انديشه قرآن و مفاهيم عالى آن به سحر رساند. روز سوم هم ، مثل دو روز قبل ، آياتى خوانده و براى ناپلئون ترجمه شد. بعد از اينكه از كتابخانه بيرون آمدند سؤ ال كرد: اين كتاب چه جايگاهى ، در بين ملت مسلمان دارد و چقدر به آن اهميت مى دهند؟ مترجم گفت : آنها معتقدند كه اين قرآن كتاب آسمانى است و بر پيامبر اسلام نازل شده ، همه اش كلام خداست .


ناپلئون دو جمله گفت ، يكى به نفع مسلمانان و ديگرى به ضرر آنان .


او گفت : آنچه من از اين كتاب فهميدم : اگر مسلمانان فرامين و احكام جامع اين كتاب را فراگيرند و به آن عمل كنند، ديگر روى ذلت نخواهند ديد و اضافه كردتا زمانيكه ، اين قرآن در بين مسلمين حكومت كند، در پرتو تعاليم برنامه هاى آن ، مسلمانان تسليم ما نخواهند شد؛ مگر اينكه بين اين كتاب و آنان فاصله ايجاد شود

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:26 توسط مهدی | |
میلاد امیرالمؤمنین علی علیه السلام و روز پدر بر همه شما مبارکباد.

علی(ع) برای مردم ایران و شیعیان  بسیار بزرگ و پراهمیت است. زندگی اش همواره به عنوان یک مکتب، الگوی مردم ما بوده است و در همه حال  زندگی و روش امام علی را مثال می زنند و او را پدری برای یک امت میدانند ..و میلاد این اختر تابناک را به عنوان روز پدر گرامی میدارند

.. پاسداشت حرمت پدر وظیفه هر فرزندی است. به همه پدران سلام می کنم و برایشان آرزوی طول عمر دارم. به پدر خودم نیز ادای احترام می کنم.

بیایید  نه فقط امروز بلکه همیشه قدر دان پدران باشیم ..مبادا که فردا خیلی دیر باشد

او هیچوقت به من نگفت چه جوری زندگی کنم..بلکه زندگی کرد و اجازه داد که با نظاره کردن او . زندگی کردن را از او بیاموزم.

 یه پدر همیشه دختر کوچولوش رو خانم صدا میکنه ولی وقتی همون دختر کوچولو بزرگ میشه و یه خانوم میشه .. پدر دوست داره اونو  به دختر کوچولو بدونه

این گوشت و خون نیست که رابطه پدر و فرزندی رو ایجاد میکنه بلکه قلب هاست

هر چقدر هم یه دختر سنش بالا بره ولی  هنوز هم گاهی اوقات  دلش شدیدا واسه پدرش تنگ میشه

تصمیم گرفتن برای  صاحب فرزند شدن بسیار مهم و خطیر هست ..زیرا تو در واقع تصمیم میگیری که قلبت بیرون از بدنت این ور و اون ور بره

برای من مهم نیست که یک مرد آیا فقیر هست یا نه ..چون وقتی او خانواده ای داشته باشد یعنی ثروتمتد هست

بزرگترین هدیه خداوندی را من از پروردگار دریافت کرده ام ..من این هدیه را پــــــــدر می نامم

ما هیچ زمانی عشق پدر و مادر نسبت به خودمان را درک نخواهیم کرد تا وقتی که خودمان هم بچه دار بشیم

وجود دارن پدر هایی که فرزندان خودشون رو دوست ندارن ..ولی هیچ پدر بزرگی رو پیدا نمیکنی که نوه اش رو از صمیم قلب دوست نداشته باشه

وقتی که پدری خرج فرزندش رو میده و به او چیزی میده ..هر دوطرف شاد و راضی هستند ..ولی ناراحتی زمانی هست که یک پدر محتاج فرزندش بشه ..که هم پدر و هم فرزند  هر دو متاثر و گریانند

بسیا ر پسندیده و قابل تحسین هست که یه پدر به پسرش ماهیگیری (کار کردن و پول در آوردن :مترجم)رو بیاموزه ..ولی یه جای مخصوص توی بهشت رو پدری داره که به دخترش خرید کردن رو یاد بده

بچه ها شاد بودن و لبخند زدن رو از والدین خود فرا میگیرند

اگه میخوای یه پدر موفق باشی ..یه قانون قطعی وجود داره و اونم اینه که وقتی بچه دار شدی  تا دو سالگی بهش نیگاه نکنی ..(تا دردسراش تموم شه)

مهم این نیست که پدر من چه جور آدمی بوده ..مهم اینه که من چه جوری اونو به خاطر بیارم و ازش یاد کنم ..

مهمترین کاری که یه پدر میتونه برای بچه هاش انجام بده اینه که مادر اون هارو از صمیم قلب دوست داشته باشه

برای یدرم

برای پدری که تو هستی

و برای پدری که در طی این مدت بوده ای

اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم

باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم 

برای دردسرهایی که برات درست کردم

و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی

و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی

که خداوند چگونه زندگی من را

دگرگون ساخت

تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی

در عوض به من امید دادی که بتونم.

با مشکلاتم روبرو بشم

از تو سپاسگزارم  برای پایداری و استقامتت

و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی

 تمام عشقی که تو به من  ابراز کردی .

همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم .

پدر ....دستان هدایتگر تو بر روی شانه های من تا ابد با من خواهد بود

نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:10 توسط مهدی | |
داستان..
مردي در يكي از دره هاي كوههاي پيرنه قدم ميزد .كه به چوپان پيري برخورد چوپان او را در غذايش شريك كرد و مدت زيادي كنار هم نشستند و از زندگي صحبت كردند
مرد ميگفت : اگر كسي به خدا اعتقاد داشته باشد بايد بپذيرد كه آزاد نيست چون خداوند هرگام او را هدايت ميكند
در پاسخ چوپان او را به دره تنگ و عميقي برد كه در آن پژواك هر صدايي به وضوح شنيده ميشد
گفت: زندگي اين ديواره هاست و سرنوشت فريادي است كه هريك از ما ميكشد آن چه انجام
ميدهيم تا قلب خداوند بالا ميرود و به همان شكل به طرف ما برميگردد
"اعمال خدا به سان پژواك كردار ماست "   

پائولوكوئيلو- مكتوب

نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 7:50 توسط مهدی | |
از خدا خواستم ...

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،
خدا گفت: نه!
رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشي.
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد،
خدا گفت: نه!
شکيبايي زاده رنج و سختي است.
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.
از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري.
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد،
خدا گفت: نه!
رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد،
خدا گفت: نه!
بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي.
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه.
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند.
و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم!

نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 7:35 توسط مهدی | |
آيا ميدانيد كه .....!؟

- هيچكس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود!
 -
پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمی‌كنند، بلكه تو را مخفی می‌كنند! آن‌ها حس پشه‌ها را از كار می‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند كه تو كجایی!
-
ماه در هر سال به انــدازه 1.5 اينچ از زمين دور ميشود.
-
بـراي جلــوگيـري از جـوانـه زدن سـيـب زميــني كافي است درون سبد آن يك سيب قرار دهيد.
-
تا زمانيكه كه غذا با بزاق دهان مخلوط نشده باشد مزهاش احساس نميگردد.
-
چرا عمل سزارين بدين نام معروف شده است؟ ميگويند برای اولين بار ژوليوس سزار قيصر روم به طريق سزارين بدنيا آمده است و بدين خاطر سزارين به نام او نامگذاری شده است. البته در لاتين کلمه ايي نيز وجود دارد بدين مضمون «سه داره» که معني «برش» ميباشد.
گير کردن اعصاب بين استخوانهاست باعث خواب رفتن دست و پا ميشود
-
آيا ميدانستيد تشخيص تخم مرغ سالم از خراب با قرار دادن آن در کاسه ای پر از آب ميسر است، بدين صورت که اگر تخم مرغ ته نشين شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟
-
آيا ميدانستيد پنگوئن نــــــــر ميتواند ماهي را در معده خود بيش از يک هفته بدون اينکه هضم اش کند نگه دارد و هر موقع لازم شد مقداری از آن را بالا مي آورد و به بچه های خود ميدهد؟
-
اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
اگر تار عنکبوت به کلفتي مغز يک مداد به هم تنيده شود ميتواند سنگيني يک هواپيمای بزرگ بوينگ را تحمل کند
)-
كومولونيمبوس (يك نوع ابر باران زا, ميتواند كفتي به اندازه 10 كيلومتر داشته باشد.
-
آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ جديد بايد 15 درخت جنگلي قطع شود؟
-
آيا ميدانستيد براي توليد هر 1000 كيلوگرم كاغذ بازيافتي فقط حدود 1500 كيلوگرم كاغذ كهنه مورد نياز است كه با اين شيوه نزديك به 90 درصد در مصرف آب ، بيش از 50 درصد انرژي و 75 درصد آلودگي هوا كاهش ميابد؟
-
آيا ميدانستيد كاغذ هم مثل پارچه پشت و رو دارد . روي كاغذ آن طرفي است كه در كارخانه كاغذ سازي به طرف نمد قرار مي گيرد و صافتر است . پشت كاغذ آن طرفي است كه در كارخانه زير كار است و روي آبكش قرار ميگيرد.براي تشخيص پشت و روي كاغذ آن را برش مي دهند ، پس از برش ، لبه الياف به سوي پشت كاغذ خم مي شوند و اگر لبه كاغذ را با انگشتان لمس كنيم متوجه لبه دار بودن يك طرف آن مي شويم. چاپ بر طرف روي كاغذ مرغوب تر خواهد بود .چاپ رنگي بر طرف روي كاغذ نتيجه بهتري دارد

نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 8:42 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری