تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
شكايات رايج زنان از مردان

مردان به اندازه كافي زنان را درك نميكنند.
مـردان نسـبـت بـه نـيـازهـا و احسـاسـات شـريــك خودحساس نمي باشند.
مردان به قدر كافي مهربان و نرم خو نيستند.
مـردان بـه قــدر كافي صحبت نمي كنند. مردان عقايد واحساسات خود را بيان نمي كنند.
مردان به قدر كافي به شريك خود توجه نمي كنند.
مـردان بـه حد كافي در منزل كنار همسر و يا فرزند خود نمي مانند.
مردان در نظافت و نظم و تـرتيـب دادن خـانه بــه همسرخود كمك نمي كنند.
مردان به حد كافي قدردان زحمات همسر خود نمي باشند. زحمات خانه داري و پرورش فرزندان.
مردان در تصميم گيريها نظرات همسر خود را جويا نمي گردند.
برخي مردان به روابط پنهانی و خارج از زناشويي روي مي آورند.

نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 7:49 توسط مهدی | |
دريغا كه مشغول "باطل" شديم ز "حق" دور مانديم و "غافل" شديم

فكرش را بكن. در دنياي درونت چه مي گذرد و در دنياي بيرون به چه كارهايي سرگرم هستي؟ ببين داري با بزرگ ترين سرمايه ات ـ يعني زندگي ات ـ چه مي كني؟ آيا هيچ معيار محكمي داري كه بتواني از "درستي" و "كيفيت" انديشه و اعمالت دفاع كني؟ اين معيارها را از كجا آورده اي؟ آيا مخلوق ذهن خودت هستند؟ آيا آن ها را از ديگران تقليد كرده اي؟ اين ديگران كه "گروه مرجع" تو را تشكيل مي دهند كه هستند؟ (گروه مرجع يعني فرد يا افرادي كه ما از آن ها تقليد مي كنيم و مي خواهيم مانند آن ها باشيم و در جمع آن ها پذيرفته شويم). آيا گروه مرجعت را آگاهانه و هوشمندانه انتخاب كرده اي؟ شايد به اين دليل كه مي خواهي از بعضي "قيد و بندها"! خلاص شوي با خودت گفته اي "هرچه باداباد". اگر اين طور باشد تو طرف دار مسلك "اباحه" هستي.
كساني كه خواسته يا ناخواسته به مسلك اباحه در مي آيند، هيچ "خط قرمزي" ندارند. هر عقيده و عملي براي آن ها مباح و آزاد است، البته به شرط اينكه لذت بخش باشد و يا بتواند آن ها را به هر خواسته اي برساند. آن ها به سهولت به افرادي "فرصت طلب" تبديل مي شوند كه مي خواهند از هر موقعيتي به نفع خودشان استفاده كنند.
متأسفانه اكثر ما افراد منفعلي هستيم كه مي خواهيم از گذشته "انتقام" بگيريم. اگر در گذشته از چيزي محروم بوده ايم و يا نيازهاي ما سركوب شده است، حالا مي خواهيم به هر بهانه اي و در هر فرصتي آن ها را "جبران" كنيم. اين طوري مي توانيم گذشته را تلافي كنيم و نفس راحتي بكشيم.
اما بايد بدانيم كه اين احساس غلط مي تواند ما را به يك منجلاب بكشاند، و از ما يك موجود بي هويت و الكي خوش بسازد. يك دفعه چشم باز مي كنيم و مي بينيم كه به يك حيوان تبديل شده ايم. حيواني كه هيچ دركي از خوب و بد و زشت و زيبا ندارد و فقط مي خواهد خوش باشد. اصلاً نمي تواند بفهمد كه براي چه به دنيا آمده است، به كجا مي رود، و به كجا "بايد" برود.
وقتي انسان مي تواند موجود ارزشمندي باشد، چرا بايد زندگيش را حيف و ميل كند؟ اصلاً مهم نيست كه تو چطور فكر مي كني؛ مهم اين است كه تو چه چيز را "انتخاب" مي كني. اين انتخاب هاي تو هستند كه اهميت دارند؛ معيارهايي كه انتخاب مي كني، دوستاني كه انتخاب مي كني، شغلي كه انتخاب مي كني، لباسي كه انتخاب مي كني؛ طرز صحبت و برخوردي كه انتخاب مي كني؛ طرز دكوراسيوني كه براي اتاق خوابت انتخاب مي كني؛ عكس هايي كه به ديوار اتاقت مي چسباني؛ روياهايي كه در ذهنت مي پروراني؛ . . . اين ها انتخاب هاي تو هستند و اين ها اهميت دارند و كيستي و چيستي تو را تعريف مي كنند.
در آغاز هر سال نو ببين كه چه چيزهايي را انتخاب كرده اي.

عقيل ملكي فر

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:36 توسط مهدی | |
داستان زیبا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .

 فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

 "با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند .

خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند . انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود .

خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي .

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخ ت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

ضمنا شهادت خانم فاطمه زهرا(ص) بر همه دوستارانش تسلیت و تحیت عرض می نمایم

يا زهرا

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 8:23 توسط مهدی | |
دانستنیها

- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.

- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.

- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.

- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.

- در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.

- در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.

- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.

ـ در تحقيقات مشخص شده است که هورمون PYY مسئول چاقي است ميزان اين هورمون در افراد چاق يک سوم افراد معمولي است و چنانچه اين هورمون به افراد چاق تزريق شود اشتهاي انان کاهش مي يابد .

- شن خيس از شن خشک سبکتر است.

- در هر ميليمتر مكعب خون شما پنج مليون رعيت به نام گلبول قرمز وجود دارد.

- اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است.

- جنگ جهاني دوم خونين ترين جنگ بوده كه در آن حدودا" پنجاه و شش ميليون نفر جان باختند.

- مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است .با مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد.

- چاي سبز داراي خواص فراواني است .به علت داشتن فلوئور ميناي دندان را تقويت کرده و از پوسيدگي ان جلوگيري مي کند .زياده روي در خوردن ان رنگ دندانها را زرد مي کند اما دندانهاي زرد شده ديرتر خراب مي شوند .همچنين بوي بد دهان را از بين مي برد مخصوصا خشک شده ان بوي شراب ، پياز و سير را رفع مي کند . دمکرده ان نشئه اور و سردرد را تسکين مي دهد .چاي در كنار فايده هاي فراوانش خاصيت ضد سرطاني نيز دارد .

- فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند. در حالی که فک یک سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند

نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 8:41 توسط مهدی | |
یا صاحب الزمان

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

 

فواید دعای فرج

1-مايه ناراحتی شیطان لعين است

۲-مايه استجابت دعا می شود

۳-باعث نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان می شود.

 ۴-باعث آمرزش گناهان می شود.

 ۵-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

 ۶- نشانه انتظار است.

۷-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع)زودتر واقع می شود.

۸-باعث طولانی شدن عمر است.

۹-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود .

۱۰-باعث زیاد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.

۱۱-محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود.

۱۲-کردار بد او به کردار نیک مبدّل می شود .

۱۳-دعای امیرالمومنین(ع)در حق او در روز قیامت است.

۱۴-بی حساب داخل بهشت می شود.

۱۵-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

۱۶-در امان است از تشنگی روز قيامت.

۱۷-اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهربانی خواهد بود.

۱۸-باعث دوری غصّه ها می شود.

۱۹-اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.

۲۰-در روز قيامت هدیه های ويژه ای دريافت می کند.

۲۱-سبب کامل شدن دين است.

۲۲-ثواب کسی را دارد که زير پرچم حضرت مهدی (ع) شهيد شده است.

۲۳-با ائمه اطهار(ع) محشور می شود.

۲۴-نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.

۲۵-رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 9:9 توسط مهدی | |
داستان زیبا

در تعطيلات كريسمس  در يك بعداز ظهر سرد زمستاني  پسر 6 يا 7 ساله اي جلو ويترين مغازه اي ايستاده بود . او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پاره بود.

 

زن جواني از آنجا مي گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد. آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند.  دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد .

 

- و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد. وقتي بيرون آمدند     زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه ات برگرد. اميوارم تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي!

 

پسرك سرش را بالا آورد . نگاهي به او كرد و پرسيد :  خانم !  شما خدا هستيد؟

زن جوان لبخندي زد و جواب داد : نه پسرم !  من فقط يكي از بندگان او هستم.

 

پسرك گفت:  مطمئن هستم با او نسبتي داريد.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 7:41 توسط مهدی | |
دوست داشتن از عشق برتر است...

دوست داشتن از عشق برتر است...
دکتر علی شريعتی

عشق ،‌ جنون است و جنون چيزى جزخرابى و پريشانى « فهميدن» و «انديشيدن» نيست . اما دوست داشتن ،‌ دراوج معراجش ،‌ازسرحد عقل فراتر مي رود و فهميدن وانديشيدن را نيزاز زمين مى كند و با خود به قله ى بلند اشراق مى برد.
عشق زيبايى هاى دلخواه را درمعشوق مى آفريند و دوست داشتن زيبايي هاى دلخواه را در « دوست» مى بيند و مى يابد .
عشق يك فريب بزرگ و قوى است و دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمى ، بى انتها و مطلق .
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن .
عشق بينايی را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد .
عشق خشن است و شديد و درعين حال ناپايدار و نامطمئن . و دوست داشتن ،‌ لطيف است و نرم و درعين حال پايدار و سرشا ر ازاطمينان .
عشق همواره با شك آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شك ناپذير .
از عشق هرچه بيشتر مى نويسيم ،‌ سيراب تر مى شويم و از دوست داشتن هرچه بيشتر ،‌ تشنه تر .
عشق هرچه ديرتر مى پايد كهنه تر مى شود و دوست داشتن نوتر .
عشق نيرويى ست درعاشق كه او را به معشوق مى كشاند ؛ و دوست داشتن جاذبه ايست در دوست ، كه دوست را به دوست مى برد .

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 7:41 توسط مهدی | |
معنی عشق

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند انها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند .

زن جوان : یواش تر برو من میترسم .

مرد جوان : نه ! اینجوری خیلی بهتره !

زن جوان : خواش میکنم ، من خیلی می ترسم .

مرد جوان : خوب باشه ! اما باید بگی که دوستم داری !

زن جوان : دوستت دارم ! خیلی دوستت دارم ، حالا میشه یواش تر برونی !

مرد جوان : منو محکم بگیر !

زن جوان خوب ، حالا میشه یواش تر بری

مرد جوان : باشه ، به یه شرط ، اینکه کلاه ایمنی منو برداری و روی سر خودت بگذاری ، آخه نمیتونم راحت برونم ، اذیتم میکنه .

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود . برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت .

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینکه  زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه ایمنی خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار  دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 8:34 توسط مهدی | |
من کور هستم لطفا کمک کنید

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید

 

 . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 8:46 توسط مهدی | |
تنها بازمانده

تنها بازمانده‌ي يك  كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد.

او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند ولي كسي نمي آمد.

سر انجام خسته و از پا افتاده از تخته پاره ها كلبه اي ساخت تا خود را از سوزش آفتاب روز و سرماي شب محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.

اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود.

بدترين اتفاق مممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"

صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد.

كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ' از نجات دهندگانش پرسيد:

"شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"

آنها جواب دادند:

" ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."

پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 8:38 توسط مهدی | |
دنیا چقدر .....

چندین سال پیش، دختری نابینا زندگی می کرد که به خاطر نابینا بودن از خویش متنفر بود.او از همه نفرت داشت الا نامزدش.

روزی، دختر به پسر گفت که اگر بتواند دنیا را ببیند ، آن روز ،روز ازدواجشان خواهد بود. تا این که سرانجام شانس به او روی آورد و شخصی حاضر شد تا یک جفت چشم به دختر اهدا کند. آن گاه بود که توانست همه چیز، از جمله نامزدش را ببیند.

 پسر شادمانه از دختر پرسید:آیا زمان ازدواج ما فرا رسیده؟ دختر وقتی که دید پسر نابیناست، شوکه شد!بنابراین در پاسخ گفت:متاسفم، نمی توانم با تو ازدواج کنم، آخر تو نابینایی .

پسر در حالی که به پهنای صورتش اشک می ریخت، سرش را پایین انداخت و از کنار تخت دختر دور شد.بعد رو به سوی دختر کرد وگفت:بسیار خوب،فقط از تو خواهش می کنم مراقب چشمان من باش.

نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 8:45 توسط مهدی | |
اندیشه های یک هفته

روز شنبه

آيا مي داني كه براي رشد يافتن بايد اول خاك شدن را تمرين كرد؟

روز يك شنبه

اگر مي خواهي از زندگي لذت ببري هر كاري را جدي بگير و بدان كه تو براي انجام آن بهترين هستي.

روز دوشنبه

تو جانشين خداوندي پس مثل يك انسان مقدس زندگي كن.

روز سه شنبه

هيچ انساني بدون سرمايه عمر به دنيا نمي آيد. پس ببين چگونه آن را خرج مي كني.

روز چهارشنبه

آدم هاي فقير ولخرج تر از پولدارها هستند زيرا ثروتمندان از ترس فقر خسيس مي شوند و فقرا چيزي براي ترسيدن ندارند.

روز پنج شنبه

نقاش ، نويسنده و عكاس ، از كاينات كپي بر مي دارند و آثارشان شاهكار مي شود.

روز جمعه

در قطرات باران رمزي است كه بايد به آن گوش كنيم . الفباي ترنم رود است . اگر گوش كنيم قادريم كه لايق فردوس باشيم و از آن لذت ببريم . زيرا در بهشت نهرها جاري است !!!

پس فهميديم

خشم ، طوفان ؛ انهدام ، آتشفشان ؛ آرامش ، شب ؛ قهر ، خورشيد در يك بعد از ظهر دلتنگ پاييز ؛ شادي ، آسمان بعد از يك بارش بهاري ؛ حسرت ، ميوه شدن يك شكوفه ؛ تلاش ، مورچه در جمع آوري آذوقه و همه ي ويژگي هاي رشد و تعالي كه در كاينات مي بينيم ، در آدم تجلي دارد و همين باعث خشم شيطان شده است . حرص ، طمع ، حسادت ، كينه ... در طبيعت انسان نيست.

نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 9:30 توسط مهدی | |
جملاتی زیبا

اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي

لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال

آغاز کسي باش که پايان تو باشد

پرستویي که به فکر مهاجرت هست از ويراني آشيانه نمي هراسد

کمي سبکسري لازم است تا از زندگي لذت ببري و کمي شعـــور، تا مشکلي برايت پيش نيايد

دوست واقعي كسي است كه اكر ساعتها در كنار او ساكت بشيني و صحبتي بينتون ردوبدل

نشه بعد از  خداحافظي احساس كني كه ساعتها باهاش دردودل كردي

انسان بايد سعي کند در زندگي چيزهايي که دوست دارد را بدست آورد ، وگرنه مجبور ميشود چيزهايي را که بدست آورده است دوست بدارد

فرصتها در سختي ها بوجود مي آيند بدون جاذبه، پرواز معني ندارد

براي تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسكوت

اگر شير درنده اي در برابرت باشد بهتر است از اينكه سگ خائني پشت سرت باشد

نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:21 توسط مهدی | |
حكايت مرد و پرنده

يه روز يه مردي رفت به بازار تا يه پرنده بخره . ديد كه يه اقايي يه گنجشك رو توي يه قفس گذاشته و اونو تنها به يك درهم مي فروشه . اين اقاي قصه ما هم كه پرنده رو براي بازي بچش مي خواست گنجشك رو از اون مرد خريد . در راه يهو گنجشكه به حرف اومد . يه لحظه صبر كنين اون گنجشك گنجشكك اشي مشي نبود يه گنجشك ديگه بود . خلاصه زبون باز كرد و به مرد گفت كه من سه نصيحت به تو مي كنم و تو هم در قبال اين نصيحتها منو ازاد كن مرد قصه ما هم كه ديد پول چنداني بابت گنجشك نداده قبول كرد . گنجشك هم شرط كرد كه دوتا از نصايحو توي قفس و يكي رو بيرون قفس به مرد بگه و مرد هم قبول كرد . گنجشك گفت نصيحت اول : هرگز به نعمتي كه از دست مي دهي غبطه نخور چون اگر ان نعمت براي تو دايمي و هميشگي بود هرگز از دستت نمي رفت

نصيحت دوم : هرگز سخن كسي را كه با تو در مورد موضوعات بعيد و دور از ذهن صحبت مي كند را شنيده نگير و به سرعت فراموش كن .

مرد گفت نصيحت سوم : گنجشك به او گفت مرا ازاد كن تا نصيحت سوم را نيز به تو بگويم

مرد گنجشك را ازاد كرد وقتي كه گنجشك به روي شاخه درخت نشست به مرد خنديد و گفت اي مرد نادان در شكم من دو جواهر هست كه هر كدام 20 مثقال وزن دارد و من براي اينكه دست تو به انها نرسد اين صحبتها را با تو كردم . مرد كه از اشتباه خودش پشيمان شده بود هي دستاشو به هم مي ماليد و پرنده رو نفرين مي كرد . بعد رو به پرنده كرد و گفت خوب حالا كه من تو رو از دست دادم لااقل نصيحت سوم را هم به من بگو . پرنده به مرد خنديد و گفت تو لياقت نصيحت سوم را نداري . مرد با تعجب گفت براي چي ؟ پرنده گفت اول اينكه من به تو گفتم براي چيزي كه از دست دادي زياد ناراحت نشو ولي تو الان داري خودت رو نفرين مي كني و از بابت از دست دادن من هم بسيار ناراحتي . در ضمن من به تو گفتم صحبت افرادي رو كه با تو در مورد امور بعيد و دور از ذهن صحبت مي كنن رو گوش نكن و به سرعت فراموش كن ولي تو حرف مرا باور كردي مگه من خودم چقدر وزن دارم كه در شكمم دو تا جواهر 20 مثقالي باشد . پس تو لياقت نصيحت سوم رو نداري

نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:27 توسط مهدی | |
شما همان چيزي هستيد که فکر مي کنيد
شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
كنترل
فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.
چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند.
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 8:36 توسط مهدی | |
سخنان متفکرانه

عشق شاه كليدي است كه تمام دهليزهاي قلب را ميگشايد "ايوانز"

نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي "بو علي سينا"

عقل هزار چشم دارد و عشق فقط يك چشم ولي وقتي كه عشق ميميرد نور زندگي از بين ميرود.

آن قدر قوي باش تا هر روز با زندگي روبه رو شوي.

ما همان ميشويم كه تمام روز به آن مي انديشيم. " نايتينگل"

هيچ چيز نمي تواند بر عشق حكومت كند، بلكه اين عشق است كه حاكم بر همه چيز است. " لافونتن"

كسي كه فكر ميكند روزي عشق از بين ميرود ، عاشق واقعي نيست.

خوشبختي كيفيت ذهني است كه انديشه از آن لذت ميبرد. "ماكسول مالتز"

هر واقعه اي در آغاز به صورت يك روياست. " كارل سندبرگ"

بزرگترين پاداش دعا ، آرامش است. "بيل دبيلو"

از دست دادن فرصت غصه مياورد. "حضرت علي (ع)"

روز خورشيد را مي سازد، روزگارش ما را. "پرمودا بترا"

 

نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 9:1 توسط مهدی | |
دعا

لوئیز ردن زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس و نگاهی مغموم. وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست

تا کمی خواربار به او بدهد. به نرمی گفت که شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.

جان لانگ هاوس، صاحب مغازه با بی اعتنائی نیم نگاهی انداخت و محلش نگذاشت و با حالت بدی سعی کرد او را بیرون کند.

زن نیازمند درحالی که اصرار میکرد گفت:

آقا ... شما را به خدا قسم میدهم به محض اینکه بتوانم پولتن را می آورم.

جان گفت که نسیه نمی دهد.

مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه میخواهد ... خرید این خانم با من.

خوارو بار فروش گفت : لازم نیست ... خودم می دهم ... لیست خریدت کو؟

لوئیز گفت : اینجاست ...

جان گفت : لیست ات را بگذار روی ترازو ... به اندازه وزنش هرچه خواستی ببر...!

لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت ...

همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پائین رفت ...

خواربار فروش باورش نمی شد ...

مشتری از سر رضایت خندید ...

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر ترازو کرد ... کفه ترازو برابر نشد ... آن قدر چیز گذاشت تا بالاخره کفه ها برابر شدند ...

در این وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است ...

کاغذ لیست خرید نبود ... دعای زن بود که نوشته بود :

 

" ای خدای عزیزم ...

 

تو از نیاز من باخبری ...

 

خودت آن را برآورده کن "

 

*******************

فقط اوست كه مي‌داند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است .

دعا بهترين هديه رايگاني است كه مي‌توان به هر کسی داد و پاداش بسيار برد .

<بر گرفته از كتاب لبخند خدا <

نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 11:12 توسط مهدی | |
سخنان بزرگان

خواجه عبدالله انصاري : تا تو مرا بد خواهي و خود را نيك ، نه مرا بد آيد و نه تو را نيك .

لقمان خطاب به فرزندش : پسرم بزرگترين نفرين آنست كه همه چيز را تجربه كني

چبرا ن خليل چبران : بهترين اشخاص كساني هستند كه اگر آنها را تعريف كرديد خجل شوند و اگر آنها را بد گفتيد سكوت كنند .

بودا : آن كه خوشي خود را در رنج ديگران بجويد ، هر گز روي خوشي نمي بيند .

سات سيت آناندا : از آغاز حرفي در ميان نبود . گفتن اين حرف ، حرفي به ميان آورد .

خودت را دوست داشته باش تا به ديگران فرصت دوست داشتن بدهي.

براي عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.

عشق در بستر زمان شکل مي گيرد. پس بايد صبور باش

تا نگردي گمشده خود را نمي يابي و اگر هم بيابي قدر آن را نمي داني. پس هيچگاه از جستجو باز نايست.

سعي کن خودت باشي. گمشده واقعي تو تو را آنطور که هستي دوست مي دارد نه آنطور که خود مي پسندد.

عشق در بستر ارتباط شکل مي گيرد. پس سعي کن به آنکه دوستش داري نزديکتر شوي.

گمشده واقعي تو ابتدا عاشق صورت توست بعد عاشق سيرت تو
بنابراين خيلي دربند ظاهر خود نباش

خداوندا من در كلبه حقير خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريا آنرا نداري
من در كلبه ام تو را دارم و تو چون خود تويي خود نداري..

بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق. پس سعي کن عاشقتر باشي

نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 8:46 توسط مهدی | |
سي و يک روز با يک رهبر موفق

روز اول :

راز رهبري در اين است که مقام و موقعيت را ابزاري براي خدمت به ديگران بداني ، نه ترومپتي که از طريق آن امتياز خود را به گوش همه برساني .

 

روز دوم :

راز رهبري در به خاطر سپردن اين قانون است که : « انسان ها مهم تر از اشياء هستند».

 

روز سوم :

راز رهبري در اين است که نسبت به زير دستانت صادق و صميمي باشي و متوقع نباشي که آنها در صداقت و صميميت پيشقدم شوند.

 

روز چهارم :

راز رهبري در اين است که اعتبار خودت را با ديگران و مشکلات آنها را با خودت قسمت کني.

 

روز پنجم :

راز رهبري در اين است که طرفدار حقيقت باشي . يادت باشد که در آخر همواره حقيقت برنده است.

 

روز ششم :

راز رهبري در اين است که همواره هدف نهايي را در نظر بگيري : « ما واقعاً به دنبال چه هستيم ؟ »

 

روز هفتم :

راز رهبري در اين است که احساسات متعادل داشته باشي : از موفقيت مغرور و از شکست نا اميد نشو ، اما تا مي تواني تلاش کن کارها را درست انجام دهي . نتايج خودشان با هم کنار خواهند آمد.

 

 روز هشتم :

راز رهبري در اين است که حواست را بر کاري که انجام مي دهي متمرکز کني ، نه بر خودت به عنوان کننده کار.

 

روز نهم :

راز رهبري در اين است که انجام کاري را که خودت دوست نداري انجام دهي ، از کس ديگري نخواهي.

 

روز دهم :

راز رهبري در اين است که اول نفع ديگران را در نظر بگيري ، بعد نفع خودت را.

 

روز يازدهم :

راز رهبري در اين است که به صداي عقل و شعور ديگران گوش کني ، يعني به واقعيتي که در پس هر اتفاقي وجود دارد.

 

روز دوازدهم :

راز رهبري در اين است که همه چيز را همان طور که هست بپذيري ، نه آن طور که دلت مي خواهد ، يا فکر مي کني بايد باشد . زيرا روياهاي نا ممکن ، تنها با گذشتن از مراحل ممکن تحقق مي يابند.

 

روز سيزدهم :

راز رهبري در اين است که بهترين استفاده را از استعدادهاي ديگران ، همان طور که هستند بکني و فکرمي کني اگر استعدادهاي شان جور ديگري بود ، بهتر مي شد .

 

روز چهاردهم :

راز رهبري در دور انديشي است . به جايي نگاه کن که از ديدرس خارج است ، به استعدادهايي که در افق قرار دارند.

 

روز پانزدهم :

راز رهبري در اين است که به راه حل ها فکر کني ، نه به مشکلات.

 

روز شانزدهم :

راز رهبري در اين است که خود را پايبند سنت ها نکني . کاري را که حقيقتاً درست است انجام بده . حتي اگر ديگران آن کار را هزار بار انجام داده باشند ، باز هم تازه به نظر خواهد آمد.

 

روز هفدهم :

راز رهبري در اين است که ديگران را در آرمان ها و اهدافت سهيم کني و آنها را دوستان خودت بداني تا همواره حمايتت کنند.

 

روز هجدهم :

راز رهبري در اين است که پايبند اصول صحيح باشي و قضاوت هاي مردم را شاخص قرار ندهي .

 

روز نوزدهم :

راز رهبري در اين است که اصول والايي را که در قوانين  از پيش تعريف شده وجود دارد ، در محبت و مهرباني جستجو کني.

 

روز بيستم :

راز رهبري در اين است که تيم انجام دهنده کار را مهم تر از نتيجه کار بداني . يادت باشد که يک گروه خوب ، مي تواند محصولات مختلفي توليد کند.

 

روز بيست و يکم :

راز رهبري در اين است که حب و بغض بر تصميماتت اثر بگذارد.

 

روز بيست و دوم :

راز رهبري در اين است که از ديگران همکاري و کمک بخواهي نه اطاعت و حرف شنوي.

 

روز بيست و سوم :

راز رهبري در ميزان اشتياق نسبت به کار است . اشتياق نسبت به ايده هايت ، ديگران را وادار به پذيرفتن آنها خواهد کرد.

 

روز بيست و چهارم :

راز رهبري در اين است که هر کاري را با طيب خاطر انجام دهي.

 

روز بيست و پنجم :

راز رهبري در اين است که از انجام کار بيش از نتيجه کار لذت ببري . در اين صورت ، با توجه به متغير بودن چيزها ، توانايي تو براي انگيزه دادن به ديگران همواره ثابت خواهند ماند.

 

روز بيست و ششم :

راز رهبري در اين است که انجام هر کاري را به مثابه راهي بداني که سرانجامش به کاميابي منتهي مي شود.

 

روز بيست و هفتم :

راز رهبري در اين است که با ايجاد انگيزه در ديگران ، باعث شوي به استعدادهاي متعالي خود ايمان بياورند.

 

روز بيست و هشتم :

راز رهبري در اين است که در کار از قدرت دليل و منطق استفاده کني و قلبت هم راهنمايت باشد.

 

روز بيست و نهم :

راز رهبري در دوست داشتن ديگران است . نبايد ديگران را از خودت جدا بداني ، زيرا آنها جزيي از حقيقت والاي وجود تو هستند.

 

روز سي ام :

راز رهبري در بزرگواري است ، نه در کينه جويي نسبت به ديگران . هنگامي که ديگران موجب آزار تو مي شوند ، يادت باشد که خود را بيشتر از تو آزار مي دهند . پس در سکوت به آنها همدردي کن.

 

روز سي و يکم :

راز رهبري در شوخ طبعي است . با ديگران بخند ، اما هرگز به ديگران نخند.

 

رازهاي رهبري

SECRETS OF LEADERSHIP

نوشته جي.دونالد والترز

ترجمه علي محب خسروي

نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 8:34 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری