تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
سکس، جنسيت و عشق در عرصه عمومي جامعه ايران(کنفرانسی در لندن)3

يک عرصه ديگر از مسائل زنان در عرصه عمومي موقعيت خانواده ها و زنان اقليتهاي مذهبي است که موضوع کار الهام قيطانچي از کالج سانتا مونيکاي کاليفرنيا بود. او براي کار خود بررسي رمان زويا پيرزاد را اساس قرار داده بود. به گفته او اين اولين رماني است که زندگي خصوصي زن ارمني را به عرصه عمومي جامعه ايران معرفي مي کند. اين موضوع از اين جهت اهميت دارد که جامعه مسلمان ايراني معمولا در باره اقليت ها و از جمله اقليت ارمني داراي کليشه ها و پيشداوري هايي است که ناشي از بدفهمي و عدم رابطه اجتماعي با آنهاست.

بنابرين، ارمني ها ناچارند براي اينکه درعرصه عمومي باقي بمانند تفاوت هاي مذهبي و عرفي خود را به زندگي خصوصي خود محدود و در واقع آن را تا حدود زيادي پنهان کنند. رمان پيرزاد مي تواند در افزودن بر دانش عمومي از ارمنيان نقش مهمي داشته باشد بويزه اينکه با استقبال وسيعي روبرو شده است.

زيبا ميرحسيني نيز که در مردم شناسي و همزمان مستندسازي در حوزه زنان و خانواده فعال است گفتار خود در باره زنان و عشق در سينما را با يادکرد نقش بازيگران زن ارمني در سينما و تئاتر ايران آغاز کرد؛ زناني که به لحاظ اجتماعي آمادگي بيشتري براي حضور در عرصه عمومي سينما داشته اند.

زيبا ميرحسيني بر دو فيلم خاص در تاريخ سينماي ايران تاکيد گذاشت که هر دو در سالهاي پس از انقلاب ساخته شده اند: نوبت عاشقي ساخته محسن مخملباف و شوکران ساخته بهروز افخمي. به نظر او نوبت عاشقي آغاز رهيافت تازه اي به عشق در سينماي ايران بود. اهميت نوبت عاشقي فقط از اين لحاظ نيست که به رابطه جنسي خارج از ازدواج و عشق مثلث پرداخته است بلکه بويژه اين جهت در آن برجسته است که سه بار يک مساله واحد را با تغيير جاي زن و مرد و نوع تصميم گيري آنها روايت مي کند: در روايت اول زن عاشق مي شود و شوهرش او را مي کشد، در روايت دوم همان مرد عاشق مي شود و زن او را مي کشد و در روايت سوم شوهر از کشتن زن خود به دليل عشق زن به مرد ديگري منصرف مي شود.

تغيير جاي آدمها بخوبي وضعيت زنان را در جامعه مردسالار برجسته مي کند. مهناز افخمي نيز در روز نخست کنفرانس مي گفت اگر مي خواهيد ببينيد در متني تبعيض جنسيتي وجود دارد جاي فريده را در آن مثلا با فريدون عوض کنيد. اگر به نظرتان عجيب آمد که همان گزاره ها در باره فريدون هم صادق باشد با گزاره هايي تبعيض آميز روبرو ييد.

به نظر زيبا ميرحسيني در سينماي امروز ايران زنها ديگر در باره عواطف عاشقانه و جنسي خود ساکت نيستند. او فيلم شوکران را از اين نظر برجسته دانست و گفت هر گاه سينماي سالهاي آغازين را با سينماي امروز ايران مقايسه کنيم در مي يابيم که جنبش زنان پيش رفته است و زن از صورت قرباني و انفعالي خود خارج شده است و چهره اي فعال پيدا کرده است.

او گفت اينکه حضور زنان در سينما امروز داراي جنبه منفي نيست و به زنان هنرپيشه به چشم بد نگريسته نمي شود بسيار مهم است زيرا زنان بايد بيرون بيايند و پذيرفته شوند و پذيرفته شدن آنها در سينما نشانه تغييرات مهمي در حضور آنها در عرصه عمومي است.

در حالي که مطالعات مختلفي در باره مسائل زنان در مواجهه با عرصه عمومي در کنفرانس مطرح شد دو گفتار شاخص نيز به دو شخصيت مرد اختصاص داشت. عباس ميلاني مولف سرشناس کتاب معماي هويدا که کار جديد خود را در باره زندگي محمدرضاشاه انجام مي دهد در گفتار خود به شخصيت و زندگي او پرداخت.

اگر شاه شخصيتي بود که زندگي خصوصي اش در سايه نقش او در عرصه عمومي قرار گرفته بود حورا ياوري که در حوزه روانشناسي ادبيات کار مي کند در مطالعه زندگي حاج شيخ ابراهيم زنجاني نشان داد که اين روحاني فعال عصر مشروطه چگونه در زندگينه خودنوشت اش فعاليت هاي خود در عرصه عمومي را مطرح نکرده است و در عوض گزارش جاندار و بي سابقه اي از زندگي خصوصي يک روحاني ارائه کرده است.

عباس ميلاني از شاه چهره اي ميان پسر يک سرباز و پادشاهي که از سر اکراه قبول سلطنت کرده ارائه داد. کسي که ترديدهاي هملت وار داشت و هر گاه خود را در قدرت مي ديد به پهلوان تبديل مي شد اما مرتبا داروي ضد افسردگي مصرف مي کرد. پادشاهي که 5 بار در سالهاي مختلف پيشنهاد کرد که سلطنت را واگذارد و از کشور خارج شود. ارتباط نزديک شاه با ارنست پرون که داراي تمايلات همجنسگرايانه بود از نکات کمتر بحث شده در زندگي خصوصي شاه بود. آندو در دوره تحصيل وليعهد جوان در سوئيس با هم آشنا شده بودند و پرون براي سالها پس از پادشاهي او نيز دوست شاه باقي ماند.

شيخ ابراهيم زنجاني چهره اي که حورا ياوري در سومين روز کنفرانس به بررسي زندگي او پرداخت از کساني است که در سالهاي اخير پس از انتشار زندگينامه اش به شخصيت قابل بحثي تبديل شده است. او که اولين کسي است از روحانيون ايران که به نوشتن رمان روي آورد، زندگينامه خود را نيز رنگ رمان داده است و همزمان بسياري از تابوهاي اجتماعي خود را زيرپا نهاده است.

زنجاني نه تنها به توصيف دقيقي از چهره و ظاهر همسرش مي پردازد بلکه از عشق خود به دخترعمويش نيز که تمام عمر با او ماند آشکارا حرف مي زند. اما زنجاني که شخصيت مهمي در جريانات مشروطه است و در محاکمه شيخ فضل الله نوري نقش مدعي العموم را داشت و حکم او را نوشت، به طور کلي از نقش خود در عرصه عمومي چشم مي پوشد و به هيچيک از مسائل مهمي که در جامعه او گذشته و خود او در آن نقش داشته نمي پردازد. او به اين ترتيب بين تاريخ شخصي خود و نقش اش در عرصه عمومي شکاف انداخته است.

از اين نظر اثر شاهرخ مسکوب به نام "روزها در راه" استثنايي مي نمايد. علي بنوعزيزي که در روز آخر کنفرانس صحبت کرد و به ارائه نتايج پژوهشي در باره هويت و تعريف افراد از "من" خود پرداخت در باره مسکوب گفت که او با جزئيات بسيار در باره احساسات و ناکامي ها و خطاها و سوء تفاهم هاي خود در مسير زندگي شخصي و سياسي اش صحبت کرده است. اثر مسکوب نشان مي دهد که مساله اصلي براي ايرانيان تقسيم بندي آنها از عواطف و افکاري است که مي توانند از آن صحبت کنند و يا فکر مي کنند نبايد از آن صحبت کنند.

وبلاگ ها به عنوان رسانه جديدي که اين موضوع را متحول کرده است نيز مورد توجه کنفرانس بود و ژانت الخانيان که براي تز دکتراي خود رسيدگي به نقش وبلاگ ها را در عمومي کردن حوزه خصوصي بررسي مي کند به ارائه گزارشي از اطن حوزه تازه پرداخت. او گفت که ايراني ها دو جور زندگي دارند: زندگي خصوصي و زندگي عمومي؛ وبلاگ آن را يکي کرده است.

در پايان جلسات روز دوم کنفرانس فيلم يکساعته اي با عنوان "زنانه" پخش شد که در يک توالت عمومي زنانه در پارکي در تهران فيلم گرفته شده بود. اين فيلم که ساخته مهنار افضلي است فرصت بي نظيري براي آشنايي با دنياي زيرزميني و حرفهاي خودماني زناني از پايين ترين اقشار جامعه است. زنان و دختران جواني که معتاد يا روسپي و فراري اند و به راحتي با يکديگر و در مقابل دوربين دردل مي کنند و چيزي براي پوشاندن ندارند. آنها ا زعشق ها و ناکامي ها و دوستي ها و خيانت ها در زندگي خود مي گويند و چهره پوشيده و پنهان جامعه زنان ايران را عريان مي سازند.

کنفرانس زندگي خصوصي و عرصه عمومي در جامعه ايران براي نخستين بار فضاي آکادميک را به زندگي جاري مردم پيوند زد. با اين کنفرانس مسير مطالعات ايراني بي شک تغيير کرده است و زميني تر و دموکراتيک تر و بدردبخورتر شده است. در واقع ورود اين کنفرانس به موضوع زندگي خصوصي و عرصه عمومي هم مصداقي است از همان موضوعي که محمد توکلي طرقي مدير علمي کنفرانس در آخرين سخنراني بر آن تاکيد کرد: اين دو مفهوم در حال تغيير دايمي هستند.

اين کنفرانس همچنين سنگ بناي تازه اي را براي يافتن زبان مناسب براي بررسي مسائل مربوط به سکس و جنسيت گذاشت. در واقع گرچه کنفرانس به رابطه زندگي خصوصي و عرصه عمومي پرداخت اما همزمان چالشي بود براي اين نياز که با چه زباني مي توان از زندگي خصوصي در عرصه عمومي گفتگو کرد. چالشي که در گزارش حاضر نيز بازتاب داشته است.

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:19 توسط مهدی | |
سکس، جنسيت و عشق در عرصه عمومي جامعه ايران(کنفرانسی در لندن)2

در بحث هاي پس از اين گفتار مينا معرفت که آرشيتکت و متخصص تاريخ عرصه هاي عمومي در تهران است اشاره کرد که فقدان عرصه هاي عمومي براي آشنايي دو جنس مخالف در سالهاي اخير باعث شده است که خانه به عنوان مظهر حوزه خصوصي به محل آشنايي تبديل شود. در واقع با نبود عرصه هاي عمومي هر نوع آشنايي بزودي به خانه کشيده مي شود و در خانه معمولا به سکس ختم مي شود. فقدان قواعدي براي نظارت اجتماعي بر روابط دو جنس اين نوع روابط را تا آستانه هرج و مرج پيش برده است.

در مسائل خاص زنان شايد مهمترين بحث را فتانه فراهاني از دانشوران جوان ايراني در دانشگاه استکهلم سوئد مطرح کرد. او در بحث از مبحث کلاسيک فيمينيست ها در زمينه بکارت دختران نشان داد که چگونه مساله بکارت در واقع زندان اجتماعي زنان است و رفتار آنها را از هر جهت کنترل مي کند.

او که براي تحقيق خود با گروهي از زنان ايراني مهاجر در سوئد مصاحبه کرده است بر اساس اظهارات اين زنان گفت که نگهبان اصلي مساله بکارت دختران، مادران آنها و در واقع زنان نسل قديمترند. آنها نه تنها به دختران جوان خود آموزش مي دهند که از ارتباط با جنس مخالف پرهيز کنند بلکه رفتار دختران را در کودکي نيز بر اساس حفظ بکارت آنها کنترل مي کنند. يکي از اين زنان توضيح داده است که چگونه مادر او از پريدن و جست و خيز کردن او را برحذر مي داشته تا بکارت او صدمه نبيند.

مصاحبه شونده ديگري توضيح داده است که يک بار وقتي کودکي 8 ساله بوده از درخت بالا رفته و افتاده و زخمي شده است مورد معاينه خشن سه زن فاميل قرار گرفته تا ببينند بکارتش آسيب ديده يا نه؛ در حالي که کسي به او نمي گفته که اصلا بکارت چيست. به نظر فتانه فراهاني رازآلود نگه داشتن مساله بکارت به عدم شناخت زنان از بدن خود و نيازهاي جنسي مي انجامد و حتي پس از زناشويي زنان را نسبت به آميزش دچار احساس گناه مي کند.

بعلاوه، فرهنگ تهاجمي گروهي از مردان خانواده در "دفاع از ناموس" حتي در مهاجرت نيز بر سر زنان سنگيني مي کند و آنها را براي آشنايي با مرد مورد علاقه خود دچار محدوديت مي سازد. وقوع چند قتل ناموسي در سوئد براي مثال باعث شده است که زنان مهاجر در هر آشنايي اوليه ناچار به توضيح اين نکته باشند که مردان خانواده آنها لزوما از جنس همان مرداني نيستند که به آن قتل ها دست زده اند.

شهلا اعزازي جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در گفتار خود به مشکلات زنان در رابطه قانوني و عرفي يعني ازدواج پرداخت. او زنان ايران را به سه نسل تقسيم کرد و گفت که هر يک از آنها انتظارات و مشکلات متفاوتي در ازدواج هاي خود دارند. وي نشان داد که چگونه بالا بودن مهريه که گرايش عمومي در ميان نسل پس از انقلاب يا نسل سوم است ناشي از فقدان قوانين موثر براي حمايت مالي از زنان پس از طلاق است.

او با تحليلي از موقعيت زنان در ايران آنها را نيرويي بالنده معرفي کرد که هر چه بيشتر نقش اجتماعي پيدا مي کنند اما وضعيت آنان در تضاد با فرهنگ پدرسالار و يکجانبه نگري جنسيتي حاکم قرار دارد.

مهسا شکرلو روزنامه نگار ايراني تبار در کاليفرنيا بخشي از اين تضادها را در گفتار خود مطرح کرد. او گفت که مزاحمت خياباني براي زنان يک تجربه روزمره شده است. بخشي از اين مشکل ناشي از پراکنده بودن روسپيان در سطح خيابانهاست و بنابرين هر زن مسافري که در خيابان منتظر تاکسي است ممکن است به چشم روسپي ديده شود. بخش ديگر از مشکل به اين واقعيت برمي گردد که در ايران نظام تعريف شده اي براي اتوموبيل هايي که بتوانند مسافر سوار کنند وجود ندارد و زنان براي تشخيص اينکه کدام اتوموبيل مسافرکش است و کدام شکارگر جنسي بايد به حدس و گمان متوسل شوند و رفتار دفاعي خاصي را بياموزند
در عين حال براي پرهيز از عدم امنيتي که ناشي از آشفتگي در اين بخش از سيستم حمل و نقل است زنان ترجيح مي دهند هر جا بتوانند از اتوموبيل هايي که براي آژانس هاي خصوصي کار مي کنند استفاده کنند. گرايش زنان به استفاده از "آژانس" هر چه به شب نزديک شويم بيشتر مي شود.

وي بر اين نکته تاکيد داشت که زنان ايراني امروزه مي خواهند در همه عرصه هاي عمومي سهيم شوند اما اين امکان به نسبت مساوي براي آنها وجود ندارد و خالي از دغدغه و احساس عدم امنيت نيست. او براي نمونه اي از علاقه زنان براي سهيم شدن در عرصه هاي عمومي که تاکنون عرصه هاي مردانه شناخته مي شده اند به تلاش زنان براي ورود به ورزشگاه آزادي در بازي هاي فوتبال اشاره کرد.

ادامه دارد

نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 18:49 توسط مهدی | |
سکس، جنسيت و عشق در عرصه عمومي جامعه ايران(کنفرانسی در لندن)مطالعه کنید

يکي از تفاوت هاي عرصه عمومي با زندگي خصوصي تفاوتي است که اين دو عرصه از نظر زباني دارند. و يکي از مهمترين تفاوت هاي پذيرفته شده گفتگو از سکس و اشارات جنسي است.
کنفرانس زندگي خصوصي و عرصه عمومي در ايران معاصر که در آکسفورد برگزار مي شد صبح روز دوم با گفتاري از دکتر همايون کاتوزيان آغاز شد که نشان مي داد تا چه حد مرزهاي زباني در اين زمينه مي تواند شناور باشد.

دکتر کاتوزيان با اشاره به سنت ادبي هجو و هرزه درايي - که به يک معنا زبان پورنوگرافيک است – سابقه طرح تعبيرات جنسي در زبان شعر را به قديمترين دوره هاي ادب فارسي رساند. از آنجا که شعر رسانه مهمي براي ارتباط و انتقال مفاهيم در عرصه عمومي بوده است بسياري از اين تعبيرات جنسي در واقع زبان خصوصي را به زبان و بيان عمومي وارد مي کرده است.

از سنايي غزنوي و سوزني سمرقندي تا يغماي جندقي و قا آني شيرازي شعر هجو و زبان هرزه درا سابقه اي طولاني دارد و به نحوي دو حوزه خصوصي و عمومي را به هم مي آميخته است. اما اگر از آن سابقه چيز زيادي در خاطره جمعي باقي نمانده است در عوض ابيات زيادي از شاعران عهد مشروطه که در هجو رجال سياسي و اوضاع مملکت گفته اند هنوز از زبان مردم ايران شنيده مي شود. بيشتر اين ابيات از ميرزاده عشقي و ايرج ميرزا ست.

بخش ديگري از منابع زباني متون مذهبي است که فارغ از لحن تند و تيز هجو با زباني توصيفي يا توصيه اي بخشي از مسائل جنسي را براي آموزش هاي زناشويي و يا توضيح احکام در برگرفته اند. فائقه شيرازي از دانشگاه تگزاس، در گفتار خود، تحليلي از حليه المتقين علامه مجلسي ارائه کرد تا نشان دهد چگونه در اين کتاب با بي پرده ترين زبان در باره معيارهاي انتخاب همسر و شيوه هاي آميزش و پسند و ناپسند ديني دراين زمينه گفتگو شده است.

نکته ديگري که مورد توجه وي قرار داشت بررسي مکان هايي در عرصه عمومي بود که در همان نقش سنتي خود محلي براي ارتباط زندگي خصوصي و عرصه عمومي اند. يکي از شاخص ترين اين مکان ها دکان هاي عطاري است که بر اساس مشاهدات او محل مراجعه زنان و مردان بسياري است که داراي مشکلات جنسي از ناتواني تا ناباروري هستند. درعين حال با فراگير شدن نياز به آموزش هاي جنسي، شماري از مراکز مدرن هم وظيفه آموزش هاي زناشويي را براي زوجهايي که آماده ازدواج آماده مي شوند برعهده گرفته اند و از حمايت دولت نيز برخوردارند.

به اين ترتيب، با آنکه به نظر مي رسد ممکن است گفتگو از سکس از شکل تابو خارج شده باشد اما ويلم فلور پژوهشگري که براي بانک جهاني کار مي کند در گفتاري در باره بيماريهاي آميزشي در ايران نشان داد که هنوز شرم گفتگو کردن از مسائل جنسي يکي از مسائل مهم در پنهان ماندن بيماري و، بنابرين، آمار واقعي بيماريهاي جنسي است. اگر دليل شرم در مواردي به شخصيت فرد مربوط باشد در سطح اجتماعي ناشي از آن است که بيماري آميزشي با زنا يا روابط خارج از ازدواج پيوند داده مي شود و با توجه به محدوديت هاي عرصه عمومي در اين زمينه هر نوع بيان بيماري اعتراف به داشتن چنين روابطي تلقي مي شود.

ويلم فلور همچنين نشان داد که با وجود اهميت آموزش هاي عمومي در باره "سکس بي خطر" (safe sex) مواد کافي در اين زمينه وجود ندارد. وي همچنين گفت که مشکلات جنسي در روستاها به نسبت شهر کمتر است اما در ميان روستائياني که به شهرها مي آيند بيشتر از ديگر اقشار شهرنشين است.

ادامه دارد

نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 8:38 توسط مهدی | |
سخنان بزرگان

* شاد بودن وشادزیستن یکی از روش های زندگی است که بعضی از هنرمندان آن را به کار می گیرند .

برتون هیل

 

* ما اغلب مدتها به درهایی که شادی را برما بسته است ،  نگاه می کنیم ولی هیچ گاه کسی را که برایمان درهای شادی را می گشاید نمی بینیم .

هلن کلر

 

* مال ومکنتی ندارم ، تنها سرمایه من روح شاد من است .

هنری میلر

 

 

* اگر اخمو و ترشرو باشید هیچ کس تمایل همنشینی با شما را ندارد پس شاد باشید و بر دیگران لبخند بزنید تا شما را در جمعیت خود بپذیرند .

ویلیام مکبث

 

* اگر می خواهید خودتان شاد باشید،اول دیگران را شاد کنید .

ماری تواین

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 9:37 توسط مهدی | |
به فکر چی می افتی؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 9:18 توسط مهدی |
جملات جالب

اکنون که زندگی کمی تیره و تار می نماید...

اما دیری نمی گذرد که همه چیز بهتر خواهد شد...

فراموش مکن:

" تا باران نباشد رنگین کمان نیست...

تا تلخی نباشد شیرینی نیست..."

و گاه همین دشواریهاست که از ما انسانی نیرومندتر و شایسته تر می سازد...

خواهی دید:

" آری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند"

" کالین مک کارتی"

 

"نیروی درون را به یاد آور "

هنگامی که سختی ها پی در پی تمام تلاشهایت را در هم می شکنند...

گویی هرگز فردایی از راه نخواهد رسید...

اما امید است که فردایی بهتر از راه برسد...

در ژرفای وجودت نیرویی نهفته است تا تو را در تحمل تمام رنجهایت یاری رساند.

" جودی مه"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 9:9 توسط مهدی | |
آیا می دانستید .......
- طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد

-ايا ميدانستيد كه برج آزادي كه در بندر نيويورك(ايالات متحده امريكا) قرار دارد
92 متر ارتفاع و هديه اي از طرف فرانسه است.قطعات اين مجسمه كم كم با كشتي از فرانسه به امريكا اورده شد و در انجا سر هم شد.

- ايا ميدانستيد تشكيل و تولد سياره اي مشابه زمين حداقل به سه ميليون سال نياز دارد.

- آيا ميدانستي که در هر شبانه روز تقريبا هيجده هزار ليتر خون در بدن به جريان انداخته ميشود و اين کار عظيم را قلب به تنهايي عهده دار است.

- ايا ميدانستيد که شمار تلفات جاني در جنگ جهاني دوم که بين سالهای 1939 تا 1945 بود، بيش از بيست و شش ميليون نفر بود.


آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند

- آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند

- آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگانياند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريعالسير رقابت كند

- آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد

- آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است

- آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند

- آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است

- آيا ميدانستيد که يك چهارم خاك روسيه در سال پوشيده از برف است

- آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:49 توسط مهدی | |
داستان جالب

یک روز صبح ، بودا در میان مریدانش نشسته بود که مردی به آنها نزدیک شد.

پرسید: خدا وجود دارد؟

بودا پاسخ داد:بله خدا وجود دارد.

پس از نهار مرد دیگری ظاهر شد.

پرسید:خدا وجود دارد؟

بودا پاسخ داد: نه، خدا وجود ندارد.

عصر همان روز، مرد سومی همین پرسش را از بودا کرد، و پاسخ این بود:

باید خودت تصمیم بگیری.

یکی از مریدان گفت: استاد، این که نابخردانه است. چگونه ممکن است به یک پرسش سه پاسخ متفاوت بدهید؟

یگانه ی روشنیده پاسخ داد: چون اشخاصی متفاوت بودند. هر کس به شیوه ی خود به خدا نزدیک می شود: برخی با قطعیت، برخی با انکار و برخی با تردید

اين داستانی بود که از کتاب مکتوب

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:37 توسط مهدی | |
خدایا ...

خدايا ... در اين دنياي خاکي دلهايمان پر از لکه هاي سياه معصيت است که فقط بخشش بيکران توست که اين لکه هاي سياه را به نور و روشنايي تبديل خواهد کرد.

خداوندا ، در حضور تو آرام مي گيريم و اعلام مي كنيم كه تو ، تنها خداي اين عالم ، حاكم اين جهان ، قادر مطلق و زمامدار بي چون و چراي خلقت هستي . در حالي كه به قدوسيت مهيب و جلال عظيم تو مي انديشيم و در قدرت بي كران و حاكميت مطلق تو تعميق مي كنيم ، ترس تو را در دل خود جاي مي دهيم ، ترسي آكنده از عشق و احترام . ترا به دليل شخصيت بي نقص ، حكمت بي پايان ، و عدالت مطلقت ستايش مي كنيم و به خاطر رحمت جاودان ، فيض بي همتا ، و خشم عظيم تو در برابر گناه ، تو را مي پرستيم . در دل خود سر تعظيم فرود مي آوريم و در حالي كه زيبايي خيره كننده و شخصيت جذاب تو را مي ستاييم در برابر تو زانو مي زنيم و اعتراف مي كنيم كه بزرگترين نياز ما دستيابي به مكاشفه اي عظيم از وجود تو و محبت پيمايش ناپذير توست .

از تو فروتنانه مي خواهيم كه اين نياز را در ما ببيني .

دعاي ما اين است كه :

طريق خود را به ما بياموز تا تو را بشناسيم و در حضور تو فيض يابيم .

 از تو سپاسگذاريم كه درخواستهاي صادقانه و قلبي ما را پاسخ خواهي داد ، اي خالق محبت

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 8:37 توسط مهدی | |
عشق
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:46 توسط مهدی |
پشتوانه عشق

تا كنون از خود پرسيده ايد  كه مهمترين عنصر در هر رابطه اي چه چيز ميباشد؟ پاسخ بسياري از افراد به اين پرسش عشق است. بله عشق يك موهبت است و بدون آن هيچ رابطه اي پايدار نخواهد ماند. اما عشق نيز به تنهايي و  بدون پشتوانه "احترام" ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام متضمن و بيمه گر عشق است.

شايد لازم باشد براي درك بهتر اين مسئله  رابطه (مانند ازدواج) را به يك بنا تشبيه كنيم. در اين منزل باشكوه پي و شالوده خانه را عشق، ستونهاي آن را دو فرد و مصالح ساختماني اتصال دهنده  آن را احترام تشكيل  ميدهند.

از عشق آغاز ميكنيم كه هيچ رابطه اي بي آن زماني فرو خواهد ريخت. اكنون به دو ستون اصلي اين خانه نگاهي مي اندازيم  كه با آنكه جدا از يكديگر قرار گرفته اند اما همواره پيوسته به هم ميباشند. بنابراين در هيچ رابطه اي دو فرد نميبايست فرديت خود را از دست داده و با يكديگر "يكي شوند،" بلكه ميبايد در كنار يكديگر پشتيبان يكديگر باشند و يكتايي، فرديت، شخصيت، علايق و خواسته ها و آرزوهاي خويش را حفظ كنند. اما اين منزل دير يا زود در معرض عوامل محيطي قرار گرفته و طوفانها، گردبادها، زلزله ها، روزهاي آفتابي و باراني بسياري را به خود خواهد ديد. اينها همان تجارب زندگي هستند كه دو فرد در كنار هم با آنها مواجه خواهند گشت. لحظات تلخ و شيرين، اندوه و شادكامي. اكنون به مصالح ساختماني اين منزل ميرسيم. آيا بدون سيمان و بتون بنايي پابرجا خواند ماند؟ احترام مصالح پيوند دهنده اجزاء ساختمان است كه خانه را در برابر طوفانها، بادهاي ويرانگر، شدايد و تلخي هاي زندگي حفاظت ميكند. در واقع احترام بيمه ساختمان ميباشد.

ممكن است شريك زندگي تان شما را بسيار دوست داشته باشد اما آيا به شما احترام نيز ميگذارد؟ افراد دوست دارند محبوب باشند اما محترم بودن به مراتب ارزشمند تر از محبوب بودن است. تعريف احترام چنين است: به رسميت شناختن شايستگي، ارزشمندي، حقوق و مزاياي فرد به عنوان يك انسان. و يا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذيرش و توجه. يك شريك ايده آل فردي است كه هم شما را دوست دارد و هم  به موازات آن براي شما احترام قائل است. چگونه ميتوان نشانه هاي بي حرمتي را در يك رابطه شناسايي كرد؟ نشانه هاي بي احترامي به قرار زير ميباشد:

1- بي اعتبار كردن: جاي فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع كردن، بي اعتنايي كردن، تمسخر كردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقير كردن.

2- ارعاب كردن: تهديد كردن، هراساندن، قلدري كردن و تشر زدن.

3- انتقاد كردن: عيبجويي، ملامت كردن، نفي كردن و غر زدن.

4- كنترل كردن: جلوگيري از تصميم گيري مستقل فرد، تحكم كردن، سلطه گري و تحميل عقايد، خواسته ها و نيازها.

5- قضاوت كردن:تعيين درستي و نادرستي اعمال فرد، برانگيختن احساس گناه و شرمساري در فرد.

6- بد نام كردن: تهمت و افترا زدند، رسوا كردن و افشا گري كردن.

7- فريب دادن:دروغ گفتن، گمراه كردن و حقه زدن.

8- خيانت كردن:صادق نبودن، وفادار نبودن.

9- توهين كردن: گستاخي كردن، ناسزا گويي، رنجاندن.

10- سوء رفتار كردن: از لحاظ  كلامي، احساسي و فيزيكي. صدمه زدن به حس امنيت و فرديت شخص. كتك زدن، فرياد كشيدن و فحاشي كردن.

11- هر نوع تغيير در لحن صدا ، اشارات و تغيير در چهره كه پيام آن چنين است:"من مهمتر از تو هستم".

شريكي كه  بي احترامي ميكند در واقع در صدد آنست كه با خرد كردن شخصيت فرد مقابل، خود را مهمتر و برتر جلوه دهد. اما غافل از آن كه با اين عمل شالوده خانه اي كه روزي با عشق بنا نهاده شده را سست و تخريب ميكند  و آنكه سرانجام آوار آن بر سر خود وي نيز فرو خواهد ريخت.

شما همانگونه كه اجازه ميدهيد ديگران با شما رفتار كنند، ديگران با شما رفتار خواهند كرد. همه چيز وابسته به خود شماست هنگامي كه مورد بي احترامي قرار ميگيريد و سكوت ميكنيد در واقع در آن بي احترامي خودتان نيز سهيم هستيد.

در انتها به خاطر داشته باشيد كه منزل باشكوه شما (رابطه) در صورتي كه به حال خود رها گردد صرفنظر از آنكه در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحكم بنا گرديده باشد به مرور زمان از هم پاشيده و رو به خرابي و زوال پيش خواهد رفت بنابراين بياموزيد با تبادل عشق و احترام روزافزون تركهاي هر چند كوچك منزل خود را مرمت كرده و ان را استوار و پايدار نگه داريد.

"راستگويي و صداقت در ايجاد اعتماد در رابطه ضروريست. احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام است"

"هر رابطه اي منحصر بفرد است. و براي نتيجه بخش بودن آن بايد مقتضيات آن فراهم گردد. هيچ راه ميانبري وجود ندارد."

"زندگي كوتاه است. آن را هدر مشاجرات و جر و بحثهاي بي معني و بي اهميت نكنيد!"

نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:41 توسط مهدی | |
پرونده پدر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادري نه پدري، بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان  سبك كه پرم دئر هواي دوست
نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملا قاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟
حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 9:20 توسط مهدی | |
" به آینده و افق های روشن بنگر "

گاه گویی این جهان است که پیرامون ما فرو می ریزد و ما دیگر ناتوان از ادامه راهیم...

اما درست در چنین هنگامه ای است که باید به آینده بنگریم...

به ایمان و امیدواری بیندیشیم و به یکدیگر تکیه کنیم...

شاید یکی از دشوارترین چیزها پذیرفتن این باشد که ...

هر آنچه امروز بر ایمان بی معنا است فردا نیز چنین باشد...

اما زندگی بی هیچ توجیه و پوزشی ادامه می یابد...

ما نیز به رغم تغییراتی که بر ما آوار می شوند باز بقا می یابیم...

حتی می توانیم باز ببالیم

اما بی باران هیچ رویشی نیست پس با آغاز بارش بگذار جویبارها جاری شوند...

و هنگامی که توفان گذشت بگذار بگذرد...

با خود مهربان باش...

و بخواه آنچه می خواهی...

تو تنها نیستی...تو تنها نیستی...تو تنها نیستی...

تو تنها نیستی... تو تنها نیستی... تو تنها نیستی...

 

"کری مک کسکیل"

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:29 توسط مهدی | |
خدایا از تو سپاسگزارم

خدایا بخاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم .

 خدایا بخاطر اینکه هرگاه در جاده زندگی قدمهایم اندکی از راه راست سست میشود تو با تلنگری به راهم می آوری از تو سپاسگزارم .

خدایا ممنونم که هرزمان تو را از یاد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلائی کوچک مرا متوجه خود ساخته ای تا به یاد آورم که در برابر اراده بی نهایت هیچ چیز تاب ایستادگی ندارد.

خدایا از اینکه می بینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیرنظر دارد و هرگز فراموشم نمی کند سخت به خود می بالم .

خدایا با اینکه گناه کرده ام،  ناسپاسی نموده ام، حتی گاهی از رحمت بی کرانت نا امید شده ام و بنده خوبی برایت نبوده ام ، اما تو مهربان هرزمان که درمانده از همه چیز و همه کس شده ام با ز هم با آغوش باز پذیرایم بوده ای و درنهایت بزرگواری حمایتم کرده ای .

براستی ای پروردگار زیبا و مهربان در برابر این همه لطف و بخشندگی چه میتوانم بگویم؟

این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم؟

خدایا شمار دفعاتی که در نهایت ناباوری و بهت همگان از راه های عجیب و خارق العاده ات در سختترین  و غیرممکن ترین شرایط یاورم بوده ای از حساب بیرون است.

تو خود نیک می دانی که بنده ات جز چیزهائی که تو به او بخشیده ای در چنته ندارد. پس تمنا دارم در یافتن راه درست زندگی وبه دست آوردن شادمانی ، عشق ، آرامش و سعادت حقیقی یاری ام کنی . چرا که بدون تو هیچ ندارم و باتو از همگان بی نیازم .

خدای من می دانم که با این همه تو با زهم مرا دوست داری و همیشه و در هر لحظه مواظبم هستی .

زیرا این حدیث قدسی ات همواره در ذهنم طنین می افکند.

 " اگر آنان که از من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم هر آینه از شوق جان می سپردند" .

نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:1 توسط مهدی | |
سخنهای آموزنده وکارساز در زندگی ازفلاسفه وبزرگان

برای زندگی فکربکنید امّاغصه نخورید- دیل کارنگی

اشکال دنیا اینست که جاهلان مطمئن هستندو دانایان مردّد- برتراندراسل

هیچ کاربزرگی بدون اراده بزرگ میسرنیست - الزاک

مانند سایه ناپایداریم ومانندخاک بی مقدار ازکجابدانیم که تافردازنده خواهیم ماند-  هوراس

آنقدر به تاریکی لعنت نفرستید، شمعی روشن کنید- کنفوسیوس

شاید کسی روکه باتوخندیده فراموش کنی اماکسی روکه باتو اشک ریخته هرگز

آن کس که به فکرفردا نیست به غم فرداگرفتارمیشود- کنفوسیوس

زندگی کوتاه است وراه درازو فرصتها زودازدست میروند

هرآنچه بخواهیدبدست خواهیدآورد بشرطی که استقامت راسرمایه خودقرار دهید.- لافونتن

دشمنی هیچکس رادر دل راه نده، این کار توراهمیشه غمگین نگه میدارد

عقل دروجودما قدرت حیرت اوری دارد پس بهتراست که فکررا حاکم وجودخودقرار دهیم- گوته

کسی که کتاب میخواند به وقت بیش از پول احتاج دارد

هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرادرعمل خواهید دید که همیشه وقت کم وکوتاه است

تنهاکسی موفق میشود که به انتظاردیگران ننشیند

اندکی درنگ کن تازودتربه نتیجه برسی - فرانکلین

پول نمیتواند برای مادوست فراهم کند امّا دشمن  به تعداد بسیار

درجمع آوری دوستان ،دوری از آنها وترک آنها زیاد عجله نکن -سولدن

محبت هزینه ای ندارد، مهربان باشیم-  شامفور 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:40 توسط مهدی | |
آیا می دانستید .......

- ايا ميدانستيد که قد انسان تا ۲۰, ۲۵ و گاها تا ۴۰ سالگی بلند ميشود و از چهل سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ميلی متر کوتاه ميشود.

 

- آيا ميدانستيد که ناخنهای دست چهار برابر ، سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند.

 

- آيا ميدانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم.

 

- آيا ميدانستيد که در حدود يک سوم سرطانهايي که در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه که ميخوريم در ارتباط هستند.

 

آيا ميدانستيد که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند.

 

- ايا ميدانستيد که تنها موادی که دارای يکی از عنصرهای آهن, کوبالت يا نيکل باشند جذب اهن ربا ميشود.

 

- ايا ميدانستيد که مغز شما وقتی خواب هستيد فعاليتش بيشتر است از وقتی که در حال تماشای تلويزيون هستيد.

 

- آيا ميدانستيد که مغولستان بزرگترين کشور جهان است که به دريا و اقيانوس راه ندارد.

 

- آيا ميدانستيد که انگشت سبابه «نشان» از ساير انگشتان دست حساستر است.

 

- آيا ميدانستيد که ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.

 

- ايا ميدانستيد چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشکي است . او در عرض

فقط 3 ثانيه تا 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. رکوردي که حتي

سريعترين خودروهاي فراري هم نتوانسته اند بشکنند.

نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:33 توسط مهدی | |
ضربالمثلهای ....

حق کهنسال تر از قانون است

حسادت اولين درس شيطان به انسان احمق است
فرانسوي

حتي ماه تا طلوع نکند نمي درخشد
فنلاندي

پنهان کردن دانش خود بهتر از آشکار کردن ناداني خود است
اسپانيولي

پولي که از کلاهبرداري به دست مي آيد خرج کلاه سر کچل مي شود
آلماني 

 
پولداران پول دارندفقرا بچه
استوني

 
پروانه اغلب فراموش مي کند روزي کرم بوده است
سويدي
 
 
پرنده هاي خوردني زياد عمر نمي کنند
بلغارستاني

 
پيري همسفر بدي است
دانمارکي

پوتين بايد با گل ولاي بسازد
آلماني

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:26 توسط مهدی | |
رازهای عشق

گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نميرسد.

اما اگر هر يک از آنها را برای چند بار در روز بخوانيد اثر عميقي در روح شما خواهد داشت.

 

1. راز  عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،

تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 

2. راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،

 با احترام به نظریاتش گوش کن .

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

 

3. راز عشق در این است که

 به یکدیگر سخت نگیرید .

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

 

4. راز عشق در این است که

 هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند ،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،

 لبخندی از روی محبت .

نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

 

5. راز عشق در این است که

 رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .

بذر علاقه ها و عقیده های تازه را

 بکار که زیبایی بروید .

ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا

 غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .

برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن

 مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

 

 6. راز عشق در خوش مشربی است .

شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن

 مراقب شوخی هایت هم باش .

شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن

 نیت باشد ،نه نیشدار .

 

7. راز عشق در این است که

 حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .

آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات

کوچک و زود گذر نیست ؟

 

8. راز عشق در این است که

 مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،

 و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .

با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص

عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .

قلبت را آرام کن .

تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها

 را آنگونه که هستند ، در یابی .

 

10. راز عشق در این است که

 طرف مقابلت را تحسین کنی .

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را

 می داند ،از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت

 بگویی : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

11. راز عشق در این است که

 در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

 

12. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است

برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،

 سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود

 تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .

اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن

 صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .

 

13. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،

 زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .

اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،

مثل آن است که

 پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی

و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

 

14. راز عشق دراین است که

 از یکدیگر انتظارات  بیجا نداشته باشید ،

زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است

ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن

که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند

 نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .

 

15. راز عشق در این است که

 حس تملک را از خود دور کنی .

در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .

شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .

گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور  آفتاب

 استفاده کند.

 

17. راز عشق در این است که

 شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی

 حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود .

همه چیز را همان طور که هست بپذیر ،

تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :

 نقاط قوت را تقویت کن ،

و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .

هرگز سعی نکن با سوزاندن ،

جلوی خونریزی زخم را بگیری .

 

19. راز عشق در این است که

 هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که

طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .

در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده

از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .

 

20. راز عشق در این است که

 وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت

برای بیان آن فکر نکنی ،

بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی .

اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن

 تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند .

 

21. راز عشق در آرامش است ، زیرا

 آرامش باعث تکامل عشق می شود .

عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست .

عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی

 است خداوندگار آرامش کامل است

 

22. راز عشق در این است که

 در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ،

تا همواره علی رغم همه اشتباهات ،

تشنه رسیدن به کمال باشید ،

 چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ،

سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .

 

23. راز عشق در این است که

 محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی

میان دو انسان شود

سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است

بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .

 

24. راز عشق در این است که

 به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت

 نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست .

هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود

 و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ،

خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند .

عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار

 میکند ،نه در لذت جویی .

 

25. راز عشق در مراعات حال دیگری است .

هر قدر که  ملاحظه حال دیگران را می کنی ،

کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

 

26. راز عشق در این است که

 جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .

جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که

 از دیگری دریافت می کنی .

این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .

 

27. راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است .

نگذار که روزمرگی ها

مثل سیم های کوک نشده ساز ،

نغمه زندگی عاشقانه تان را

به نوایی غم انگیز تبدیل کند .

 

28. راز عشق در این است که

 در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها

 باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید .

لازم نیست برای سرگرم شدن حتما

از محرکات خارجی استفاده کنید .

قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید

 تا بتوانید خودتان باشید .

 

29. راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید .

مایع عشقتان را طوری نگه دارید

 که بتوانید گودالهایی

 را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.

 

30. راز عشق در این است که

 به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید

و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .

 

31. راز عشق در استواری است .

در فصول مختلف زندگی ،

 عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،

مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر

و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،

که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور

آن گردش کنند.

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:48 توسط مهدی | |
را ههاي بدست‌آوردن آرامش از منظر دیگر

 1- جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد.
2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصاره‌ي آرامش است، با زور نمي‌توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.
3- افراد آرام به خود مي‌گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگي لذت مي‌برند.
4- وقتي احساس مي‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد.
5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين‌تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي‌شود.
6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظه‌اي كه هستند، زندگي مي‌كنند و لذت مي‌برند.
7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد.
8- هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرام‌تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.
9- مهم نيست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانه‌ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.
10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام‌تر كنيد، طولي نمي‌كشد كه آرام خواهيد شد. گاهي مي‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.
11- با حركات آرام و صحبت‌كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟
12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.
13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت.
· هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.
· در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.
· فشردن يك توپ كوچك، تنش‌هاي عصبي‌اي را كه در انگشتان و دست‌هاي شما متمركز شده‌اند، خالي مي‌كند.
· لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌شود.
14- لحظه‌هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقت‌ها آنها را به ياد آوريد و درباره‌شان فكر كنيد و لذت ببريد.
15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. تماشاي ماهي‌ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي‌كند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي‌كنند و آرام تنفس مي‌كنند.
16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.
17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.
18- تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.
19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده‌ايد،آنگاه مي‌توانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن‌القلوب.اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون آشتي است. داشتن يك تكيه‌گاه معنوي درحد تعادل موجب‌آرامش مي‌شود.
20- احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.
21- يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.
22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش مي‌شود. نمي‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.
23- اگر مي‌دانستيدكه: سيگار كشيدن+ ورزش نكردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش» هرگز سيگار نمي‌كشيديد و ورزش كردن را به تعويق نمي‌انداختيد. در مورد اين دو موضوع باز هم مطالبي خواهيم داشت
.

نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:42 توسط مهدی | |
داستان واقعي

موسي مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهير آلماني، انساني زشت و عجيب‌الخلقه بود. قدّي بسيار كوتاه و قوزي بد شكل بر پشت داشت. موسي روزي در هامبورگ با تاجري آشنا شد كه دختري بسيار دوست داشتني به نام فرومتژه داشت. موسي در كمال نااميدي، عاشق آن دختر شد، ولي فرومتژه از ظاهر و هيكل از شكل افتاده او منزجر بود. زماني كه قرار شد موسي به شهر خود بازگردد، آخرين شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرين فرصت براي گفتگو با او استفاده كند. دختر حقيقتاً از زيبايي به فرشته ها شباهت داشت، ولي ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسي از اندوه به درد آمد.

 موسي پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساري پرسيد:
- آيا مي دانيد كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته مي شود؟
دختر در حالي كه هنوز به كف اتاق نگاه مي كرد گفت:
- بله، شما چه عقيده اي داريد؟
- من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسري مقرر مي‌كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامي كه من به دنيا آمدم، عروس آينده‌ام را به من نشان دادند، ولي خداوند به من گفت:
- «همسر تو گوژپشت خواهد بود.»
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فرياد برآوردم و گفتم:
«اوه خداوندا ! گوژپشت بودن براي يك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چي زيبايي است به او عطا كن.»
فرومتژه سرش را بلند كرد و خيره به او نگريست و از تصور چنين واقعه‌اي بر خود لرزيد.
او سالهاي سال همسر فداكار موسي مندلسون بود.

نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 12:34 توسط مهدی | |
عشق و مسافر ...

ديروز وقتي از پس کوچه خيالاتم عبور مي کردم به مسافري غريب بر خوردم نمي دانم چرا در يک لحظه احساس کردم که تنهاييش بر وجود سردم آتش مي زند
کنارش نشستم . از او پرسيدم آيا تنهايي؟ گفت نه من با روياي عشقم زنده ام و زندگي مي کنم. کلامش تا اعماق وجودم نفوذ کرد. او کسي بود که با رويا مي زيست.پرسيدم آيا گمشده اي؟ گفت: نه. عشق من همچون فانوسي هدايتم مي کند و راه را به من نشان مي دهد. پرسيدم: سفر مي  کني ؟ گفت: من هميشه در سفرم . پرسيدم:غريبي؟ گفت: غربت يعني چه هنگامي که با تمام وجود گرماي عشقم حس مي کنم. ناگهان اشکي از گوشه چشمش سرازير شد و بر روي زمين چکيد. پرسيدم: اين اشک براي چيست؟گفت:حرمت سکوتي است که هيچگاه شکسته نشده و فريادي است به وسعت پرواز. پرسيدم: سکوت مي کني؟ نگاهم کرد؟!؟!؟! پرسيدم:اين نگاه چيست؟گفت:حرمت کلماتي است که در حصار زمان مانده اند . مسافر غريبه بلند شد، دستم را به گرمي فشرد و گفت:هرگاه خواستي عشقت را به شوريده اي ثابت کني، سکوت کن ورفت . و من همچنان رفتنش را تماشا مي کردم تا شايد رفتنش نيز پيامي از عشق را به ارمغان بياورد.......

 

نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 14:51 توسط مهدی | |
بار خدایا،نیرو و دلیری به من ده تا...

 *یاد بگیرم که چیزهای کوچک و بی اهمیت مرا عصبانی و ناراحت نکند.
*
یاد بگیرم به چیزهای واهی و بیهوده نیندیشم.
*
یاد بگیرم چگونه فهم و درک خود را افزایش دهم.
*
یاد بگیرم گستره ی دیدم را وسیع کنم.
*
یاد بگیرم چگونه دل مردمان به دست آورم.
*
یاد بگیرم که ارزش هر کس به شخصیت و انسانیت اوست نه به ظاهر زیبایش.
*
یاد بگیرم هرگز هرگز در امور مردم دخالت نکنم.
*
یاد بگیرم هیچ وقت هیچ وقت دست از تلاش بر نکشم.
*
یاد بگیرم طاقت خود را افزایش دهم.
*
یاد بگیرم صبور باشم.
*
یاد بگیرم درباره ی موضوعی که راجع به آن اطلاعی ندارم هیچ وقت هیچ وقت سخن نگویم.
*
یاد بگیرم زبانم را کنترل کنم و بی موقع سخن نگویم.
*
یاد بگیرم خوب گوش فرا دهم.
*
یاد بگیرم خوب فکر کنم و عجولانه تصمیم نگیرم.
*
یاد بگیرم هنگام ناراحتی دست به عمل نزنم.
*
یاد بگیرم هرگز هرگز گنجور دیگری نباشم.
*
یاد بگیرم که فاصله ی بین تلاش وکاهلی، شجاعت وحماقت،شکست و پیروزی، زندگی و مرگ، نفس و جهاد با نفس   یک تار مو بیشتر نیست.
*
یاد بگیرم که چگونه یک انسان باشم.
 

الهی یاریم ده که بی شک به یاری تو محتاجم.
الهی یاریم ده تا شکوه یکتاییت را دریابم.
الهی یاریم ده که شکوه انسانیت را به پای نخوت نریزم.
الهی یاریم ده تا بندگیت کنم.
 
"
الهی می دانی نا توانم پس از بلاها برهانم."

نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 8:43 توسط مهدی | |
ماییم و در میکده
ماییم و در میکده تا یار چه خواهد     دلبسته آنیم که دلدار چه خواهد
صد شکر کز آلایش کثرت برهیدیم     در عالم وحدت دل بیدار چه خواهد
ما را هوسی نیست که در میکده شادیم      در سینه دگر آه شرر بار چه خواهد
دل خون شد و جان رفت ز کف در ره جانان     از ما دگر آن دلبر عیار چه خواهد
ما عقل رها کرده و سرگشته و مستیم     از می زدگان عاقل هشیار چه خواهد
هر کس بد ما گفت نرنجیم و ندانیم     آن بی خبر خام از این کار چه خواهد
گر نور ببخشند و نبخشند غمی نیست     ماییم و در میکده تا یار چه خواهد
 
از دکتر جواد نوربخش


نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:17 توسط مهدی | |
تبسم...

تبسم خرجي ندارد ولي چيزهاي بسياري را مي افريند.
تبسم بدون اينكه دهنده اش را فقير كند گيرنده اش را ثروتمند مي كند.
تبسم يك لحظه بيش پايدار نيست ولي گاهي خاطره اش تا ابد باقي مي ماند.
تبسم در خانه خوشبختي ايجاد مي كند ودر تجارت حسن نيت زيرا تبسم نشانه دوستي ورفاقت است.
 تبسم خستگي را بر طرف وافراد را اميدوار مي كند.
تبسم اشعه افتاب براي افسردگان وبهترين پاد زهر طبيعي است براي ناراحتي.
بنابراين:
تبسم را نه مي توان خريد ونه مي توان گدايي كرد ونه مي توان دزديد زيرا تبسم براي كسي يك كالاي زميني نيست مگر وقتيكه عطا شود و هيچكس  به اندازه كسي كه تبسمي براي دادن ندارد محتاج تبسم نسيت.
پس اگر مي خواهيد مردم شما را دوست داشته باشند اين اصل را فراموش نكنيد:
تبسم را فراموش نكنيد كه لبخند بي هزينه شما گرانبهاترين هديه است.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:37 توسط مهدی | |
« دختر كوچولو! خيلي دوستت دارم.»
يكي بود يكي نبود. روز روزگاري، مرد بزرگي با زن روياهايش ازدواج كرد. حاصل عشق آنها يك دختر كوچولو بود. او دختر شاد و سرحالي بود و مرد بزرگ، او را خيلي دوست داشت.
موقعي كه دختر كوچولو، كوچولو بود، مرد بزرگ بغلش مي كرد، برايش آواز مي خواند و به او مي گفت:
« دختر كوچولو! خيلي دوستت دارم.»
دختر كوچولو كه ديگر كوچك نبود، از خانه مرد بزرگ رفت تا دنيا را ببيند و زندگي را تجربه كند. هر چه بيشتر درباره خود مي آموخت، مرد بزرگ را بهتر يافت. دختر كوچولو حالا خيلي خوب مي فهميد كه مرد بزرگ حقيقتاً قوي و بزرگ است، چون حالا ديگر توانايي هاي او را تشخيص مي داد. يكي از توانايي هاي مرد بزرگ اين بود كه مي توانست عشقش را نسبت به خانواده اش نشان بدهد و برايش اهميتي نداشت كه دختر كوچولويش كجاي دنيا باشد، او در هر حال و حالتي كه بود دختر كوچولويش را صدا مي زد و مي گفت:
« دختر كوچولو! خيلي دوستت دارم.»
يك روز، موقعي كه دختر، ديگر اصلاً كوچولو نبود، كسي به او تلفن زد و گفت كه مرد بزرگ بكلي از پا افتاده است. به او گفتند كه مرد بزرگ سكته كرده است و ديگر نمي تواند حرف بزند و شايد حتي حرفهايي را هم كه به او مي زنند نفهمد. مرد بزرگ ديگر نمي توانست لبخند بزند، بخندد، راه برود، او را بغل كند، برقصد و يا به دختر كوچولو كه ديگر كوچولو نبود بگويد كه چقدر دوستش دارد.
دختر كنار تخت مرد بزرگ رفت. وارد اتاق كه شد ديد مرد بزرگ چقدر كوچك شده است و ديگر قدرتي ندارد. مرد بزرگ به او نگاه كرد و سعي كرد حرف بزند، اما نتوانست.
دختر كوچولو تنها كاري كه توانست بكند اين بود كه از كنار تخت مرد بزرگ بالا برود و در حالي كه اشك از چشمهايش جاري بود، دستهايش را دور شانه هاي از كار افتاده پدرش حلقه كند.
سرش را روي سينه او گذاشت و به ياد خاطرات بسياري افتاد. يادش آمد كه چه ايام خوبي را در كنار يكديگر، با شادي و دلخوشي سپري مي كردند و چطور هميشه احساس مي كرد كه مرد بزرگ از او حمايت مي كند و مايه شادي دل اوست. تصور از دست دادن مرد بزرگ و مصيبتي كه بايد تحمل مي كرد، اندوه جانكاهي را بر جان و دلش تحميل مي كرد. ديگر كسي نبود كه با كلام عشق مايه تسلّي خاطرش شود.
و آنگاه دختر كوچولو از ميان قفسه سينه مرد بزرگ صدايي شنيد. صداي قلب او را كه هميشه موسيقي و كلام عشق از آن بيرون مي تراويد. دل مرد بزرگ، بي اعتنا به ويراني جسم مرد بزرگ، همچنان به تپش خود ادامه مي داد. دختر كوچولو سرش را به قلب مرد بزرگ تكيه داد و اين معجزه را به گوش جان شنيد و درك كرد. اين همان صدايي بود كه بايد مي شنيد. دل مرد بزرگ حرفي را مي زد كه ديگر لبهايش قادر نبودند بگويند...
دوستت دارم
دختر كوچولو
و دختر كوچولو آرام گرفت.

نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:24 توسط مهدی | |
تقدیم به مادر مهربانم

روزی دیدم مادرم گریه میکرد،از او پرسیدم علت چیست؟

چه دردی بر دل نازنین تونشسته که اشکهایت جاریست؟

فقط به چشمهایم نگاه کرد وگفت :تو مگر نمیدانی که من زنم؟

گفتم میدانم ،، یعنی چه؟

گفت بزرگتر میشوی خواهی دانست ...

از پدرم پرسیدم سبب گریه های بی سبب مادرم چیست؟

گفت:سالهاست با او زندگی میکنم اما هنوز ندانستم چرابی سبب میگرید.

سرم رابالاگرفتم از خداپرسیدم علت گریه های بی سبب مادرم چیست؟

خدایم گفت :تو مگر نمیدانی که او زن است!

گفتم ،میدانم ولی سالهاست در این معنا وسبب گریه های مادرم مانده ام.

خدایم گفت :او زن است

به او شانه هایی آنقدر قوی دادم که همه غمها را بدوش بکشد

پرسیدم کدام غمها؟

خدایم گفت :

غم تو،غم پدرت،غم همه داشتن ها ونداشتن هایش،غم زندگی وغم دلسردیهای ایام

پرسیدم فقط شانه های قوی؟

خدایم گفت :شانه ای قوی اما نرم که اگر سر بر شانه هایش بگذاری

ازآرامش وجودش تو هم آرام خواهی گرفت....

( تقدیم به تمام مادران پاکدامن ایران زمین و مادر عزیزم )

 

نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:50 توسط مهدی | |
سخنان بزرگان دین اسلام

دلیری و شجاعت مرد به اندازه همت و غیرت اوست۰ حضرت علی (ع)

آنکس که از روزگار تجربه آموخت ٬ هرگز فریب جهانیان ر ا نخواهد خورد ۰امام حسن عسگری (ع)

آنکه کوشش خویش را برای آخرت خود به کار گیرد ٬ خدا دنیایش را کفایت کند ۰ امام زین العابدین (ع)

کسی که قرآن را شعار و شیوه خود قرار دهد ٬ خدا او را سعادتمند گرداند ۰ حضرت محمد (ص)

هر که خود را شناخت ٬ خدای خود را شناخته است۰  حضرت محمد (ص)

 

نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:55 توسط مهدی | |
هفت نصيحت مولانا

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود(

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد(

اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب(

وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ(

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك(

بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا (

اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه (

نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 14:31 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری