تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
سخاوت................................................................GENEROSITY

سخاوت

چو خورشید بی دریغ باش در سخاوت

چو آسمان در یکرنگی

درخت سایه اش را به کسی نفروخت

باران از کسی آب بها نگرفت

آنوقت ما آدم ها

بعضی وقتها

حتی لبخندمان را از هم دریغ می کنیم

بدان

آنانکه آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می دازند

نمی توانند خود ازآن بی بهره باشند

 

GENEROSITY

Be unsparing like the sun in generosity

like the sky in good faith

the tree didnt sell its shadow to anyone

the rain didne get the watering rate from anybody

but we,the human begings,same time

even spare our smiles from each other

khow that

those who grunt the sky to others life

cant be portionless of that themselves

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 10:34 توسط مهدی | |
نمي خواهم بميرم ....

نمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟
كجا بايد صدا سر داد ؟
در زير كدامين آسمان،
روي كدامين كوه ؟
كه در ذرات هستي ره برد طوفان اين اندوه
كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد !
كجا بايد صدا سر داد ؟
فضا خاموش و درگاه قضا دور است
زمين كر، آسمان كور است
نمي خواهم بميرم با كه بايد گفت ؟
اگر زشت و اگر زيبا
اگر دون اگر والا
من اين دنياي فاني را
هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم .
به دوشم گر چه بار غم توان فرساست
وجودم گر چه گرد آلود سختي هاست
نمي خواهم از اينجا دست بردارم !
تنم در تار و پود عشق انسانهاي خوب نازنين بسته است.
دلم با صد هزاران رشته با اين خلق
با اين مهر، با اين ماه
با اين خاك ... با اين آب...
پيوسته است.
مراد دل از زنده ماندن، امتداد خورد و خوابم نيست
توان ديدن دنياي ره گم كرده در رنج و عذابم نيست
هواي همنشيني با گل و ساز و شرابم نيست

جهان بيمار و رنجور است .
دو روزي را كه بر بالين اين بيمار بايد زيست
اگر دردي ز جانش بر ندارم ناجوانمردي است
نمي خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم
بمانم تا عدالت را برافرازم ، بيافروزم
خرد را ، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم
به پيش پاي فرداهاي بهتر گل بر افشانم
چه فردائي، چه دنيائي !!
جهان سرشار از عشق و گل و موسيقي و نور است ...
نمي خواهم بميرم اي خدا !
اي آسمان !
اي شب !
نمي خواهم
نمي خواهم
نمي خواهم
مگر زور است ؟

فريدون مشيري

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 9:26 توسط مهدی | |
پروردگارا!

پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.
 
جبران خلیل جبران

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 8:47 توسط مهدی | |
..........!!!!!!

بچه ها
كاغذي برداريد
بنويسيد:كبوتر زيباست
بنويسيد: كلاغ بي نهايت زشت است
بنويسيد:كه آذر خوب است
بنويسيد: كه دارا فردا يك قهرمان مي زايد
بنويسيد: كه دارا يك نوزاد دارد
بنويسيد: كه آذر بي عروسك هم مي تواند باشد
تا شب جمعه آينده
مشق تان اين باشد
كه پدر دندان دارد
اما
نان ندارد
بخورد

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 9:35 توسط مهدی | |
بابا انار دارد....

بنويس! معلم مي گويد و او به ياد مي آورد دست هاي لرزان بابا هيچ اناري ندارد، ميان شيارهاي پينه بسته دستانش، جز رنج چيز ديگري نيست. معلم هجي مي کند انار مي شنود «فقر»؛ معلم مي گويد:«نان دارد»، مي داند که، دروغ است هيچ ناني ندارد، معلم مي گويد:«آن مرد در باران آمد» مي نويسد، آن مرد در باران رفت و هرگز نيامد.
داستان فقر، داستان کهنه ايست، فقر، دستان گشاده اي دارد که گاه بي هراس از در و ديوار يک خانه بالا مي رود و تا سقف تحمل آدم ها، نفسگير مي شود. نه آدم ها شبيه همند و نه خواسته هايشان شبيه تر، آنقدر که همه دخترک ها به فکر چشمان عروسکند و پسرک ها در پي فهم تير تفنگ؛ همه مردها زندگي را با تمام ابعادش براي چهار ديواري خانه هايشان مي خواهند و همه زن ها در آرزوي آنند که هيچ وقت فرزندانشان الفباي گرسنگي را نياموزند،
فقر براي خيلي ها آشناست .... 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 8:39 توسط مهدی | |
شادابی درون

يک روش هفت مرحله ای تا شادابی درون را به زندگی امروزی باز گرداند.
 
-
ایمان به خدا و اعتقاد به زندگی پس ازمرگ به زندگی انسانها هدف و معنی می دهد و حس تنهايی را از آنها دور میکند اثر اين موضوع در هنگام مشکلات و نگرانيها بيشتر است و موجب شادابی انسان می شود.
 
-
انسان نبايد ظاهر خود را با ظاهر ساير افراد مقايسه کند بلکه بايد همواره عقيده داشته باشد که دارای چهره ای دلنشين است .
 
-
احساس زیاده طلبی را سرکوب کنید . افرادی که همواره بسیار بیشتر از آن چه در اختیار دارند طلب می کنند کمتر ازافرادی که از زندگی شان توقع زیادی دارند احساس خوشحالی می کنند.
 
-
پول زیاد خوشحالی چندانی به دنبال ندارد زمانیکه انسان قادر باشد خوراک، پوشاک و مسکن خود را تامین کند دیگر هرچه بیشتر پول داشته باشد تفاوتش در زندگی کمترمی شود.
 
-
شادابی و خوشحالی تا حدودی ژنتيکی نیز هست زیرا شخصیت هر انسان با ویژگی های ژنتيکی او در ارتباط است و همراه داشتن حس شادابی و خوشحالی نیز با نوع شخصیت در رابطه است .
 
-
میان احساس نوع دوستی و شادابی ارتباط نزدیکی برقرار است انسانهای شاداب بیشتر از سایرین در فعالیتهای داوطلبانه شرکت می کنند .
 
-
انسان نباید از افزایش سن خود احساس ناخشنودی کند . افراد پیر به اندازه افراد جوان دارای احساسات مثبت و شاداب هستند اما احساس نا خوشنودی در آنها بسیار کمتر از جوانان به وجود می آید.
 
با آرزوی آنکه همه جوانان دلی شاد داشته باشد.
به امید بهترینها برای شما

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 11:10 توسط مهدی | |
ليلي ؛ نام تمام دختران زمين است..........

خدا مشتي خاک را بر گرفت.

مي خواست ليلي را بسازد؛

 از خود در او دميد.

و ليلي پيش از آن که با خبر شود عاشق شد.

سالياني ست که ليلي عشق مي ورزد.

ليلي بايد عاشق باشد .

زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمد؛ عاشق مي شود.

ليلي نام تمام دختران زمين است؛

 نام ديگر انسان.

 

خدا گفت:به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد.

آزمونتان تنها همين است:

 عشق .

وهرکه عاشق تر آمد؛

نزديک تر است.پس نزديک تر آييد؛

 نزديکتر.

عشق کمند من است.

کمندي که شما را پيش من مي آورد.

کمندم را بگيريد.

و ليلي کمند خدا را گرفت.

خدا گفت: عشق فرصت گفتگوست.

 گفتگو با من. با من گفتگو کنيد.

 

و ليلي تمام کلمه هايش را به خدا داد.

 ليلي همصحبت خدا شد .

خدا گفت:

عشق همان نام من است که مشتي خاک را بدل به نور ميکند .

و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 12:0 توسط مهدی | |
شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟

 شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟ آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:
-
همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
-
سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويت بندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.
-
هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا در هنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.
-
امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.
-
هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.
-
مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
-
مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
-
همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.
-
در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.
-
به خود و اولويت بندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.
-
اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.
-
همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.
-
براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.
-
به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.
-
به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده و براي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.
-
از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.
-
سعي كنيد فرد خوش بيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.
-
براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.

-
هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.
- "
وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:
*
تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
*
بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
*
پشت گوش اندازيها.
*
گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
*
دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
*
فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
*
فقدان برنامه ريزي.
*
خستگي و استرس.
*
ناتواني در " نه " گفتن.
*
بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
*
تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 3 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نميباشد.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 8:52 توسط مهدی | |
عشق

 

عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو

نه اگر قلب تو سنگي ست، بيا عاشق شو

***********

آسمان زير پروبال نگاهت آبي ست

شوق پرواز تو رنگي ست، بيا عاشق شو

***********

ناگهان حادثه ي عشق، خطر كن، بشتاب

خوب من، اين چه درنگي ست، بيا عاشق شو

***********

با دل موش، محال است كه عاشق گردي

عشق، تصميم پلنگي ست، بيا عاشق شو

***********

تيز هوشان جهان، برسر كار عشقند

عشق، رندي است،  زرنگي ست،بيا عاشق شو

***********

كاش در محضر دل بودي و ميديدي تو

بر سر عشق، چه جنگي ست! بيا عاشق شو

 

« مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز»

صورت آينه زنگي ست، بيا عاشق شو

***********

مي رسي با قدم عشق به منزل، آري...

عشق، رهوار خدنگي ست، بيا عاشق شو

***********

باز گفتي تو كه فردا!!! به خدا فردا نيست

زندگي، فرصت تنگي ست، بيا عاشق شو

***********

كار خير است، تأمل به خدا جايز نيست!

عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8:47 توسط مهدی | |
یک داستان و یک .....

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.

 

سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.

آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.  پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.

آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.

 

هيچ اتفاقي نيفتاد!!!

 در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.

 

چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن،  راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.

   

گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.

اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.

 من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.

من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهيچه داد تا کار کنم.

من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.

من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت  داد.

« من به  هر چه که خواستم نرسيدم ...

اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»

 

بدون ترس زندگي کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتواني  بر تمام آنها غلبه کني..

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:49 توسط مهدی | |
ده راز در مورد زندگی

1- هر چیزی را که برای خوشبختی احتیاج دارید، درون خود شماست.
2- هدف از زندگی تبدیل شدن به انسانی والا ست.
3-تغییر، اجتناب ناپزیر ست، لذا از مقاومت دست برداشته، تسلیم کوران زندگی بشوید.
4-تمام موانع، درس هایی در لباس مبدل هستند، بنابر این به آنها احترام گذاشته، از آن ها بیاموزید.
5- ذهن شما واقعیت را به وجود می آورد، پس یاد بگیرید با ذهنتان دوست باشید.
6-ترس، سرزنده بودن را از شما می گیرد. بنا براین شجاعت را در درون خود تقویت کنید.
7- ابتدا باید خودتان را دوست داشته باشید تا بتوانید به دیگران عشق ورزیده و یا از آنها طلب عشق کنید.
8- تمام روابط ، آینه شما و همه آدم ها معلم هایتان هستند.
9- آزادی واقعی، نه از کاری که زندگی برای شما انجام میدهد، بلکه از چگونگی واکنش شما نسبت به زندگی حاصل می شود.
10-جواب هر سئوالی در عشق نهفته است

 وقتی دید واقع گرایانه به میان می آید
پرده جهل و نا آگاهی برداشته می شود
مادامی که درک غلطی از حوادث داشته باشیم
گیج شده، احساس درماندگی می کنیم.
وقتی درک غلط مان تصحیح شود، بدبختی نیز به پایان میرسد.

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 10:22 توسط مهدی | |
نزدیک ترین نقطه به خدا

نزدیک ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست.نزدیک ترین نقطه به خدا نزدیک ترین لحظه به اوست،وقتی حضورش را درست توی قلبت حس می کنی، آنقدر نزدیک که نفست از شوق والتهاب بند می آید.

 آنقدر هیجان انگیزکه با هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست.تجربه ای که باید طعمش را چشید. اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی در برهوت تنها ماندی، درست همان جا که دلت سخت می خواهد او با تو حرف بزند،همان لحظه که آرزو داری دستان پر مهرش را بر سرت بکشد، همان لحظه نورانی  که ازشوق این معجزه دلت می خواهد تاآخردنیا از ته دل وبا کل وجودت اشک شوق شوی وتا آخرین ذره وجود بباری. نزدیک ترین لحظه به خدا می تواند در دل تاریک ترین شب عمر تو رخ دهد،یا در اوج بزرگ ترین شادی دلخواسته ات.می تواند درست همین حالا باشد و زیباترین وقتی که می تواند پیش بیایدهمان دمی است که برایش هیچ بهانه ای نداری. جایی که دلت برای او تنگ است. زیبا ترین لحظه ی عمر و هیجان انگیز ترین دم حیات همان لحظه باشکوهی است که با چشم خودت خدا را می بینی.درست همان لحظه که می بینی او با همه عظمت بیکرانش در قلب کوچک تو جا شده است.

همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس، و نورانی و متعالی شدن حست را درک می کنی.آن لحظه که می بینی آنقدر این قلب حقیر ارزشمند شده است که خدا با همه عظمت بیکرانش آن را لایق شمرده و بر گزیده. و تو هنوز متعجب و مبهوتی که این افتخار و سعادت آسمانی چگونه و ازچه رواز آن تو شده است.

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 12:25 توسط مهدی | |
صليب

بر صليبم ،

ميخکوب !

خون چکد از پيکرم ، محکوم ِ باورهای خويش .

بوده ام ديروز هم آگاه ، از فردای خويش .

مهرورزی کم گناهی نيست ! می دانم .

سزاوارم ، رواست .

آنچه بر من می رسد ، زين ناسزاتر هم سزاست

در گذرگاهی که زور و دشمنی فرمانرواست .

*

مهرورزی کم گناهی نيست !

کم گناهی نيست عمری ، عشق را ،

چون برترين اعجاز ، باور داشتن .

پرچم اين آرمان پاک را

در جهان افراشتن .

پاسخ آن ، اين زمان :

تن فرو آويخته !

با نای ِ بی آوای خويش !

*

ساقه ی نيلوفری روييد در مرداب ِ زهر !

ای همه گل های عطر آگين ِ رنگين !

اين جسارت را ببخشاييد بر او ،

اين جسارت را ببخشاييد !

جرم نا بخشودنی اين است :

« ننشستی چرا بر جای خويش ؟ »

*

جای من بالای اين دار است با اين تاج ِ خار !

در گذرگاه ِ شما ،

اين تاج ، تاج ِ افتخار .

جای من، تا ساعتی ديگر ، ازين دنيا جداست ،

جای من دور از تباهی های دنيای شماست ؛

ای همه رقصان !

درون قصر ِ باورهای خويش !

 

فريدون مشيری

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 9:50 توسط مهدی | |
مطالب خواندنی و جالب

بدون تو تحمل بهشت ممکن نيست و با تو دوزخ ديگر مکاني جهنمي نيست

 ( جان اسپارو ، سنگ نوشته اش بر قبرهمسرش ) .

 

تعريف من از ازدواج چنين است : قضيه با دو نفر آغاز ميشود که زندگي را بدون وجود يکديگر غيرقابل تحمل مي بينند و بعد از مدتي به همان دو نفر ختم مي شود که حالا ديگر زندگي را در کنار هم غيرقابل تحمل مي بينند (سيدني اسميت ) .

 

عشق مثل باد روده است تا موقعي که در وجود توست خودت را ناراحت مي کند و زماني که ابراز مي شود ديگران را مي آزارد ( سرجان ساکلينگ ) .

 

اين يک اصل غيرقابل ترديد است : کساني که دائما از شرافت حرف مي زنند از آن بويي نبرده اند ( رابرت سرتيس

هميشه دوست داشتم فرصتي دست مي داد تا فروتني را تمرين کنم اما همواره به خاطر مي آوردم که من مهم تر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنين اموري کنم ( اسحاق سينگر ) .

 

انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند تنها استثمارگران را عوض مي کند ( برنارد شاو ) .

 

عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است ( برنارد شاو ) .

 

او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي کند وتظاهر مي کند که همه چيز را مي داند ، اين تعريف مختصر يک نماينده ي مجلس است ( برنارد شاو ) .

 

دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد : يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر اينکه به وصال عشقت برسي( برنارد شاو ) .

 

زماني که گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم که آنقدر عمر مي کنم که ازدواج کنم ( ويليام شکسپير )

 

برگرفته از کتاب:"نشان پنجم حماقت"

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 8:35 توسط مهدی | |
تغيير عادت منفی به مثبت

کلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير می گذارند.

احساسها بر افکار وکلمه ها موثرند.

انديشه ها برکلمه ها واحساسها تاثير می گذارند.

 

تغيير عادت منفی به مثبت

 

بگوئيم : از اينکه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشکرم.

نگوئيم : ببخشيد که مزاحمتان شدم .

 

بگوئيم : رحمت بر پدر ومادر کسی که در اينجا آشغال نريزد.

نگوئيم : لعنت بر پدر ومادر کسی که در اينجا آشغال بريزد.

 

بگوئيم : د رفرصت مناسب کنار شما خواهم بود.

نگوئيم : گرفتارم .

 

بگوئيم : راست می گی؟ راستی؟

نگوئيم : دروغ نگو.

 

بگوئيم : خدا سلامتی بده.

نگوئيم : خدا بد نده .

 

بگوئيم : هديه برای شما.

نگوئيم : قابل ندارد.

 

بگوئيم : با تجربه شده .

نگوئيم : شکست خورده.

 

بگوئيم : قشنگ نيست.

نگوئيم : زشت است.

 

بگوئيم : خوب هستم .

نگوئيم : بد نيستم .

 

بگوئيم : مناسب من نيست .

نگوئيم : به درد من نمی خورد.

 

بگوئيم : با اين کار چه لذتی می بری؟

نگوئيم : چرا اذيت می کنی؟

 

 

بگوئيم : شاد و پر انرژی باشيد.

نگوئيم : خسته نباشيد .

 

بگوئيم : دوست ندارم .

نگوئيم : متنفرم.

 

بگوئيم : آسان نيست .

نگوئيم : دشوار است.

 

بگوئيم : بفرمائيد.

نگوئيم : در خدمت هستم.

 

بگوئيم : خيلی راحت نبود.

نگوئيم : جانم به لبم رسيد.

 

بگوئيم : مسئله را خودم حل می کنم.

نگوئيم : مسئله ربطی به تو ندارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 9:27 توسط مهدی | |
سال نو مبارک

نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 11:56 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری