تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
ژرفای وجود

در افسانه هاي کهن هندوستان آمده است که در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو وسرشتي خدا گونه داشتند ولي از امکانات و تواناييهاي خود خوب استفاده نکردند و کار به جايي رسيد که برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدايي را از آنان باز گيرد و آن را در جايي پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد.
بدين منظور او در جستجوي مکاني برآمد که مخفي گاهي مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد. زماني که برهما با ديگر خدايان مشورت نمود آنها چنين پيشنهاد کردند: بهتر است قدرت بيکران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنيم، برهما گفت: آنجا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد. پس خدايان گفتند: بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد. اين بار برهما گفت : آنجا نيز مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به عمق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده ي خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد آورد.
آنگاه خدايان كوچك با يكديگر انجمن كردند و گفتند:
ما نمي دانيم اين نيروي عظيم را كجا بايد پنهان كنيم، بــه نظر مي رسد كه در آب و خـاك جايي پـيدا نمي شود كه آدمي نتواند به آن دست يابد. در اين هنگام برهما گفت: كاري كه با نيروي يزداني آدمي مي كنيم اينست كه ما نيروي آدميان را در اعماق و جود خود او پنهان مي كنيم. آنجا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گرانبهاست و يگانه جايي است كه آدمي هرگز به فكر جستجو و يافتن آن بر نخواهد آمد.
در ادامه ي افسانه هندي چنين آمده است: از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است، همه جا را جستجو كرده است، بلنديها را درنورديده است، به اعماق درياها فرو رفته است، به دورترين نقاط خاك نفوذ كرده است تا چيزي بدست آورد كه در ژرفاي وجود خود او پنهان شده است.

 

 

وقتي ميخواهي برايت پيش خدا دعا كنم نميگويم هيچوقت آسمان دلت ابري نشود
آخر دلي كه ابري نشود آسمانش قشنگ و تروتازه نميشود
اما دعا ميكنم گاهي اوقات و به اندازه باراني شوي
باراني بهاري كه رعد و برق هاي دهشتناك آنرا دلهره آور نكند
باراني كه بتوان زير نم نم آن بدون چتر با دوست خلوت كرد.

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 9:47 توسط مهدی | |
هفت نصيحت مولانا :

 

  1. گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
  2. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
  3. اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
  4. وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
  5. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
  6. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
  7. اگر مي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 8:37 توسط مهدی | |
تذكرات آموزنده :

1- حاضر جواب نباشيد و براي پاسخگويي عجله نكنيد.

2- بسياري از حرفها را نشنيده بگيريد.

3- صبرتان را زياد كنيد.

4- هيچگاه عصباني نشويد.

5- اگر ديگران به شما آسيب رساندند يا اهانت كردند بجاي مقابله بمثل بنحوي طرف را شرمنده كنيد و بعد هم او را ببخشيد.

6- در اجتماع با مردم خندان باشيد.

7- در غياب هيچكس بد گويي نكنيد.

8- هميشه اميدوار باشيد و به ديگران هم اميد بدهيد.

9- در حد توان مشكلات ديگران را حل كنيد.

10- در هيچ چيز افراط و تفريط نكنيد.

11- به عقيده هم احترام بگذاريد و عقيده خود را تحميل نكنيد.

12- امين باشيد حتي دشمن شما را امين بداند.

 

 

1- به خاطر هيچ کاري نماز اول وقت را از دست مده

2- بهترين نعمتهاي خداوند و بزرگترين سرمايه انسان عقل و خرده است

3- امروز که قامت ها موزن است خون ها گرم و قلبها زنده است بايد براي فرداي سخت انديشه کرد

4- نيکو کاري ، پس انداز جاودانه است

5- يکي از نشانه هاي ناداني اين است که کسي قبل از شنيدن مطلب جواب بگويد

6- براي اشخاص توانا لازم است که بز زن و فرزند خون توسعه و گشايش دهند

7- جمله ( الله الا الله ) دري است که هر کس داخل شود از عذاب ايمن يابد

8- ارزنده ترين مرحله خود ، خودشناسي است

9-بهترين اموال آن است که براي حفظ آبرو صرف شود

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:9 توسط مهدی | |
از درخت....

از درخت بیاموزیم استقامت را، این بزرگترین گزینه برای رسیدن به موفقیت و چشیدن از لذت بی‌انتهای نعمات الهی.

از درخت بیاموزیم که : نه تنها در برابر بی‌آبی و کم‌آبی از پای در نمی‌آید، بلکه برای بدست آوردن آب، ریشه‌های خود را عمیق‌تر می‌کند

و در نتیجه در مقابل طوفان و بادهای شدید نیز مقاوم‌تر می‌گردد.

از درخت بیاموزیم که: در جنگل با وجود کمبود نور و رقابت با دیگر درختان ، قد خود را برافراشته‌تر می‌کند و سر به آسمان می‌ساید تا برای بهره‌مند شدن از نور الهی از دیگر رقیبان پیشی بگیرد.

از درخت بیاموزیم : سازگاری را، که در مسیر تکامل خود، سرما را با سوزنی شکل کردن برگها تحمل می‌کند و گرما را با ضخیم‌تر کردن برگها و ذخیره آب برای روزهای سخت.

از درخت بیاموزیم که: همیشه رنج تازیانه آفتاب و سوزش گرمای کویری را تحمل کرده تا لذت سایه انداختن بر سر دیگر مخلوقات را بچشد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10:27 توسط مهدی | |
تولد کودک درون

 دوباره متولد شدم .

سال ها بود که به خود خیانت ها کردم اما همه آن خیانت ها را صحیح و منطقی و درست میپنداشتم ، خویشتن واقعی ام را کشتم و خویشتنی را پروراندم که جامعه از من می خواست . جامعه ای که خود خویشتنش را فراموش کرده بود !

به راستی چه کسی نخستین بار این نقاب را افکند تا همه مجبور شدند از این نقاب استفاده کنند ؟

بزرگی در جهان می گوید : سال ها پیش در هیچ کجای دنیا واژه باید وجود نداشت !

تا اینکه پادشاهی خودخواه که بچه دار نمی شد و تنها زندگی می کرد برای رسیدن به خواسته های شخصی خود واژه باید را آفرید .

ابتدا مردم آن کشور به مخالفت برخاستند اما از آنجا که پادشاه ، سپاهی عظیم و قدرتمند داشت موفق نشدند و همه قبول کردند که باید کار های خاصی را انجام دهند !

سال ها گذشت ، پادشاه مرد و نظام پادشاهی از روی زمین برداشته شد ٬ اما دیگر کسی یادش نمی آمد که چرا باید کار های خاصی را انجام دهد ؟

سال ها بود که مردم جهان به باید ها عمل می کردند و دیگر آن باید ها جزیی از زندگی روزمره شان شده بود . طوری که هر زمان کودکی از روی غریزه و کودکی اش دست به بازی و شیطنت و شادمانی می زد همه اهالی شهر به محاکمه اش می پرداختند که تو نباید این کار را می کردی !

جالب اینجا بود که هیچ کدام از بزرگتر ها در مقابل چرای ساده و ملیح کودک ما جوابی نداشتند ! و از روی ناچاری و بی جوابی می گفتند : آخه تو دیگه بزرگ شدی !

اما کودک ما کودک بود !

و مدام پیش خود می گفت : چرا آدم بزرگ ها نباید شاد باشن و بازی و شیطنت کنن ؟

چرا باید مثل برج زهر مار یه جا بشینن و به خودشون بگن زشته که آدم ...

اما کودک شیطان ما دیگر جرات سوال کردن نداشت !

بر گرفته از مجله موفقیت

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 8:52 توسط مهدی | |
توقف !!!!

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد. در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند . خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه .

 

خدايم!

اگر از آن سو به تو روي مي آورم که مرا از وجود جهنم نجات دهي از شعله هاي آن مرا رهايي دهي، همان بهتر که در آن شعله ها مرا بسوزاني و اگر از آن سو به تو روي مي آورم که مرا به بهشت فراخواني و در آن جاي دهي ؛ درهاي بهشت را برويم بسته نگهدار ، ولي اگر براي خاطر تو به سويت مي آيم

خدايم!

مرا از خودت مران . تو گرانبهاترين دارايي من در اين دنيا هستي ، بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 9:6 توسط مهدی | |
وصيت نامه ماركز

اگر براي لحظه اي خداوند فراموش مي كرد كه من پير شده ام و به من كمي ديگر زندگي ارزاني مي داشت، شايد تمام آنچه را كه فكر مي كنم بازگو نمي كردم ، بلكه تأمل مي كردم بر تمام آنچه كه بازگو مي كنم. چيزها را نه بر مبناي ارزش آنها كه بر مبناي معناي آنها ارزش گذاري مي كردم. كم مي خوابيدم. بيشتر رؤياپردازي مي كردم، در حاليكه مي دانستم كه هر دقيقه اي كه چشمانمان را مي بنديم، 60 ثانيه نور را از دست مي دهيم.
به رفتن ادامه مي دادم آن هنگام كه ديگران مانع مي شوند. بيدار مي ماندم آن هنگام كه ديگران مي خوابند. گوش مي دادم هنگامي كه ديگران سخن مي گويند و با تمام وجود از بستني شكلاتي لذت مي بردم.
اگر خداوند به من كمي زندگي مي داد، به سادگي لباس مي پوشيدم، صورتم را به سوي خورشيد مي كردم و نه تنها جسم كه روحم را نيز عريان مي كردم.
خداي من، اگر قلبي داشتم نفرتم را بر يخ مي نوشتم و منتظر طلوع خورشيد مي شدم. با اشك هايم گل هاي رز را آب مي دادم تا درد خارها و بوسه ي گلبرگهايشان را احساس كنم.
خداي من، اگر كمي ديگر زنده بودم نمي گذاشتم روزي بگذرد بي آنكه به مردم بگويم كه چقدرعاشق آنم كه عاشقشان باشم. هر مرد و زني را متقاعد مي كردم كه محبوبان منند و همواره عاشق عشق زندگي مي كردم.
به كودكان بال مي دادم امَا به آنها اجازه مي دادم كه خودشان پرواز كنند. به سلخوردگان مي آموختم كه مرگ نه در اثر پيري كه در اثر فراموشي فرا مي رسد.
آه انسان ها، من اين همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام كه هر انساني مي خواهد بر قلَه كوه زندگي كند بي آنكه بداند كه شادي واقعي ، دركِ عظمت كوه است. من آموخته ام زماني كه كودكي نوزاد براي اولين بار انگشت پدرش را در مشت ظريفش مي گيرد، براي هميشه او را به دام مي اندازد. من ياد گرفته ام كه انسان فقط زماني حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه كند كه بايد به او كمك كند تا بر روي پاهايش بايستد. از شما من جيزهاي بسيار آموخته ام كه شايد ديگر استفاده ي زيادي نداشته باشند چرا كه زماني كه آنها را در اين چمدان جاي مي دهم، با تلخ كامي بايد بميرم.
گابريل گارسيا ماركز

 

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت                       من چرا ملك جهان را به جوي نفروشم

خرقه پوشي من از غايت دينداري نيست                  پرده  بر سر صد عيب  نهان مي پوشم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 9:49 توسط مهدی | |
زشتی و زیبایی

روزي زيبايي و زشتي در ساحل درياي به هم رسيدند آن دو به هم گفتند: بيا در دريا شنا کنيم. برهنه شدند و در آب شنا کردند، و زماني گذشت و زشتي به ساحل بازگشت و جامه هاي زيبايي را پوشيد و رفت. زيبا نيز از دريا بيرون آمد و تن پوشش را نيافت، از برهنگي خويش شرم کرد و به ناچار لباس زشتي را پوشيد و به راه خود رفت. تا اين زمان نيز، مردان و زنان، اين دو را با هم اشتباه مي گيرند. اما اندک افرادي هم هستند که چهره زيبايي را مي بينند، و فارغ از جامه هايي که بر تن دارد، او را مي شناسند. و برخي نيز چهره زشتي را مي شناسند، و لباسهايش او را از چشمهاي اينان پنهان نمي دارد.
"از کتاب باغ پيامبر و سرگردان"

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:33 توسط مهدی | |
داستان زندگی

دوبرادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند، یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود خود را با هم نصف می کردند،یک روز برادر مجرد با خود فکر کرد و گفت:درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من مجرد هستم و خرجی ندارم، ولی او خانواده ی بزرگی را اداره می کند. بنابراین شب که شد، یک کیسه پر از گندم رابرداشت ومخفیانه به انبار برد وروی محصول او ریخت. در همین اثنا برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد وگفت: درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم.من سروسامان گرفته ام،ولی او هنوز ازدواج نکرده است و باید آینده اش تامین شود بنابراین شب که شد کیسه ای پر از گندم برداشت ومخفیانه به انبار برد و روی محصول اوریخت. سالها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره ی گندمشان همیشه با یکدیگر مساوی است،تا آن که در یک شب تاریک،دو برادردر راه انبار به یکدیگر برخورد کردند،آنها مدتی به هم خیره شدند و سپس بدون اینکه حرفی بزنند کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند

 آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود

تا باران نباشد ، رنگين كمان نيست

تا تلخي نباشد ، شيريني نيست

مي پذيرم هر آنچه را از سر گذرانيده ام

و هر آنچه را كه برايش رنج را تجربه كرده ام

بهترين ، گاه اينست ، از نو آغاز كنيم

ميتوانيم فرصت آن را داشته باشيم گلها را ببوئيم

وزيبائي احساسمان را با ديگران تقسيم كنيم

ميتوانيم امروز را هديه اي بدانيم و فردا را هديه اي ديگر

ميتوانيم برگي پر معنا به برگهاي دفتر زندگيمان بيفزائيم

و ميتوانيم زندگي را تا پايان شادمانه بگذرانيم …

چيزي كه بي ترديد به حقيقت خواهد پيوست .

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:5 توسط مهدی | |
نکات جالب (3)
  1. تنها موقعي حرف بزن كه ارزش سخنت بيش از سكوت كردن باشد.
  2. آتشهاي بزرگ همواره از جرقه هاي کوچک ناشي مي شوند
  3. دیوار هایی که به دور خود می کشیم تا اندوه را دور نگه دارد ، اغلب شادی را هم دور می کند .
  4. حرفی رو بزن که بتونی بنویسی ، چیزی رو بنویس که بتونی پاش رو امضا کنی و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایستی . ( ناپلئون )
  5. بهترین برنامه ریزی برای آینده ، بهره گیری از زمان حال است .
  6. بهتر است چیزی نگویی و بگذاری فکر کنند احمقی ، تا اینکه دهنت را باز کنی و تردید ها را از بین ببری ( مطمئن شوند که احمقی ) .
  7. هیچ شمعی با روشن کردن شمع دیگر خاموش نمی شود . ( جیمز کلر )
  8. از روی رفتاری که فرد با کسی که نمیتوانند برایش کاری بکنند دارد ، می توان شخصیت او را به آسانی یافت . ( جیمز دی مایلز )
  9. از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.
  10. از حسادت خالي شو تا از کرامت پر شوي .
  11. از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند
  12. امروز اولين روز از فرصتهاي باقيمانده است.
  13. هيچ وقت براي يك تصميم خوب دير نيست.
  14. زمانه دو روز است روزي با تو و روزديگر بر عليه تو. اگر با تو بود سرمست نشو و اگر بر علبه تو بود دلگير نشو
  15. نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد
  16. بايد ياد بگيريم كه يكديگر را بفهميم
  17. مردم وقتي كامل اند كه يك دوست واقعي داشته باشند كه آنها را بفهمد كه در رنج ها و اندوه هاي شان سهيم شود و همه عمر كنارشان بماند
  18. دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه.
  19. زندگي يک امتحان است اگر در مرحله اي رد شويم دليل به آن نيشود که نااميد شويم بلکه بايد در مرحله بهتر بتوانيم آن راجبران کنيم و در آينده آن را همانند آينه مورد بررسي قرار هيم تا سر بلند از امتحان بيرون آييم
  20. هر شكست لااقل اين فايده را دارد كه انسان يكي از راههايي را كه به شكست منتهي مي شود مي شناسد.
  21. رابرت فراست: دو جاده در جنگلي از هم جدا شدند و من جاده اي را كه كم گذر بود برگزيدم و تمام تفاوتها ناشي از اين انتخاب بود.
  22. اگر كوهي روبرويم قرار گيرد در نمي مانم. چنان مي كوشم كه از آن بالا روم يا راهي در درونش بيابم يا از زير آن تونلي مي زنم. يا تنها مي ايستم و با ياري خدا به معدني از طلا تبديلش مي كنم.
  23. فلورانس کدويک: برنده هيچگاه تسليم نمي شود. و تسليم شونده هيچگاه برنده نمي شود.
  24. ارنست همينگوي: انسانها شکست نمي خورند بلکه تنها تلاش کردنشان را متوقف مي کنند.
  25. آنتوني رابينز: من « خوش اقبالي » Luck را تلاش زياد همراه با فکر صحیح معنی می کنم : Labor under correct knowledge : Luck
  26. جان هس: يک اسب مسابقه که هر کيلو متر را فقط چند ثانيه تندتر مي دود و برنده مي شود، بيش از دو برابر ديگر اسبهاي مسابقه مي ارزد. همان چند ثانيه ناچيز تندتر دويدن ارزش نهايي او را مشخص مي سازد.
  27. كلارسن بيگمان: فرق بين « خوب » و « عالي » اندکي تلاش بيشتر است.
  28. وينست پيل: هميشه براي دلسرد شدن زود است. ادامه دادن را ادامه بده.
  29. تروتي ديک: مأيوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را باز کند.
  30. دنيس ويتلي: سه لغت مهم که مي توانيد به شکل يک جمله به خود بگوئيد اين است: « بله من مي توانم
  31. ون دیک: خوشبختی درونی است نه بیرونی. از این رو به آنچه هستیم بستگی دارد نه به آنچه داریم.
  32. مارسل پير وو: وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد به دليل آنست که شما هم چيزي زيادي از او نخواسته ايد.
  33. ديويد ويسکات: اگر نتوانيد ريسک کنيد نمي توانيد رشد کنيد. اگر نتوانيد رشد کنيد نمي توانيد بهترين باشيد. اگر نتوانيد بهترين باشيد نمي توانيد شاد باشيد و اگر نتوانيد شاد باشيد چه چيزي ديگري مهم است؟
  34. آنتوني رابينز: " موفقيت " يک امر اتفاقي نيست و فرق آنهايي که به نتايج مثبت مي رسند و آنهايي که نمي رسند شبيه نوعي طاس ريختن نيست. شيوه هاي ثابت و منطقي براي اقدام به عمل و راههاي مشخصي براي ترقي وجود دارد.
  35. هاميلتون مابي: موانع چيزهايي وحشتناکي است که هر گاه شما چشمهايتان را از هدف دور نگاه مي داريد، آنرا مي بينيد.
  36. ناپلئون هيل: اشخاص عادي با تجربه اولين شكست دست از تلاش بر مي دارند به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك " اديسون " روبرو هستيم.
  37. پاراماهانسايوگاناندا: فصل شكست بهترين زمان براي كاشتن بذر موفقيت است.
  38. كيم وو چونگ: هر بحران ممكن است در جهت مثبت يا منفي حركت كند. اين وظيفه شماست كه بحران را به موفقيت تبديل كنيد.
  39. لوبر: قطعه سنگي كه مانع اشخاص ضعيف و درمانده است در راه انسانهاي توانمند و صاحبان اراده به منزله پله اي مي شود كه آنها را به ترقي و تعالي سوق مي دهد.
  40. داشتن پشتكار ، تفاوت ظريف بين شكست و كاميابي است.
  41. انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.
  42. مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر .
  43. زماني که مرا مي آزارند، سعي مي کنم که روح خود را به قدري بالا ببرم که آن اذيت و آزار به من نرسد.  "دکارت"
  44. اگر گوينده دانا نيستي پس شنونده پذيرايي باش.   (حضرت محمد (ص) )
  45. سعی کنید برای دوستی کسی را انتخاب کنید که دلش آنقدر بزرگ باشد تا برای جا شدن در قلب او مجبور نشوید خود را کوچک کنید .
  46. من هركجا عشق را نيابم . پس عشق ميورزم . آنگاه آنجا عشق خواهد بود . و من ان را خواهم يافت پس من زندگي مي كنم نه براي اين كه به دنيا امده ام براي اينكه دنيايي كه به ان امده ام زيباست . ولي ميروم .نه براي ان كه دنيا را ترك گويم . براي ان كه به دنيايي زيباتر سفر كنم
  47. هرگز نمي تواني در حاليکه دستهايتان را در جيب خود فرو برده ايد از نردبان موفقيت بالا برويد.
  48. شکست تنها يک چيز را ثابت مي کند: اينکه اراده و قصدمان براي پيروزي کافي نبوده است
  49. نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد
  50. وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد.
  51. دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله عشقهای بلند پایین نخواهم آورد(دکتر علی شریعتی)
  52. هر کاری میکنی اینطور فکر کن که مهمترین کار دنیاست،در اینصورت مهمترین کار دنیا را انجام داده ای(ویکتور هوگو)
  53. سعي كن عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري.
  54. جايي که عشق باشد ، انسان هست ، و خدا هست . کسي که درعشق شادي مي يابد ، و د ر خدا شادي مي يابد . خدا عشق است ؛ پس عشق بورزيد .
  55. اين سيل نيست كه يه سنگ رو متلاشي مي كنه قطرات كوچيك آبن كه سنگ رو خورد مي كنه
  56. افتادن در گل و لای عیب نیست , آنچه عیب است ماندن در گل و لای است
  57. هنگام خواندن کتابهای بهداشتی خيلی دقت کنيد. اگر اشتباه چاپی داشته باشد ممکن است باعث مرگتان شود
  58. فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمی‌کند.
  59. آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود
  60. اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند.
  61. عشق یعنی هرگز نگوییم متاسفم. دوستی رازی است بی دلیل اگر دلیل داشت دیگر دوستی نیست.
  62. دوست داشتن کسانی که ما را دوست دارند مهم نیست. مهم آنست که کسانی را دوست بداری که دوستت ندارند.
  63. برای بعضی ها زندگی دو نیمه است. نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول.....
  64. آسمان در اوجی معین دیگر ابر ندارد , اگر آسمان زندگیت ابریست ,به این خاطر است که به اندازه ی کافی اوج نگرفتی .....

 

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 7:44 توسط مهدی | |
نکات جالب (2)
  1. مردم قيمت همه چيز را ميدانند ولي ارزش هيچ چيز را نمي دانند.
  2. براي رسيدن به موفقيت تنها تلاش کافي نيست بلکه بايد مرد جنگ بود.
  3. عشق از دوستي پرسيدتفاوت من و تو در چيست ؟ دوستي گفت : من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهيمن به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم تو با مرگ
  4. اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.
  5. از اينکه زندگي شما تمام شود نترسيد  ، ار آن بترسيد که هرگز آغاز نشود !!!!
  6. عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي عشق أن است كه صد دل به يك يار دهي
  7. زندگي اجبار است ....مرگ انتظار است.....عشق يک بار است .....جدايي دشوار هست ياد تو تکرار هست.
  8. تو ممکن است در تمام دنيا بک نفر باشي اما ممکن است براي يک نفر تمام دنيا باشي
  9. من گريستن زير باران را بسيار دوست دارم. زيرا کسي اشکهايم را نميبيند.
  10. خدايا شكر كه نعمت هايت با ناداني ما محدود نميگردند .
  11. راز موفقيت دراين است كه بدانيم درهر موقعيتي و با هرنوع شرايطي ميتوان زندگي با معني و سازنده اي داشت.
  12. نگران آن چه پیش رو داری نباش . تا آن جا که می توانی پیش برو . از آن جا به بعد است که می توانی جلوتر را ببینی .
  13. موانع وحشتناکی هستند که هر گاه چشم هايتان را از هدف دور نگه ميداريد، آنها را ميبينيد(هانا مور)
  14. برای ياد گرفتن آنچه که ميخواستم بدانم ، احتياج به پيری داشتم، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که ميدانم احتياج به جوانی دارم.(ژوبرت)
  15. مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم ميريزند و از آن غولی به وجود می آورند که نامش تقدير است.(اليور هايز)
  16. دود اگربالا نشيند گسرشان شعله نيست .
  17. هيچ كس كامل نيست مگر اينكه در دام عشق او اسير شوي.
  18. هر چه زمان كمتري داشته باشم ، كارهاي بيشتري انجام مي دهم.
  19. زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند.
  20. اندازه نگه دارکه اندازه نکوست هم لايق دشمن است وهم لايق دوست
  21. کارهاي بزرگ مردان بزرگ طلب مکند
  22. هر کس در زندگي در انجام کارهاي بيشتر به خودش اطمينان داشته باشد به همان اندازه موفق خواهد بود. با توکل به مولا امير المومنين علي (ع)
  23. دوخط موازي هرگز به هم نمي رسند مگرآنکه يکي ازآنها براي رسيدن به ديگري بشکند.
  24. مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر
  25. اگر گوينده دانا نيستي پس شنونده پذيرايي باش.حضرت محمد (ص)
  26. براي دوستانت يك دوست واقعي باش، حتي زماني كه به تو بدي ميكنند
  27. بگذاريد و بگذريد  ، ببينيد و دل مبنديد ، چشم بياندازيد و دل مبازيد ، که دير يا زود بايد گذاشت و گذشت (امام علي ( ع) )
  28. کسي رو انتخاب کن که انقدر دلش گنده باشه که براي اينکه تو دلش جا بشي مجبور نشي خودت رو کوچک کني .
  29. غمهايت را روي شن بنويس تا باد آنها را با خود ببرد و شاديهايت را روي سنگ بنويس که هيچوقت تنهايت نگذارد
  30. هنگام دلتنگي يه وقت نگي اي خدا؛ من يه مشکل بزرگ دارم، بگو اي مشکل ؛من يه خداي بزرگ دارم
  31. تجربه را تجربه نکنيد
  32. راه روحاني دو آزمون دارد. بردباري و منتظر لحظه موعود ماندن ، و شهامت و فريب ديده ها را نخوردن.
  33. براي پخته شدن كافيست كه هنگام عصبانيت از كوره در نرويد
  34. کسي رو انتخاب کن که انقدر دلش گنده باشه که براي اينکه تو دلش جا بشي مجبور نشي خودت رو کوچک کني
  35. غمهايت را روي شن بنويس تا باد آنها را با خود ببرد و شاديهايت را روي سنگ بنويس که هيچوقت تنهايت نگذارد
  36. يک چيز مي تواند همه چيز را دگرگون کند ; انتخاب هدف و چسبيدن به آن
  37. تو را به دادگاه خواهند کشيد  .شايد به حبس ابد محکوم شوي . جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند!!!
  38. همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.
  39. بيچاره شاگردي که از استادش بهتر نشود. ( لئوناردو داوينچي )
  40. اگر معتقد باشي که ميتواني کاري را انجام دهي يا بر عکس اعتقاد داشته باشي نميتواني آن کار را به انجام برساني در هر دو صورت درست فکر کرده اي . ( آنتونی رابینز )

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 7:52 توسط مهدی | |
نکات جالب (1)

1.     بخواهيد تا به شما بدهند،  بجوييد تا بيابيد،  در را بزنيد تا به روي شما باز کنند.

2.     از من پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟ گفتم زندگيمو! قهر کرد و رفت. اما نمي دونست که تمام زندگي من اون بود

3.     خانومها با گوشهايشان عاشق مي شوند و مردها با چشم هايشان .(شکسپير )

4.     انسان عاشق هرگز ناسزا نميگويد ( افلاطون)

5.     آنهاي كه باتو خنديده اندممكن است تورا فراموش كنند ، ولي آنهاي كه باتو گريه كرده اند هركز تورا از ياد نخواهند برد.

6.     يكي از اساسي ترين توهمات آدمي ، اين است كه گمان مي كند عشق را مي شناسد ،‌ به همين سبب از تجربه ي عشق عاجز است.

7.     ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره .

8.     شعاع مسئوليت هر شخص بسته به وسعت فكراوست

9.     شيطان از سه راه انسان را مي آزمايد: تهديد. وعده و حمله به نقطه ضعف او.

10. تا خدا بنده نوازست به خلقش چه نياز - مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم

11. آفت سخن، دروغگويي است.  «حضرت محمد (ص)»

12. براي موفقيت بايد شکست بخوريد تا بدانيد چه چيزي را دفعه بعد انجام ندهيد (آنتوني رابينز)

13. اشتباه را تصيح نکردن خود اشتباه ديگري است

14. به چشمانت بياموز که هر کس ارزش ديدن ندارد ، به دستانت بياموز که هر گل ارزش چيدن ندارد

15. ايمان به خدا سر منشا تمام خوبيهاست  ، ايمان به خدا راه درست زندگي است ، ايمان همه چيزي است كه انسان احتياج دارد.

16. عشق بيماري است که مبتلاي آن ميل به بهبودي ندارد و تنها درمان آن جواب مثبت از طرف معشوق است

17. دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . ( لقمان حكيم )

18. چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران ٬ زبانت را در جمع ٬ دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست .

19. برگ از درخت خسته مي شه ، پائيز همه اش بهونه بود.

20. سخاوت را از ابر بياموزيم ، که ذره ذره آب مي شود تا زمين تشنه را سيراب کند.

21. از بچه گي به من گفتند همه را دوست بدار . حالا که فقط دل به يکي بسته ام مي گويند فراموشش کن

22. هميشه بهترين راه را براي پيمودن مي بينيم. اما فقط راهي را مي پيمائيم كه به آن عادت كرده ايم.  (پائولو كوئليو )

23. هرگز نمي توانيد کسي را مجبور به دوست داشتن خود بکنيد ، زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آيينه اي از کردار و اخلاق خود شماست

24. خداوند مي‌فرمايد: هيچ موقع كسي را نفرين نكن حتي شيطان را.  در عوض مي‌توانيد بگوييد: خداوندا از شر شيطان به تو پناه مي‌برم.

25. سوت ميزد و راه ميرفت به گمانم عاشق شده بود ..................... قطار !

26. خون تمام آدم ها يک رنگه، ولي لياقتشون متفاوت .

27. زندگي تشخيص هدف و تلاش در راه آن است. آيا تا کنون به اين که هدف داري يا نه يا اين که هدف تو در زندگي چيه فکر کردي؟

28. هنگامي كه همه مانند يكديگرمي انديشند در واقع كسي نمي انديشد. (والتر ليپمن )

29. افتادن در گل و لاي عيب نيست، آنچه عيب است ماندن در گل و لاي است

30. ذهن مثل چتر نجات ; وقتي باز شود عمل مي کند.

31. وقتي خدا بخواهد براي شما هديه اي بفرستد آن را در مشکلي مي پيچد هرچه مشکل بزرگتر باشد ، هديه هم بزرگتر است.

32. هيچوقت به خدا نگوييد : من يك مشكل بزرگ دارم . به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم

33. كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها داراي او باشد.

34. کسي رو براي دوستي انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواي براي اينکه تو قلبش جائي داشته باشي خودت رو کوچيک کني.

35. آنقدر براي غربت تک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد.

36. عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد و توي نگاه نگران مادر نه تو دستاي منتظر يه غريبه

37. انسان هاي موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند بلكه كارها را به گونه اي متفاوت انجام ميدهند.

38. تنها انساني كه از خود شرمگين نيست مي تواند شكوه خدا را متجلي كند.

39. آنکس که اعتماد مي کند خيانت مي بيند و آنکس که اعتماد نمي کند خود خيانتکار است.

40. يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند  ، طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم ....

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 8:34 توسط مهدی | |
وجود خدا

 یک روز صبح ، بودا در میان مریدانش نشسته بود که مردی به آنها نزدیک شد.

پرسید: خدا وجود دارد؟

بودا پاسخ داد:بله خدا وجود دارد.

پس از نهار مرد دیگری ظاهر شد.

پرسید:خدا وجود دارد؟

بودا پاسخ داد: نه، خدا وجود ندارد.

عصر همان روز، مرد سومی همین پرسش را از بودا کرد، و پاسخ این بود:

باید خودت تصمیم بگیری.

یکی از مریدان گفت: استاد، این که نابخردانه است. چگونه ممکن است به یک پرسش سه پاسخ متفاوت بدهید؟

یگانه ی روشنیده پاسخ داد: چون اشخاصی متفاوت بودند. هر کس به شیوه ی خود به خدا نزدیک می شود: برخی با قطعیت، برخی با انکار و برخی با تردید                                                     

 اين داستانی بود که از کتاب مکتوب انتخاب کردم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:40 توسط مهدی | |
براي غلبه بر بي حوصلگي در زندگي از اين راهكارها سود بريد:

1-سعي كنيد  هر از چند گاهي در زندگي خود تغييراتي هر چند جزئي ايجاد كنيد.

2- بي كاري و فقدان فعاليت يك عامل مهم در ايجاد بي حوصلگي ست. دست به كار شويد با نشستن و به نقطه اي خيره شدن چيزي عوض نميشود. برخيزيد و به كاري مشغول شويد.

3- حس پوچي و اين باور كه زندگي، شغل و فعاليتهاي شما بي معني ميباشند ميتواند شما را تا مرز خود كشي پيش برد. شما نبايد زندگي خود را يك دايره بي پايان و هدف بدانيد. اين وظيفه خود شماست كه به زندگي خود معنا بخشيد.

4-هر روز يك چيز جديد ياد بگيريد و به علم خود بيفزاييد.

5- خود را به چالش بكشانيد. به فعاليتي دست بزنيد كه در شما استرس ملايمي ايجاد ميكند. مانند برد و باخت (در بازي، ورزش) و يا پذيرش ايده هاي جديد.

6- به ياد داشته باشيد كه هيچ چيز كسالت بار و خسته كننده نيست بلكه اين ذهن بي حوصله شماست كه همه چيز را كسل كننده ميبيند. بي حوصلگي يك امر نسبي و درونيست. افكار خود را تغيير دهيد تا احساسات شما نيز تغيير يابند.

7-حس كنجكاوي خود را بر انگيزيد.نسبت به پيرامون خون بي تفاوت نباشيد.سعي كنيد از همه چيز سر در بياوريد.البته به غير از مسائل شخصي ديگران.

8- خيالپردازي كنيد. خيالپردازي بيش از حد سبب دور افتادن شما از واقعيتها  و حقايق ميگردد اما از تخيل خود ميتوانيد در رفع بي حوصلگي كمك بگيريد. خيالپردازي كنيد و به آرزوهاي خود دست يابيد.

9- تكرار فعاليتهاي روزمره و يا از روي عادت بسيار خسته كننده است. بنابراين ديگر  ايده ها، گزينه ها واحتمالات  را  هم انتخاب كنيد. مثلا هر روز براي صبحانه چاي شيرين نخوريد، يك روز هم قهوه و يا شير بخوريد و يا هر روز سر يك ساعت فعاليت خاصي را انجام ندهيد. هراز گاهي طرز لباس پوشيدن و يا مدل موي خود را  تغيير دهيد .

10- هر بار سر قرار ملاقات يك دست لباس مشابه به تن نكنيد. و يا در كافي شاپ فقط ميلك شيك سفارش ندهيد. با يك هديه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگير كنيد.

۱۱- تكراري نباشيد.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 8:35 توسط مهدی | |
حکایت جالب

مردی گناهکار را از طرف حاکم احضار کردند تا به مجازات برسانند. گناهکار که در باغ خود، درختهای بِه و انجیر بسیاری داشت، فکر کرد یک سبد بِه برای حاکم، تحفه ببرد بلکه از مجازات رهایی یابد. اما زنش او را منع کرد و گفت: بِه گران است و نتیجه هم معلوم نیست، بهتر است یک سبد انجیر ببری که اگر حاکم آدم مهربانی باشد، همان کفایت می کند و اگر نه قیمت آن اقلاً کم است

مرد دهقان همین کار را کرد ولی حاکم - که از رشوه اوقاتش تلخ شده بود - حکم کرد دهقان را همان جا واداشته، انجیرها را دانه دانه به صورت او بزنند تا تمام شود.

مرد دهقان در موقع اصابت انجیرها، پیوسته خدا را شکر می کرد و می گفت: الهی! الحمدالله! خدایا، هزار مرتبه شکر!

حاکم پرسید: شکر گفتن برای چیست؟

مرد جواب داد: خدا را شکر می کنم که به حرف زنم گوش دادم و انجیر آوردم، والا خودم می خواستم یک سبد بِه بیاورم و اگر بِه آورده بودم، حالا از ضربات آن صورتم له شده بود!

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 13:13 توسط مهدی | |
نکته های .....

ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیکران پایین نیاور،زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.

اهداف و آرزوهایت رابا توجه به آنچه که دیگران،با اهمیت تصور می کنند؛تعیین نکن،زیرا فقط تو میدانی که چه چیزی برایت بهترین است.

با زندگی کردن در گذشته یا آینده،زیستن در زمان حالرا از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی،همه روزهای عمرت را زیسته ای.

هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.

هیچ چیز واقعا به پایان نمیرسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری.

از مواجه شدن با خطرات نترس؛زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.

با گفتن اینکه؛یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.

سریع ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.

سریع ترین راه از دست دادن آن،محکم نگاه داشتن آن است.

رویاهای خود را رها نکن.بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه که هیچ هدفی نداری.

زندگی یک مسابقه نیست،بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را بایدلمس کرد وچشید.

 

نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 10:53 توسط مهدی | |
ارزش یابی کلمات

 سازنده ترین کلمه" گذشت" است... ان را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه" ما" است...ان را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به ان ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...با ان بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با ان مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به ان بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... ان را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به ان امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... ان را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... ان را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...ان را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید ان نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...ان را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از ان فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... ان را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به ان اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به ان اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب ان باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از ان سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
ارام ترین کلمه "ارامش"است... به ان برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...ان را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...ان را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"است... راز زیبائی در ان نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی اب است.
....و وهدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی ان
.

با ارزوی موفقیت برای تمامی شما عزیزان

همیشه سبز و باطراوت باشید.

 

نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 10:12 توسط مهدی | |
" به آینده و افق های روشن بنگر "

گاه گویی این جهان است که پیرامون ما فرو می ریزد و ما دیگر ناتوان از ادامه راهیم...

اما درست در چنین هنگامه ای است که باید به آینده بنگریم...

به ایمان و امیدواری بیندیشیم و به یکدیگر تکیه کنیم...

شاید یکی از دشوارترین چیزها پذیرفتن این باشد که ...

هر آنچه امروز بر ایمان بی معنا است فردا نیز چنین باشد...

اما زندگی بی هیچ توجیه و پوزشی ادامه می یابد...

ما نیز به رغم تغییراتی که بر ما آوار می شوند باز بقا می یابیم...

حتی می توانیم باز ببالیم

اما بی باران هیچ رویشی نیست پس با آغاز بارش بگذار جویبارها جاری شوند...

و هنگامی که توفان گذشت بگذار بگذرد...

با خود مهربان باش...

و بخواه آنچه می خواهی...

تو تنها نیستی...تو تنها نیستی...تو تنها نیستی...

تو تنها نیستی... تو تنها نیستی... تو تنها نیستی...

 

"کری مک کسکیل"

نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 9:12 توسط مهدی | |
سفر....

عاشقي می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد.

او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود.

و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟

عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است.

خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم.

عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را.

اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است.

خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است.

و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد.

عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود.

عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود.

 

عرفان نظرآهاری

نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 6:56 توسط مهدی | |
به عشقتان نگاه کنید........
زيـك روبيـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه اي را صورت داد تا دريابد آيا قادر است عشق را بطور علمي توسط ضبط مدت زماني كه دو عاشق بيكديگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گيري قرار دهد. وي دريافت كه دو فردي كه عميقا عاشق يكديگر مي بـاشند 75 درصد از زماني را كه گفتگو مي كنند، به همديگر نگاه مي كنند.
و هـنـگـامي كه فرد ناخوانده اي به ميان صحبتشان وارد ميگردد آهسته تر روي از يكديگر برمي گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـاي معمولي افراد 30 تا 60 درصد از وقت را به نگاه كردن به يـكديـگر اخـتـصـاص مي دهند. اهميت مقياس روبين واضح ميباشد: احتمال آنكه بگوييم دو فرد تا چه ميزان عاشـق و دلبـاخته يـكديـگر هستند را مي تـوان بـا انـدازه گيـري مـدت زمـانـي كـه آن دو عاشقانه به يكديگر زل مي زنند تخمين زد.
برخـي روانـكاوان از آن در حين مشاوره براي آنكه دريابند تا چه اندازه زوجين به يكديگر علاقه و عشق دارند سود مي برند.
هـمچنين اين موضوع اطلاعات سودمند زيادي را بـراي آنـكه بـخواهيد شخصي دلباخته شما گردد در اختيارتان قرار ميدهد. اينگونه كه: هرگاه به شخصي كه دوسـتـش مي داريد در حين گفتگو 75 درصد از زمان به وي نگاه كنيد. با اين كار مغز آن فرد را فريب ميـدهيد. مـغز آن شخص آخرين باري كه فردي تا اين اندازه به او نـگـاه كـرده را بـخاطر آورده و تـحلـيـلش از اين نگاه طولاني، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتيجه اين طـور مـي انـديـشد كه عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنيل اتيلامين (PEA) مي كند.
ايـن مـاده از خانواده آمفي تامين ها ميباشند كه توسط سيستم عصبي ترشح ميگردد.هنگامي كه ما عاشق ميشويم PEA همان عاملي است كه سبب تعريق كف دستان، احساس دل آشوبي، و افزايش ضربان قلب ميشود.هر چه شخصي كه شما خواهانش ميباشد PEA بيشتري بدرون جريان خونش جاري گردد احتمال آنكه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزايـش ميـيابد.
زماني كه شما نمي توانيد صادقانه فردي فرد بي رغبـتـي را وابسته خود كنيد، بكارگيري اين تكنيك توليد PEA را كاملا ميسر خواهد نمود. امتحان كنيد.مطمئن هستم از نتيجه كار خود شگفت زده خواهيد شد. زمـانـي كـه بـا شخصي هستيد به وي حس عاشق بودن را القا كنيد و اينكه او سـرانـجـام بـاورش شـود كه عاشق شما است، زياد بطول نخواهد انجاميد.
روي برنگردانيد...
ديـگر يـافته هاي تعيين كننده در تحقيقات روبين: اگر فردي بـه زن و شوهري كه در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زيادي طول مي كـشـد تـا نگاه آن زوج از يكديگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود. باز هرگاه اين عمل را با شـخصـي كـه هنوز دلباخته شما نگشته بكار بنديد، به او طوري القا ميكنيد كـه گويي دلبـاخته شماست و باعث سرازير گشتن مقدار بـيـشـتـري PEA داخـل جريان خونش مي شـويد. لئيل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، اين تكنيك را "چشمان آب نباتي" نـام نـهـاده.
چشمانتان را به چشمان فردي كه دوستش مي داريد قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه داريد. حتي زماني كه او صحبتـش پـايـان يـافـت و يا آنكه شخص ديـگـري به شما مـلـحـق شد، روي برنگردانيد.
وقتي سرانجام خـواسـتـيـد چشمانتان را از چشمانش برگردانيد (پس از 4-3 ثانيه) آن كار را با بي ميلي و آهستگي انجام دهيد دقيقا مانند آنكه توسط يك آب نبات به يكديگر چسبيده ايد.
شايد اين تكنيك زياد سودمند به نظر نرسد ولي باور كنيد هرگاه بطور صحيح صورت گيرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد.
اگرآنقدر كمرو و خجالتي مي باشيد كه قادر نيستيد مستقيما به چشمها خيره شـويـد از تكنيك آب نـبـات صـرف نظر كرده و از اين روش استفاده نماييد.بفردي كه وارد گفتگوي شما شده روي برگردانده اما به محض آنكه سخنان آن فرد پايان يافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانيد. اين يك حركت بررسي كنـنده است. شما ميـخواهيد واكنش وي را از آنچه گوينده بيان داشته مورد بررسي قرار داده و بـه وي تفهيم كنيد كه بيش از آن فرد به او علاقه مند هستيد.
از علم مردمك سنجي كمك بگيريد...
ما هـمگي با حالت چشمها پيش از خواب آشنا هستيم وقتي بـه آنها مينگريم نگاهـي خمارآلود است. شما تنها به يك چيز براي ايجاد حالت چشمان پيش از خواب نياز داريد: مردمك هاي بزرگ و متسع
بر طبق علم مردمك سنجي اين عاملي اسـت كـه هـمه ما به آن پاسخ مي دهيـم. شـما قادر نيستيد مردمك چشم خود را آگاهانه كنترل كنيد (به همين خاطر است كه مي گويند چشمها هيچگاه دروغ نميگويند). اما شما ميتوانـيـد با ايجاد شرايط مناسب حالت مردمك منبسط را پديد آورده و به نتيجه دلخواه بـرسيد. ابتدا نور را كاهش دهيد. هـرگاه ميـزان روشـنـايـي و نـور مـحيـط كاهـش يابد مردمك چشمها متسع ميگردند.
به همين خاطر است كه استفاده از نور شمع و يا كليدهاي كاهنده نور چراغها در رستورانهاي رمانتيك ضروري ميباشد. تنها با ملايم كردن و كاهش نور نيست كه چهره ما جذاب تر بنظر ميرسند، مردمكهاي منبسط نيز سودمند هستند.

دانشمندان 2 تصوير از يك زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصوير يكسان و مشابه بود يكي از دو تصوير طوري دستكاري شده بود كه مـردمك چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زماني كه تصوير دستكاري شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـويـر دسـتـكاري شده، 2 برابر جذابتر از تصوير واقـعـيـش تـشـخيـص دادنـد. بـروي چهره مردان نيز آزمايش مـشـابـهـي صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتايج مشابهي حاصل گشت.
همچنين هنگامي كه ما به چيزي علاقه داريم و دوستش مي داريم مي نگريم، مـردمك چشمانمان باز بزرگتر و متسع مي شوند. اين را نيز مي تـوان تـوسـط تـصـاويـر به اثبات رساند. اين بار پژوهشگران تصوير يك زن زيبا را ميـان تـعداد زيـادي از تـصـاوير معمولي و پيش پا افتاده قرار دادند سپس تغيير اندازه مـردمـك چـشمهاي مردان حين مشاهده آن تصاوير را مورد بررسي قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـك چـشـمهـاي مردان بروي تصوير مورد نظر منبسط مي گشت.
اين يعني كه هرگـاه شـمـا شـديدا مجذوب شخصي شده باشيد بايد تا حالا مردمك چشمانتان مانند حفره هاي سياه متسع و بزرگ شده باشد!
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 6:43 توسط مهدی | |
داستان...

روزي الاغ يك مزرعه دار داخل چاهي افتاد و شروع كرد به سرو صدا كردن صاحب الاغ كه نمي‌دانست چگونه الاغ را از چاه بيرون بكشد، بعد از مدتي فكر كردن با خود گفت:  « چاه كه آب ندارد و در نهايت بايد پر شود: الاغ هم كه پير است بنابر اين بيرون آوردن الاغ هيچ سودي ندارد». صاحب الاغ  تصميم خود را گرفته بود، از جا بلند شد و به سراغ همسايگانش رفت و از آنها خواست تا در پر كردن چاه به او كمك كنند تا الاغ بيچاره بيشتر از آن عذاب نكشد. هر كدام از همسايگان نيز با بيلي در دست شروع به ريختن خاك به درون چاه كردند.

با ريخته شدن خاك به درون چاه الاغ شروع به بي‌قراري كرد و خود را به ديواره‌هاي چاه مي‌زد و با صداي بلندي عر و عر مي‌كرد. اما بعد از مدتي ديگر صدايي از الاغ نيامد. چه اتفاقي افتاده بود، آيا الاغ بيچاره واقعاً زنده به گور شده بود يا قضيه چيز ديگري بود.. صاحب الاغ وقتي ديگر صداي الاغش را نشنيد به درون چاه نگاه كرد و در كمال تعجب ديد هر بار كه خاك به چاه ريخته مي‌شود الاغ خاك را از پشت خود مي‌تكاند و روي آن مي‌ايستد. با اين كار الاغ توانست با تكاندن خاك از روي خود و ايستادن روي لايه‌هاي جديد خاك به دهانهء چاه برسد و موجب شگفتي صاحب خود و همسايگان شود.

انسان هم در زندگي با مشكلات و مسايل (همان خاكي كه روي الاغ ريخته مي‌شد) زيادي روبرو مي‌شود. اما كسي از اين مشكلات سربلند و پيروز بيرون مي‌آيد كه نگذارد آنها او را از پاي درآروند و زندگي را براي او مختل كنند. انساني پيروز است كه از مشكلات به نفع خود استفاده كند و با غلبه بر مشكلات (ايستادن روي خاك) راه نجات خود را پيدا كند.

همة ما از چاه مشكلات نه با دست روي دست گذاشتن و تماشاي زنده به گور شدن خود، بلكه با تسليم نشدن در برابر آنها رهايي مي‌يابيم و به زندگاني پرنشاط و موفقي دست پيدا مي‌كنيم

نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 7:55 توسط مهدی | |
بالهايت را کجا جا گذاشتي؟

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي 

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم

انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود

پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور – يک اوج دوست داشتني
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است
درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود 

پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد

آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت : " يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟ "
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گريست

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 7:27 توسط مهدی | |
دانستنیها

قسمت اول

- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
2- قلب شما روزی
۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد.
3- دهان شما روزی يک ليتر بزاق توليد ميکند.
4- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان
۷.۵ دقيقه است.

قسمت دوم
1) انسان سالانه بيش از
۱۰
ميليون مرتبه پلک می زند!
2) خورشيد
۳۳۰۳۳۰
مرتبه بزرگتر از زمينه!
3) يک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
4) ناخن‌های انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!
5) حرف
E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار می‌رود در حاليكه حرف Q
كمترين كاربرد را دارد!
قسمت سوم
1- عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
2- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
3- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
4- كلمه «ماشين‌تحرير» (
TYPEWRITER
) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
6- شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
7- محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.

قسمت چهارم
1- به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.
2- به زيپت نگاه كن، ميبينی كه روش نوشته «
YKK
» اين نمايان‌گر شركت « يوشيدا كوگيو كابوشی بيبايشا » است، بزرگ‌ترين توليد كننده زيپ در جهان!
3- هيچكس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود!
4- چهل درصد سود مك‌دونالد از فروش هپی‌ميل‌ها ( يک وعده غذایی كامل در جعبه است، كه اگه يک بار
FastFood رفته باشيد، ميدونيد چيه! ;-) بدست می‌آید.

قسمت پنجم
1) اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
2) یکی از رایج‌ترین اسم‌ها در جهان «محمد» می‌باشد.
3) 56% افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند.
4) غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
5) یک سوسك می‌تواند 10 روز بدون سرش زندگی كند.

قسمت ششم
- هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد.
- در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌ای سنگ به کار رفته که می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی‌متر دور دنیا ساخت.
- اگرتمام رگ‌های خونی را در یک خط بگذاریم، تقریبا 97000 کیلومتر می‌شود.
- وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.
- آمریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.

قسمت هفتم
1) یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
2) یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.
4) حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.
5) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!
6)‌ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 6:46 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری