تبليغاتX
*** كسي را كه اميدوار است هيچگاه نا اميد نكن شايد اميد تنها دارايي او باشد*** ×××امید ابدي×××
درباره وبلاگ
با سلام
اگر نزديك گل سرخي معطر يا راسويي بدبو قرار گيريد، بعيداست از آن تاثير نپذيريد، لذا بهتر است با انسانهايي همچون گل سرخ معاشرت كنيد. حتي با آوردن نام ميوه اي ترش در ذهن، بزاق دهان تراوش مي كند پس به فكرهاي خود توجه كرده و هر چيزي را به درون ذهن خود راه ندهيد.

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
بيا تا قدر يکديگر بدانيم/ليلا
پسر کهکشاني/آرين
دالان بهشت/شيدوش
فرياد/نسترن
پیچک در آرزوی اوج/راضيه
تا خدا هست.../مينا
بهانه هايي براي بودن/نسرين
زنده هستم /سارا
کوچه/شادي
رقص اشک/امير
کالسکه/ايمان
دختر آتش/آتوسا
سایت مذهبی/احسان
رازه زرا خوشگله/رزا
بازي سرنوشت /يکتا
زندگي تازه /شادي
یک نیاز عاشـــــــقانه/سميرا
پرسپوليس/الهام
مذهبي/حميد
دکه بلاگفا
آخرين نوشته ها
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384
پيوندهاي روزانه
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
اخبار و اطلاعات پزشکي
درباره وبلاگ نويسي
تبيان
مقالات علمي
پارسيان
سازمان هواشناسي كشور
ايران خودرو
سايپا
پايگاه اطلاع رساني هواپيمايي
روزنامه هاي جهان
روزنامه ايران
روزنامه همشهري
واحد خبري فارس
خبرگزاري BBC
خبرگزاري CNN
واحد مركزي خبر
خبرگزاري ايرنا
مفاتيح الجنان
پيوندهاي ديگر
نظرسنجي
آمار وبلاگ
آمار بازديدکنندگان
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
چگونه پولدار شویم؟!

برای دست یافتن به پول فراوان، نخست باید به کاری بپردازید که از آن لذت می برید. دلیل این امر بسیار ساده است. اگر به کاری مشغولید که از آن بیزارید، به یقین کارتان از کیفیت خوبی برخوردار نخواهد بود. اگر دل در گرو کار خویش نداشته باشید و انرژی و نیروی تحرک شما، به رکود کشیده شود و در کارتان شور و حرارت نباشد، کیفیت کارتان به شدت پایین می آید. تجربه ثابت کرده است که اگر کسی از کارش راضی نباشد، نمیتواند رضایت مدیر، شریک یا مشتریان خود را جلب کند. چنین کسی اگر حقوق بگیر باشد، احتمال بسیار اندکی می توان داد که به مقام بالاتری ارتقاء یابد یا افزایش حقوق قابل ملاحظه ای دریافت کند. اگر پیشه ور باشد، احتمال بسیار کمی وجود دارد که کسب و کار پررونقی داشته باشد. به هر حال درآمد هر کس نمایان گر علاقه ی او نسبت به کار خویش است. از سوی دیگر درآمد با دستکزد کم از کیفیت کار می کاهد و این سیر قهقرایی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند.

وقتی می گوییم که شما باید شیفته کار خود باشید، بدان مفهوم نیست که شغل دلخواهتان بدون مشکل و ناکامی خواهد بود. انتظار نداشته که چون به کار خود عشق می ورزید، به بهشت موعود خواهد رسید. ارتباط بین انسان و کار دلخواهش را می توان به عاشقی تشبیه کرد که به وصال معشوق رسیده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، هرکس می تواند از تمام موانعی که در راهش می بیند، به سهولت بگذرد. چهره های موفق در هر زمینه نیز با اینکه به کارشان عشق می ورزیدند، گاهی با تندباد های وحشتناک یاس، دل زدگی، فشار و تردید روبرو شده اند. اگر میخواهید از میزان علاقه ی خود به کارتان آگاه شوید، پاسخ صادقانه و صریحی به این سوال بدهید:

اگر یک میلیارد تومان برنده شوید آیا باز هم کار خود را ادامه می دهید؟

افرادی که در انتظار بازنشستگی روزشماری می کنند، در حقیقت از زندگی عقب نشینی کرده اند و ماهیت خود را باخته اند. آنان انسان های نیمه مرده ای هستند که تنها حضور فیزیکی دارند. اگر می خواهید عمری طولانی و شادمان داشته باشید، به کاری دست بزنید که به راستی از آن لذت می برید. فشار های روانی و ناکامی ها موجب کهولت زودرس می شود. برای اینکه از درون جوان بمانید، باید خواسته های قلبی خود را محترم بشمارید و به کاری بپردازید که دلباخته و مجذوبش باشید.

تنها زمانی می توانید در کار خود موفق باشوید که باور کنید کاری که انجام می دهید، کالمترین کار دنیاست، پس در قلب خودتان جایی برای کارتان بگشایید و عشق و علاقه ی خود را در کارتان متمرکز کنید.

به هر کاری که دلتان بخواهد، می توانید دست بزنید، مشروط به این که تصمیم بگیرید و نیروی مورد نیاز آن کار را از خود مایه بگذارید.

همواره شغل دلخواهتان در انتظار شماست. این شمایید که نباید او را در انتظار بگذارید. باورش کنید و به سویش بشتابید.

کسی مجبور نیست که به خاطر معیشت، به کاری خلاف میل خود دست بزند.

تنها راه دست یابی به ثروت، دست زدن به کاری است که از آن واقعا لذت می برید.

شغل دلخواه خود را بدون توجه به موانع دنبال کنید. فراموش نکنید که تنها شما می توانید سرنوشت خود را تعیین کنید.

اگر در درون خویش به دنبال آنچه مانع موفقیت شماست، بگردید در خواهید یافت که بزرگترین مانع شما برای دست زدن به کار دلخواهتان آن است که باور کرده اید آنچه برای دیگران معقول است برای شما موجه و معقول نیست.

خطر کنید و دست اهریمن ترس را از قلب خود و ذهن خود دور کنید تا موفق شوید.

 

منبع : روزنامهActivicty Professional

نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 8:47 توسط مهدی | |
شهر هرت کجاست؟

 شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر و می شناسن

شهرهرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند ورنگ سیاه مستحب

شهرهرت جایی است که همه بدهستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه

شهرهرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

شهرهرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

شهرهرت جایی است که همه باهم مساوی اندو بعضی ها مساوی ترند

شهرهرت جایی است که با میلیاردها پول،بعد از ماههافقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر بر پا کرد

شهرهرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

شهرهرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره وباعث ننگه

شهرهرت جایی است که کنار خیابون زیر بارون خیس می شی ولی کسی سوارت نمی منه

شهرهرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه ،ابلهانه،..... است

شهرهرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی میگه:نمی دونم هر چی بابام بگه

شهرهرت جایی است که شوهرها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله ۵ دقیقه قدم زدن را با همسر ندارند

شهرهرت جایی است که...............

شهرهرت جایی است که خیلی آشناست. 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 8:43 توسط مهدی | |
نه اندرز از christian larson

چنان قوي باش كه هيچ عاملي آرامش فكر تو را به هم نزند.

درباره سلامت ، شادماني و خوشبختي سخن بگو.

محاسن و مزاياي دوستانت را به آنان گوشزد كن .

در هر چيز ، جنبه ي روشن آن راببين.

هميشه درباره ي بهترين پيشامدها فكر كن.

از موفقيت ديگران همانقدر خوشحال باش كه از موفقيت خودت خشنود مي شوي.

به اشتباهات گذشته فكر نكن ، اما از آنها درس بگير.

شاد و بشاش باش و به هر كسي لبخند بزن .

آنقدر بزرگ باش كه نگران نشوي ، آنقدر نجيب و موقر باش كه خشمگين نشوي و آنقدر شاد باش كه اجازه ندهي مشكلي بروز كند .

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 11:45 توسط مهدی | |
امید

* اطراف و جوانب هر مشكلي را به دقت ملاحظه كنيد و از خود بپرسيد ، طبق قانون بطور متوسط چند درصد اين چيزي كه شما را نگران كرده ممكن است اتفاق بيفتد . "ديل كارنگي "

* آينده ها به نظر بزرگ جلوه مي كنند ، اما وقتي كه گذشتند مي فهميم كه ناچيز بوده اند. " موريس مترلينگ "

* اگر روزگاري شان و مقامت پايين آمد .نا اميد نشو . زيرا آفتاب هر روز هنگام غروب پايين مي رود تا بامداد روز ديگر بالا بيايد. " افلاطون "

* اميد دارويي است كه شفا نمي دهد ، اما درد را قابل تحمل مي كند . "مارشال آشار "

* بسا اتفاق مي افتد كه در جستجوي يك سعادت خيالي بر مي آييم و خود را گرفتار هزاران مصيبت واقعي مي نماييم . " ابوالعلا معيري "

* بشر وقتي در خانه اش نشسته است خواهان حادثه اي در زندگي و هنگامي كه دچار حادثه اي مي شود طالب زندگي آرام در خانه است . " وايلر "

* چون زندگي ما دريا ست . اميد به لنگر گاهي تشبيه شده است كه در مواقع طوفاني به آن پناه مي بريم تا بتوانيم بر روي پاي خود بايستيم . " پل بيل "

* خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است . " ولتر "

* خردمند به كار خويش تكيه كند و نادان به آرزوي خويش . "حضرت علي( ع ( "

* زياد زيستن تقريبا آرزوي همه مي باشد ، ولي خوب زيستن آرمان يك عده ي معدود . " ج. هيوز "

 

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 8:42 توسط مهدی | |
علائم علاقه مندي زنان

شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا" مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه

اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد،براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـور

ميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است.

از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه

طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و

نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد.

بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند، يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند.

در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد :

 او همگام با شما است

ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقي" هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا "تصادفي" به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.

آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما "قدم اول" را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بي توجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا" انـجام ميدهد زياد است

او حركاتي بخصوص انجام مي دهد

يك جمله قديمي مي گويد:"جسم دروغ نمي گويد." طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند.  اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است

در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:

·  اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها

·  خم شدن به طرف شما هنگام صحبت

·  بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها

·  نوازش كردن جواهرات  مانند گوشواره  و لمس نمودن دسته عينك

·  چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو

·  تقليد از حركات شما مثلا" اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند

·  لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.

اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا" مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد

 او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست

اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابـطـه و بـيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يـعنـي او يـك شـمـاره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن يا ايـميـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت - و اگر او در روزي كه شما تعيـين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيـه اين خواهد گفت: "خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟ "

شـمـا هـرگـز از يـك زن عـلاقـمـند چـنين جملاتي را نخواهيد شنيد: " الان واقـعـا" سـرم شلوغه"، يا

  "بذار بينم وقت دارم"، يا "نميدونم بتونم بيام يا نه"

او در مورد شما كنجكاو است

زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي،  فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين اسـت كـه عـلايـق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشــتـرك بــا شما نموده و پـيـوسـتـگـي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود

 او وضعيت مالي شما را مي سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: "كجا زندگي ميكني؟"، "چه ماشيني داري؟" و "شغلت چيه؟" مـيتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با "استانداردهاي" او باشــد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت

او در مورد آينده صحبت ميكند

يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشـان مـي دهد. درواقع او اغلب چيزي شـبـيـه ايـن ميـگـويـد: "واي... تـو هـم از بـوليـنگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم." اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود

او بيقراري و بي تابي ميكند

اگر او واقعا" علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا" يك شخص خجالتي نرمال باشد - اگر او فقط پيش شما  بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد

او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد

يك زن سعي مي كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حـال جوك گفـتن بـراي زنـان ديـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـديـد، بـدانـيد كـه او انـتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشيد.

نشانه هاي فوق ممكن است لزوما" دليل بر علاقـمـندي يك زن نـبـاشد چـون بـرخـي از زنان كلا" با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زيـادي از ايـن عـلائم را در فـردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزنيد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 9:6 توسط مهدی | |
شهریارا ... روحت شاد!

با من بي كس تنها شده يارا تو بمان
همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان
من بي برگ خزان ديده دگر رفتني ام
تو همه بار و بري تازه بهارا تو بمان
داغ و دردست همه نقش و نگار دل من
بنگر اين نقش به خون شسته، نگارا تو بمان
زين بيابان گذري نيست سواران را، ليك
دل ما خوش به فريبي است غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق پريشاني رفت
به سر زلف بتان، سلسله دارا تو بمان
شهريارا تو بمان بر سر اين خيل يتيم
پدرا، يارا، اندوهگسارا تو بمان
سايه در پاي تو چون موج چه خوش زار گريست
كه سرسبز تو خوش باد، كنارا تو بمان

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 7:39 توسط مهدی | |
رابطه سالم

آيـا رابطه شما با دوست و يا همسـر خـود سـالـم و رشـد دهنده است؟ و يا آنكه رابطه اي يك سويه و مـخـرب؟ گـاهما درگيري رابطه اي ميگرديم كه از سالم بودن آن آگـاهي نداشته و دائما احساس بدبختي و سردرگمي ميـكـنـيــم بي آنكه بدانيم علت، همان رابطه ناسالم مي باشد.

يك رابطه سالم داراي ويژگي هاي ذيل است

:

1- احساس خوشايندي نسبت به خود و يكديگر.

2- دوستي و رفاقت متقابل - تنها يك رابطه فيزيكي نميباشد.

3- رعايت حريم شخصي از سوي دو طرف.

4- پذيرش عقايد يكديگر.

5- نداشتن خواسته ها و تقاضاي غير معقول از همديگر.

6- داشتن سهم برابر از قدرت و كنترل در رابطه .

7- تمايل بمذاكره براي دستيابي به يك راه حل منصفانه در مشاجرات از سوي دو طرف.

8- پذيرفتن مسئوليت اعمال و تصميمات از سوي دو طرف.

9- داشتن احساس امنيت در هنگام بيان حقايق و رك گويي ها.

10- پذيرفتن يكديگر بدون قضاوت و عدم نياز به تغيير دادن يكديگر.

11- وجود آرامش و عدم تنش و خشم.

12- ايجاد رشد و پيشرفت به همراه  لذت و شادابي.

 

براي دستيابي به يك رابطه سالم به 2 نكته زير توجه كنيد:

·                                 خود شناسي: مـهـم اسـت كـه پـيـش از آنـكـه عـاشـق شويد خودتان را كاملا شناخته باشيد. يك رابطه سالم زمان و فضاي لازم را در اختيار شما قرار خواهد داد تا به زندگي شخصي خودتـان ادامـه داده و آرزوها و عـلايـق خـود را همچنان دنبال كنيد. در ضمن از كنار يكديگر بودن لذت ميبريد.

 

·                                 حقوق خود را بشناسيد: يك رابـطه سـالم دربـرگيرنده احترام متقابل ميباشد. در هـر رابـطه اي شما حق داريد كه سهم برابري در اتخاذ تصميمات دارا باشيـد.

·                                  

نشانه هاي هشدار دهنده

 اساسا در يك رابـطـه نـاسـالـم يـكي از دو نـفر معتقدند كه رابطه را بايد تحت كنترل خود داشته باشد. شما ميتوانيد با يافتن نشانه هاي ذيل در فرد مقابل مـتوجـه آن گـرديد كه دچار يك رابطه نا سالم مي باشيد يا خير:

1- حسادت مي ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع ميكند.

2- معمولا جاي شما پاسخ ديگران را داده و يا تصميم ميگيرد.

3- امر و نهي ميكند.

4- قول ميدهد اما به آنها عمل نميكند.

5- نصيحت ميكند اما خودش به آنها عمل نميكند.

6- به شما از روي رياكاري ترحم و مهرباني ميكند.

7- شما را در يك موقعيت "هميشه بازنده" قرار ميدهد.

8- انتقام جو، پرخاشگر و كينه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهديد آميزي دارد.

 9- دائما در صدد تغيير دادن شما بوده و در صـورتي كه تمايلي به تغيير نداشته باشيـد، به شما حمله ور ميشود. اما در مقابل خود تمايلي به تغيير ندارد.

10- با شما بد رفتاري جسماني و كلامي مي كند.

11- در پذيرفتن اشتباهات خود ناتوان است.

12- از دادن پاسخ طفره رفته و يا غير مستقيم و كنايه آميز پاسخ ميدهد.

13- شما را مكررا تحقير كرده و بازي ميدهد.

 14- از دستيابي شما به ضروريات و نـيـازهـايـتـان مـمـانـعـت مـي ورزد ( مـانند پول و يا تفريحات) .

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 7:53 توسط مهدی | |
نگرش .....

 

نگرش حالتی ذهنی و درونی است ،بنابراین تشخیص نادرست بودن آن آسان نیست.

تنها فرق بین موفقیت و شکست ، نوع نگرش ما به قضیه است .

نگرش بخش پیش آهنگ وجود واقعی مااست ، ریشه های درونی دارد و ثمرات بیرونی . بهترین دوست و بدترین دشمن ماست .

از کلام ما صادق تر و پابرجاتر است .

سخنگوی زمان حال ماست و پیام آور آینده ی ما ست .

عاملی است که سبب جذب یا دفع افراد میشود .

نگرش همواره یک پای تیم رهبری است و در کارها نقش بسیار مهمی دارد .

 

·         اثر نگرش در کار تیمی :

نگرش چنان قدرتی دارد که میتواند تیمها را به اوج برساند و یا آنها را به زمین بزند .

افراد موفق جامعه بخاطر نوع نگرششان نسبت به سایر افراد برتری دارند .

سرعت پخش نگرش بد (منفی) بیشتر از نگرش خوب(مثبت) است .

نگرش بد همه چیز را به تباهی میکشاند .

 

نگرش ما می تواند گرفتاری را به رحمت تبدیل کند و یا بالعکس .

نگرش اولیه در انجام هر کاری اثر قطعی دارد .

نگرش ما میتواند آینده ای نوید بخش برایمان به ارمغان بیاورد .

همواره در فکر حفظ نگرش درست باشیم .

 

اختلاف برنده ها و بازنده ها در این است که برنده ها به آنچه میتوانند انجام دهند فکر میکنند ، اما بازنده ها به آنچه نمیتوانند .

انسان موفق کسی است که شکست میخورد اما خود را شکست خورده نمی پندارد.

 

***هدف نهایی را پیدا کنیم، درحالی که به سمتش میرویم به دیگران کمک کنیم***

 

بد شانس و خوش شانس وجود ندارد ، این نگرش ما و دیگران است .

 

·    پیر مردی در یک ده زندگی میکرد . او فقط از دار دنیا یک پسر داشت و یک اسب . یک روز اسبش از استبل فرار کرد . مردم ده به او میگفتند : پیر مرد بیچاره ی بدشانس ، چرا که فقط یک پسر داشت و یک اسب . که اسبش هم فرار کرد . فردای آن روز اسبش به ده برگشت در حالی که 100 اسب وحشی را هم با خودش آورده بود.مردم ده گفتند:عجب پیرمرد خوش شانسی . چرا که الان 101اسب داره . چند روز بعد پسر پیرمرد از روی اسب افتاد و پاهاش شکستند . باز هم مردم ده جمع شدند و گفتند : بیچاره پیر مرد . چقدر بدشانس است . چون تنها پسرش پاهاش شکستند . اما چند روز بعد جنگی در گرفت و به دلیل آن تمام جوانهای ده را برای جنگ بردند ، بجز پسر پیرمرد به دلیل آنکه پاهاش شکسته بود . اینبار هم مردم ده گفتند : خوش بحال پیرمرد که چقدر خوش شانس است ....

(حالا خودتان تفصیر کنید)

 

بزرگترین کشف عصر ما این است که انسانها میتوانند با اصلاح نگرش ذهن خود ، آینده ی خود را اصلاح کنند .

 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 7:44 توسط مهدی | |
رویای صادقانه

رویایی داشتم...

تصور کردم که در ساحل همراه خدا قدم می زنم...

در آسمان تصویری از زندگی خودم را دیدم

 

در هر تصویر دو جای پا بر روی شن های ساحل می دیدم:

"یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا"

 

هنگامی که آخرین تصویر زندگیم را پیش رویم دیدم

برگشتم و به جای پاهای روی ساحل نگاه کردم

 

متوجه شدم که در بسیاری از اوقات زندگیم

تنها یک جای پا وجود دارد

و این...

در سخت ترین لحظات زندگیم اتفاق افتاده بود

برای رفع ابهام از خدا سوال کردم:

" خدایا، گفته بودی اگر به تو ایمان بیاورم ، هرگز تنهایم نخواهی گذاشت اما در سخت ترین و تنها ترین لحظات زندگیم ، تنها یک جای پا می بینم، نمی فهمم که چرا آنهنگام که بیشترین نیاز را به تو داشتم، تنهایم گذاشتی..."

خداوند پاسخ داد: "فرزند عزیزم تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نمی گذارم.در زمانهای سخت اگر تنها یک جای پا می بینی ، در آن هنگام ...

تو را به دوش می کشیدم"

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 7:39 توسط مهدی | |
غیبت
غيبت، ارتباطي است كه بر ديگران آسيب مي رساند و زندگي ها را خراب مي كند. آبروي افراد را مي برد، بين خانواده ها اختلاف و شكاف ايجاد مي كند و دوستي ها را به هم مي زند. موهبت كلام بسيار با ارزش است ولي به نحوه استفاده آن بستگي دارد. آيا دوست داريد با صحبت هايتان به جاي ناراحت كردن ديگران ، آنان را آرام كنيد؟ به جاي آسيب رساندن، درمان كننده باشيد؟ به جاي سوزاندن و خراب كردن سازنده باشيد؟ پس روش هاي زير را امتحان كنيد: ۱- كلام تان مثبت باشد. فقط جملات مثبت به كار ببريد. با محبت و مهرباني صحبت كنيد. قبل از صحبت كردن فكر كنيد و سنجيده سخن بگوييد. ۲- از شنيدن غيبت خودداري كنيد. از شنيدن تهمت، غيبت و هر نوع سخن منفي خودداري كنيد. ۳- براي حرف هاي منفي خود دليل تراشي نكنيد. هرگز حرفي نزنيد كه مجبور شويد آن را توجيه كنيد. براي مثال بگوييد، شوخي كردم منظوري نداشتم. ۴- از نكات منفي چشم پوشي كنيد. با ديد مثبت در مورد ديگران قضاوت كنيد. همان طوري كه دوست داريد در مورد شما قضاوت شود، در مورد ديگران نظر دهيد. اگر شما را براي كاري كه تقصيري نداشته ايد متهم كرده اند، به خوبي مي توانيد احساس كنيد كه قضاوت نادرست چقدر سخت است. ۵- فروتن باشيد. از خشونت، خودخواهي و غرور خودداري كنيد. از پيروزي هايتان لذت ببريد، ولي مغرور نشويد. انسان فروتن مي داند كه خداوند در كارها و موفقيت ها او را ياري داده است. ۶- سنجيده و بجا صحبت كنيد. اگر دوست تان اخراج شده و بيكار است، موفقيت هاي كاري، اضافه حقوق و ترفيع دوست مشترك تان را مطرح نكنيد. ۷- صداقت بهترين سياست است. همواره صادق باشيد جز در مواردي كه صداقت شما باعث مشكلات يا رنجش ديگران مي شود. در هر كاري صادق باشيد ولي هرگز با صداقت خود، دل ديگران را نشكنيد. ۸- معذرت خواهي كنيد. هر كسي اشتباه مي كند. پس با شهامت معذرت خواهي كنيد. ۹- عفو كنيد. اگر كسي به شما بد كرده است، آن را فراموش كنيد. به خاطر خودتان او را ببخشاييد. انسان هاي بخشنده سالم تر و شاد ترند و كمتر دچار فشار رواني مي شوند . برخي ظاهراً مي گويند كسي را مي بخشند ولي در عمل نه مي بخشند و نه فراموش مي كنند. ۱۰- به علائم غيركلامي خود توجه كنيد. شايد گفتارتان در ظاهر مثبت باشد ولي علائم غيركلامي شما مانند حالت چهره، طرز نشستن و... ممكن است عكس آن را ثابت كند، پس علائم غيركلامي را با گفتارتان هماهنگ كنيد
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:40 توسط مهدی | |
نکات ارزنده

سلمان می گوید:از سه کس خندانم:۱_کسی که دنیا را می طلبد و مرگ به دنبال اوست.۲_شخصی که دیده بانان او را می نگرند ولی خود غافل است.۳_کسی که دل ودهان را پر از خنده می کند ولی نمی داند خدا از او خشنود است یا خشمگین

 

پیامبر خدا فرمودند:دوست دارید شما را به بخیل ترین،کسل ترین،عاجز ترین،دزدترین وجفاکارترین مردم راهنمایی کن؟گفتند:آری ای رسول خدا،دوست داریم.
حضرت فرمود بخیل ترین مردم کسی است که هنگام ملاقات با مسلمانی،به او سلام نمی کند؛کسل ترین مردم کسی است که در حین صحت وسلامتی وفراغت خاطر خدای خود را حمد وستایش نمی کند،دزد ترین مردم کسی است که از نمازش می دزدد و آن نماز پیچیده می شود آنچنان که جامۀ کهنه پیچیده می شودوآنگاه به صورت صاحبش زده می شود.جفا کار ترین مردم کسی است که نام مرا بشنود وصلوات بر من نفرستد.وعاجز ترین مردم کسی است که قدرت و توانایی دعا کردن را ندارد

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 7:44 توسط مهدی | |
لیلی

خدا گفت : زمين سردش است -

چه كسي ميتواند زمين را گرم كند؟
ليلي گفت :من!!!!!!!!!!!!!
خدا شعله اي به او داد -

ليلي شعله را در سينه اش گذاشت .سينه اش آتش گرفت.

 خدا لبخند زد ' ليلي هم  لبخند زد‍ـ
خدا گفت : شعله را خرج كن _ زمينم را به آتش بكش .

ليلي خودش را به آتش كشيد.
خدا سوختنش را تماشا كرد .........................
ليلي گُر ميگرفت .....................

 خدا حظ ميكرد................................

 ليلي مي ترسيد ـ

مي ترسيد آتش اش تمام شود .
ليلي چيزي از خدا خواست ـ خدا اجابت كرد.
مجنون سر رسيد ـ

مجنون هيزم آتش ليلي شد.
آتش زبانه كشيد ،

آتش ماند ،

زمين خدا گرم شد .
خدا گفت: اگر ليلي نبود ، زمين من هميشه سردش بود..............

 

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:38 توسط مهدی | |
عشق

روزگاری در جریزه ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند… شادی.غم.غرور.عشق و …

      روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت پس همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را مرمت کردند وجزیره را ترک کردند … اما عشق مایل بود تا آخرین لحظه باقی بماند چرا که او عاشق جزیره بود … وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایق با شکوهش  جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت : (( آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ )) ثروت گفت : (( نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جائی برای تو نیست )) پس عشق از غرور که با یک کرجی  زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست و گفت : (( لطفا کمک کن و مرا با خود ببر )) غرور گفت : (( نمی توانم تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق مرا کثیف می کنی ))  غم در کنار عشق بود پس عشق به او گفت : (( اجازه بده تا من با تو بیایم …. )) غم با صدائی حرن آلود گفت : (( آه عشق! من خیلی غمگین هستم و احتیاج به تنها ئی دارم )) پس عشق این بار به سراغ شادی رفت و او را صدا زد اما ... او آنقدر غرق در شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نشنید …!!! ناگهان صدائی شنید : (( بیا عشق … من تو را خواهم برد . )) عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد نام یاریگرش را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد که چقدر به پیرمرد بدهکار است چرا که او جان عشق را نجات داده بود . عشق از علم پرسید : (( او که بود؟ )) و علم پاسخ داد : (( زمان است )) عشق گفت: (( زمان !!! اما چرا به من کمک کرد؟ )) علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : (( زیرا تنها زمان است که قادر به درک عظمت عشق است ))

 

نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:31 توسط مهدی | |
آمار جالب

تحقيق انجام شده توسط سازمان ملي جوانان پيرامون «فاصله ميانگين‌هاي مختلف مربوط به سن ازدواج در جوانان مجرد» نشان مي‌دهد كه ميانگين سن مورد علاقه مردان براي ازدواج 25 سال و 9 ماه است، اما در مقابل زنان دوست دارند كه در سن 23 سالگي ازدواج كنند.
هچنين مردان درباره اينكه دوست دارند همسر آينده آنها چند سال داشته باشد، بيان كرده‌اند كه با ميانگين تفاوت سني 4 سال، علاقه‌مندند كه همسرشان 9/21 سال سن داشته باشد اما اين خواسته در ميان زنان 8/3 سال است، به عبارتي ديگر زنان دوست دارند كه همسر آينده‌شان 8/26 ساله باشند.
براساس اين تحقيق مردان مجرد پيش‌بيني كرده‌اند كه در سن 1/27 سالگي و زنان در سن 2/23 سالگي ازدواج خواهند كرد.
به گزارش ايسنا، مردان مجرد همچنين پيش‌بيني كرده‌اند كه همسر آينده‌شان 7/22 ساله خواهد بود و زنان مجرد هم علي‌رغم اينكه دوست دارند همسر آينده‌شان 8/26 ساله باشد ولي پيش‌بيني كرده‌اند كه همسرشان 1/27 ساله خواهد بود.
لازم به ذكر است كه علاوه بر شاخص سن مورد علاقه براي ازدواج در ميان جوانان، سلسله مراتب ارزش‌هاي همسر گزيني نزد جوانان مجرد گوياي اين مطلب است كه «راستگويي و داشتن صداقت» با 11/48 درصد، «قابل اعتماد بودن» با 73/47 درصد، «خوش اخلاق بودن» با 54/47 درصد، «نجيب و پاكدامن بودن» با 44/47 درصد و «داشتن سلامت جسماني» با 92/46 درصد پنج اولويت اول جوانان مجرد ايراني براي گزينش همسر آينده‌شان است.
به گزارش ايسنا، «داشتن درآمد خوب»، «داشتن شغل باپرستيژ» و «اهميت دادن به مسايل سياسي» سه اولويت آخر نزد جوانان ايراني براي انتخاب همسر است.

نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت 7:30 توسط مهدی | |
!!!!!!!!!!

لطفا طبق دستور العمل كن ... واقعا عجيبه ...!

هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته بشرطي كه تقلب نكنيد! << فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمي كرديد! اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند!! كسي كه اين پيام را ارسال كرده گفت كه آرزويش ظرف 10 دقيقه به حقيقت پيوست!!! اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت! پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد! نكته: زماني كه ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الكي يا بيخودي ننويسيد!!!) مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودي و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد! با زهم بايد گفته شود كه به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد در غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آنرا ضايع خواهيد كرد! (باز هم تبصره از خودم: اين رو بخاطر اين چندين بار تكرار كرده كه آدمهاي فضول ببخشيد كنجكاو خودشونو كنترل كنن!!!) خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.

- 1 اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي كاغذ بنويسيد.

- 2 سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد.

- 3 حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد. == قرار نشد به پايين نگاه كنيد! تقلب ممنوع !!

 - 4نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.

 - 5در رديفهاي 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه(

- 6اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!! < <

و حالا كليد رمز گشايي اين بازي: > > >

 -1 عددي را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصي است كه شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!
 - 2شخصي كه نامش در رديف 3 قيد شده كسي است كه شما عاشقش هستيد!!!
 - 3شخصي كه نامش در رديف 7 قيد شده كسي است كه شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!
- 4 شخص شماره 4 كسي است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
-5  شخص شماره 5 كسي است كه شما را بسيار خوب مي شناسد.

-6  شخصي كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!
- 7 آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي كند (مرتبط است(!!!
- 8آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!
 -9 آهنگ شماره 10 آهنگي است كه بيش از همه افكار شما را بازگو مي كند!
- 10 و بالاخره شماره 11 آهنگي است كه مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد كه درست باشه! خوب چطور بود؟

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 9:48 توسط مهدی | |
عنايت امام

هاله از قداست در تمامى صورتش پيدا بود و عشق و ارادت و ايمان كامل به امامت و عنايت خاص حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) در واژه واژه كلامش مشاهده مى شد.
در حالى كه اشك چشمانش را پر كرده بود و بغض راه گلويش را مى فشرد از عنايت، لطف، عطوفت و مهربانى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) حكايت مى كرد.
خانم اشرف ترابى، دختر آقا ميرزا مهدى را مى گويم كه مادرش از سلاله پيامبر اسلام(ص) است و به همين مناسبت فخر السادات نام دارد. او به گفته خودش بيست و يك سال مربى قرآن بوده و در اين مدت به تعليم و تدريس اين كتاب آسمانى سرگرم بوده است و قلبهاى شيفتگان قرآن را به نور آيات كتاب خدا روشن مى كرده است.
خانم ترابى، در دفتر شفايافتگان واقع در صحن آزادى حضور يافت و ماجراى شفا يافتن خود را به دست پر مهر امام رضا(ع) اين گونه بيان كرد:
چندى پيش هنگامى كه بعداز ظهر خسته از كار روزانه به خانه برگشتم درد شديدى در انگشت شصت پايم احساس كردم، اين درد چند روزى ادامه داشت تا اين كه انگشت پايم زخم شد.
دو سه روزى در خانه خودم به مداواى زخم پايم پرداختم ولى مداواى شخصى سودى نبخشيد و روز به روز درد پايم شديدتر و طاقت فرسا مى شد، سرانجام انگشت پايم چرك كرد و ورم پا تا بالاى زانويم را فرا گرفت به ناچار به سراغ دكترى كه الان نامش در خاطرم نيست رفتم و او پمادى را برايم نسخه نوشت از داروى پزشك نتيجه اى نگرفتم و روز به روز درد پا و ورم آن بيشتر مى شد.
پزشك مذكور دستور عكسبردارى از پايم را داد و هنگامى كه عكس پايم را براى دكتر بردم، گفت: استخوان پاى شما سياه شده و بايد قطع شود. اين سخن دكتر مرا وحشت زده كرد، و در نهايت ناراحتى از مطب وى خارج شدم. آشنايان ما در تهران پزشكى ديگر را كه در رشته خود حاذق بود به من معرفى كردند.
پس از يك هفته انتظار موفق شدم به مطب دكتر راه يابم. هنگامى كه آقاى دكتر عكس پاى مرا ديد با ناراحتى تمام بر سرم فرياد كشيد حالا كه استخوان پايت سياه شده به سراغ من آمدى؟ از من هيچ كارى ساخته نيست و تنها راه علاج بيمارى شما، قطع كردن پاى دردمند شماست و اگر در اين كار كوتاهى و سهل انگارى كنيم ممكن است چرك پاى شما به قلب برسد كه در اين صورت خطر مرگ شما را تهديد مى كند و از آن جا كه من چند روز ديگر عازم سفر به خارج از كشور هستم. فردا مبلغ سى هزار تومان به حساب من واريز كنيد تا در بيمارستان نسبت به قطع پاى شما اقدام كنم، و اضافه كرد تأخير در اين كار باعث مرگ شما مى شود.
در نهايت دلگيرى و با كوهى از درد و غم، مطب دكتر را ترك كردم. وقتى از مطب دكتر خارج شدم به شوهرم گفتم: من هرگز اجازه نمى دهم پاى مرا قطع كنند. درهمان حال گوسفندى نذر مهمانخانه حضرت امام رضا(ع) كردم و دست توسل به دامان اين امام مهربان و كريم زدم؛ امام بزرگوار و مهربانى كه آهوى درمانده و غمزده بيابانى را شفاعت كرد و از صياد شيرافكن برايش امان نامه گرفت و صياد به بركت وجود امام عليه السلام آهو را رها كرد تا دوباره در كنار بچه هايش به زندگى خود ادامه دهد. با خود مى انديشيدم كه چنين امام مهربانى ، هرگز دست توسل مرا از دامان خود كوتاه نخواهد كرد. در پيشگاه حق تعالى از من شفاعت مى كند و مرا شفا مى دهد.
وقتى كه از مطب دكتر با آن خبر تلخ و وحشتناك به خانه آمدم، شب فراموش نشدنى و سختى را گذراندم. در طول شب از درد به خود مى پيچيدم و شدت درد من به حدى بود كه گمان مى كردم شب آخر عمرم است و سرانجام از شدت دردپا قلبم از حركت باز خواهد ايستاد، ولى با اين حال با خداى خود زمزمه كردم كه:
اى خداى بزرگ!
مدت بيست و يكسال از عمرم را در راه آموزش قرآن به بندگان تو گذرانده ام و در همه عمرم چندان در حفظ حجاب خود كوشيده ام كه حتى كسى پاى مرا بدون جوراب نديده است، و در همين حال كه از ته دل به درگاه خدا مى ناليدم درد شديد پا طاقتم را طاق مى كرد و گريه امانم را از كف برد.
دخترم مريم در كنار پسرم از شدت درد من مى گريست و هر چه مى خواستم او را از كنار خود برانم امكان نداشت. شب با همه سختى و ناگواريهايش به كندى مى گذشت و من در حالى كه از درد به خود مى پيچيدم، نفهميدم چه وقت خوابم برد.
در خواب ديدم كه در اتاق من گشوده شد و دايى من كه از سادات رضوى است وارد خانه شد، سلام كردم و با گلايه گفتم: چه شده كه دايى عزيزم يادى از ما كرده است؟ دايى در جواب من گفت: مشهد بودم و به همين دليل نمى توانستم به ديدار شما بيايم در اين حال من در عالم خواب به او گفتم: برويد شما هم با آقا امام رضايتان.
دايى با ناراحتى انگشتش را جلوى دهانش بود و گفت: ساكت باش! گفتم: چرا ساكت باشم؟ گفت مگر آقا را نمى بينى؟ دايى جلو آمد و آهسته به من گفت: اين آقا امام(ع) هستند كه به ديدن شما آمده اند.
ناگهان از خواب پريدم، وقتى به خود آمدم همه وجودم مى لرزيد، هرچه در اتاق جستجو كردم دايى و امام رضا(ع) را نيافتم. خوب كه دقت كردم آقايى را با قدى بلند و چهره اى نورانى در حالى كه لباسى خاكسترى بر تن داشتند ديدم، ولى هر چه كوشش كردم صورت آقا در هاله اى از نور پنهان بود و من نمى توانستم چهره ايشان را به خوبى ببينم.
گفتم: دايى جان اين آقا كيست؟ دايى جلو آمد و آهسته به من گفت: اين آقا حضرت امام رضا(ع) هستند كه به ديدن شما آمده اند به احترام امام رضا(ع) از جا برخاسته و در برابر آقا ايستادم، در همين حال از شدت درد پا به زمين خوردم و ناگهان از خواب پريدم.
وقتى به خود آمدم همه وجودم مى لرزيد و بدنم غرق عرق شده بود، هر چه در اتاق دايى و امام رضا(ع) را جستجو كردم، كسى را نيافتم جز دخترم كه در كنار بستر من خوابش برده بود. فردا صبح از دخترم مريم خواستم كه پانسمان پاى مرا عوض كند.
وى طشتى زير پاى من گذاشت تا اين كار را انجام بدهد. من در زمانهاى تعويض پانسمان پايم هيچ وقت دقت نمى كردم، ولى همين كه دخترم پاى مرا باز كرد در نهايت شگفتى فرياد زد! مادر انگشت پاى شما به مويى بسته بود و پاى شما غرق خون و چرك بود ولى الان هيچ نشانى از زخم و خون و چرك در پاى شما مشاهده نمى شود.
هنگامى كه شگفتى بيش از حد دخترم را ديدم از جاى خود بلند شدم تا وضع پايم را ببينم. وقتى چشمم به پايم افتاد، ديدم هيچ نشانى از جراحت و ناراحتى و درد در آن نبود. افراد خانواده اطراف من جمع شده و در حالى كه گريه امانم نمى داد ماجراى خوابى را كه ديشب ديده بودم برايشان نقل كردم. از آن شب تا به حال هيچ درد و ورم و ناراحتى در پاى خود احساس نمى كنم.
ياد آورى مى شود كه مجموعه مدارك پزشكى بانوى شفا يافته در آرشيو شفا يافتگان اداره امور فرهنگى آستان قدس رضوى موجود است.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 7:26 توسط مهدی | |
روزه

در اصناف مختلف مردم در هنگام رمضان بیندیش و مشخص کن که تو از کدام هایی؟

1.کسی که از خوردن و نوشیدن روزه باشد این روزه عادت است.

2.هرکس که از ربا و حرام روزه باشد و برحلال افطار نماید روزه او توشه و عبادت است.

3.هرکس که از گناهان و نافرمانی روزه باشد و بر اطاعت از خداوند رحمان افطار نماید این روزه ی رضاست.

4.هرکس که از امور زشت و قبیح روزه باشد و بر توبه به خدای داننده غیب افطار نماید این روزه دار متقی است.

5.هرکس که از غیبت و سخن چینی و دروغ و بهتان روزه باشد و با تلاوت قران افطار نماید این روزه دار رشید است.

6.هرکس که از منکر روزه باشد و با تفکر و تدبر و عبرت آموزی افطار نماید این روزه دارخوشبخت است.

7.هرکس که از ریا و خوار شمردن دیگران روزه باشد و بر تواضع و اخلاص افطار نماید روزه دار سالم است.

8.کسی که از خلاف نفس . هوی روزه باشد وبر شکر و رضا افطار نماید این روزه دار غنیمت برنده است.

9. هر کس که از کارهای زشتش روزه باشد و بر کوتاهی آرزوهایش افطار نماید این روزه دار گواه است.

10. هرکس که از طولانی بودن آرزویش روزه باشد و با نزدیک شدن اجلش افطار نماید این روزه دار زاهد است.

بدر بن نادر المشاری

عبدالغفور گردهانی

نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 7:59 توسط مهدی | |
ماه مهمانی

ما را دعوت کرده اند در این مهمانی  و وسایل پذیرایی هم آماده شده است

از جمله پذیرایی های رب العالمین :

۱- نومکم فیه عباده (خوابتان در این ماه عبادت )

۲- عملکم فیه مقبول (عملتان در این ماه پذیرفته)

۳- دعائکم فیه مستجاب (دعایتان در این ماه مستجاب )

- امام محمد باقر  علیه السلام : اسلام با قول و فعل ظاهر می شود  وبه موجب همین اقوال و افعال

است که امور مربوط به ارث جریان می یابد و مردمان بر نماز  گرد  می آیند و زکات می پردازند وحج

می روند. اینهاست که موجب خروج از کفر وپیوسته شدن به ایمان می گردد.

۲- ابو حنیفه : من هیچیک از اهل قبله را کافر نمی دانم.

۳-  ابو الحسن اشعری  : مردم بعد از پیامبر در بسیاری از امور اختلاف پیدا کردند و فرقه های گوناگون

پیدا شدند که اسلام همه آنها را گرد هم می آورد وشامل همه می شود .

۴- ابن تیمیه : من به کفر هیچ یک از اهل قبله حکم  نمی کنم .

۵- اوزاعی :   من به هیچ عنوان گویندگان  شهادتین را کافر نمی دانم.

۶- ابن عینیه: اگر درندگان  گوشت  بدن مرا بخورند ٬  بهتر است از اینکه خدا را ملاقات کنم

در حالی که با کسانی که به وحدانیت خدا ونبوت  محمد اعتقاد دارند  دشمنی ورزیده باشم.

۷- ابو الحسن رویانی : من هرگز یکی از پیروان مذاهب اسلامی را تکفیر نمی کنم .

۸-سفیان ثوری : دشمنی با هیچ موحدی جائز نیست  اگر چه هوی وهوس او را از

حق گردانیده باشد.

۹- امام صادق  علیه السلام: مسلمان برادر مسلمان است٬هر مسلمانی ٬به منزله

چشم و آیینه و راهنمای برادر مسلمان خود است که به او خیانت روا نمی دارد وبا وی

 خدعه و ستم  نمی کند و دهان به غیبت او نمی گشاید. 

 التماس دعا

نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 7:51 توسط مهدی | |
صدای رمضان

صدای گامهای رمضان را از کوچه پس کوچه های دل عاشقان می شنوم.آری می آید تا هدیه ای از آسمان را تقدیم کند. وقتی کادوی رمضان را که به دیدار من بیمار آمده است باز می کنم  ناگهان ترس مرا در برمی گیرد ،ترس از اینکه در محضر خداوند گناه کنم و حساسیتی در دل پیش می آید که تا عمق فکرم می رود و مرا روشنفکر می کند.قلب که متقی شد همه اعضا و جوارح در خدمت این یگانه قرار خواهند گرفت .اما تا آمدن این عزیز چندی مانده است ...و آیا این قلب من تا زمان رسیدن او خواهد تپید. این است که ذهن آن سخن رسول اکرم(ص)را به یادم می آورد(اللهم بلغنا رمضان)... اللهم بلغنا رمضان)... اللهم بلغنا رمضان)...خدایا ما را به رمضان برسان(روایت از بزار و طبرانی در اواسط و بیهقی می باشد).

اصلا این که خدایا ما را به رمضان برسان یک روش تربیتی بوده که اصحاب رسول الله با آن خود را تربیت می کردند. با شور و شوق به سوی رمضان می شتافتند و شش ماه بعد از رمضان در فراق او می گریستند و چرا نباید گریست و از شوق رسیدن بال و پر زد که عبادت تنها یک شب قدر آن برابر با عبادت هزار ماه است(قدر/2)و خداوند خود پاداش آن است و چه پاداشی از خداوند بالاتر وجود دارد.دل برای رحمت و مغفرت و نجات از آتش سوزان و گدازان جهنم و رسیدن به بهشت جاودانه می تپد.

حال که مهمان می آید ،همان طور که ما خود را برای آمدن هر مهمانی موظف به تدارک می بینیم شایسته است برای این مهمان که از هر مهمانی عزیزتر است تدارک ببینیم و چرا باید با سر وجان در خدمت این میهمان نباشیم که به واسطه آن رحمت و مغفرت و نجات از آتش ارمغان می آورد.اینک به شما خواهم گفت که برای او چه تدارک ببینیم.

 

1)تدارک ایمانی/عبادی:

1-1)توبه صادقانه با پرهیز از گناهان و توجه به خداوند.

1-2)تکرار زیاد دعای اللهم بلغنا رمضان.

1-3)روزه زیاد در شعبان به 2صورت یا روزه نیمه اول بطور کامل و یا روزه مرتب دوشنبه و پنج شنبه تا آخر ماه ویا روزه ایام بیض ماه(11و12و13).

1-4)زندگی با قران کریم به صورت تلاوت روزانه بیش از یک جزء وتلاوت همراه با تدبر.

1-5)چشیدن لذت قیام شب با به جا آوردن 2رکعت بعد از نماز عشاء هر شب و 2رکعت در هنگام سحر همراه با استغفار و مناجات به قاضی حاجات دستکم هفته ای یک بار.

1-6)چشیدن شیرینی ذکر با ادای اذکار روزانه(ماثورات صبح و شام)و سایر اذکار روز و شب و ذکر خدا در هر حال(به خصوص ذکر لااله الا الله).

 

2)تدارک علمی:

2-1)مطالعه احکام و فقه روزه به صورت کامل(دستکم از فقه السنه سید سابق یا هر کتاب فقهی مذهب)،شناخت تفاصیل روزه و وظایف و اسرار آن(از احیاء علوم دین امام محمد غزالی) و تفسیر آیات مربوط به روزه ازکتب تفسیر(مانند فی ظلال سید قطب و ابن کثیر و روح المعانی علامه آلوسی).

2-2)مطالعه برخی از کتابها که باعث رقت قلب می شوند(رقایق) مانند توشه راه استاد مصطفی مشهور و کتابهای دیگر در این زمینه.

2-3)گوش دادن به نوارهای سخنرانی علمادر استقبال از ماه مبارک و آمادگی برای آن از جمله نوارهای موثر عمرو خالد و نوار روحانیه الصائم از شیخ دویش و ... .

2-4)مرور حفظ های قران چه برای امام و چه منفرد و گوش دادن به نوارها و سی دی های نماز تراویح همراه با دعای ختم قران(استاد سدیس و شریم وعبدالباسط و حذیفی و...).

2-5)استفاده از سایت های مفید علمی در مورد رمضان(از جمله(http://www.saaid.net و  http://www.islamonline.net)و ....

 

3)تدارک دعوی:

3-1)آماده کردن برخی از یادداشت ها ،دروس،سخنرانی ها و مباحث رمضانی از جمله مواعظ و رقایق ایمانی و تربیتی به منظور قیام به واجب دعوت مردم به سوی خداوند در طول ماه مبارک رمضان.

3-2)حضور یافتن در مجالس علم و دروس مسجد به منظور آمادگی و مشارکت در رمضان.

3-3)تلاش در جهت آماده کردن سایرین در محل کار و یا درس با کلمات کوتاه مناسب که آنها را برای عبادت ماه مبارک رمضان آماده کند.

3-4)آماده کردن هدیه رمضانی از هم اکنون برای مردم و تالیف قلوب و دوست داشتنی تر کردن عبادت در نزد آنان( شامل نوار کاست،سی دی،بروشورها،کارت های تبریک و…).

3-5)تهیه مجله رمضانی برای همسایگان و مجموعه آپارتمانی در استقبال از رمضان.

3-6)آماده کردن و تجهیز مکانی در محله برای مسابقه حفظ و تلاوت قران کریم در ماه مبارک رمضان.

 

4)آمادگی خانواده:

4-1)آماده کردن اهالی خانه از نظر روحی –روانی برای ماه مبارک و چگونگی انجام اعمال ماه با تدوین برنامه هایی در این مورد.

4-2)استفاده از کتابهایی مثل(بیوتنا فی رمضان دکتر اکرم رضا و الاسره المسلمه فی شهر القران از دار مداین و....).

4-3)تمرین برخی از تدارکات ایمانی فوق الذکر با خانواده.

4-4)برپایی دیدار ایمانی با خانواده به صورت روزانه در حد توان.

 

5)تدارک تصمیم:

با عزم بر؛

5-1)گشودن فصل جدیدی در رابطه با خداوند.

5-2)در نظر گرفتن ایام رمضان غیر از روزهای عادی.

5-3)آماده کردن مساجد و حضور در نمازهای پنج گانه به جماعت و زنده کردن سنت های فوت شده مثل نشستن در مسجد بعد از نماز صبح تا طلوع افتاب به ذکر،رساندن خود به صف اول جماعت،رسیدن به مسجد قبل از اذان به نیت اعتکاف.

5-4)پاکسازی روزه از لغو و گناه که ممکن است به آنها آلوده شود.

5-5)سلامتی سینه و نداشتن کینه به هیچ کس.

5-6)عمل صالح در رمضان و نیت کارهای خیر را کردن(مثل توبه،باز کردن صفحه جدید با خداوند،تصحیح سلوک و درست کردن اخلاق،روزه خالص برای خدا،نیت ختم قران بیش از یک بار،تهجد و قیام شب،نافله های زیاد،طلب علم،نشر دعوت بین مردم،سعی در برآورده کردن نیازهای مردم،کار برای دین خدا و نصرت آن،نیت عمره،نیت جهاد با مال و جان و...).

 

6)آمادگی جهادی:

این کار با محقق ساختن مجاهدا لنفسه صورت می گیرد.

6-1)باز داشتن نفس از عیش و راحتی که طبیعتا به آنها مایل است،زهد در دنیا و از آنچه که در نزد مردم است،فرو نرفتن در بحر خوردنی ها و نوشیدنی ها و پوشیدنی ها بیش از نیاز.

6-2)تمرین انواع مجاهدت ها(در زبان پرهیز از بیهوده گویی،در شکم ذلیل خوراک نشدن،درشهوت صبر کردن،در جهاد نفس طغیان نکردن،در مبارزه با شیطان مغرور نشدن) با مراجعه به کتاب «رمضان جهاد حتی النصر »از خالد ابوشادی.

6-3)واداشتن نفس به زندگی مانند مجاهدان و تمرین آن برقدرت تحمل برصبر در سختی ها در طول تربیت جهادی معهود با آن.

6-4)تنظیم محاسبه مخصوص برای آمادگی های رمضانی که در ستون های فوق به آنها اشاره شد.

 

امیدوارم که خداوند ما را در رسیدن به رضوان خود با انجام دادن اعمال صالحه موفق بدارد.

 

               ترجمه و تالیف:عبدالغفور گردهانی 23 شعبان1425

نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 7:27 توسط مهدی | |
آخرين نوشته ها
باور ها
پدر
هر شب يك دعا كن
تلاش کنید
عشق را امتحان كن!
خدایا کفر نمی‌گویم
سخن بزرگان
سخن بزرگان
داستان کوتاه
ای کاش!!!
بیاموزیم که ...
جملات کوتاه ولی عمیق
دکتر شریعتی
واقعيات علمي
تـصـمیم گـرفـت زنـده بـمـانـد
كلامي از بزرگان
رسیدن به کمال
جملات قصار 2
خواندنی
مادر
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز می کنی , مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری